به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایران، هیچ کشوری در جهان واکنشی به ضعف و ناتوانی تشکیلات ترامپ در قبال بیماری مهلک کرونا نداشته و همین امر نیز برای ویران شدن برداشتهای عمومی از این کشور کفایت میکند. با این حال ضعفهای اخیر امریکا در تبیین سیاست خارجیاش نیز مزید بر علت شده تا اگر هم امریکا قدرتی در گذشته داشت اینک یک امپراطوری ورشکسته و کشوری در حال سقوط نشان بدهد که نه تنها یک کلانتر جهانی نیست، از رتق و فتق امور داخلی خود نیز عاجز است. اینک رقبای امریکا شامل روسیه و البته چین هم به سبب تنزل دائمی کاخ سفید نه تنها زیر سایه این رقیب سنتی قرار ندارند، بلکه به گونهای بر آن سایه انداختهاند.
«جو بایدن» مدعی است اولین کاری که میکند، متقاعد کردن دولتهای خارجی به این نکته است که امریکا با رها کردن سیاستهای چهار سال اخیرش به شرایط قبلیاش بازمیگردد. او نه تنها امریکا را به پیماننامهها و تعهدات بینالمللی لغو شده طی دوران ترامپ بازمیگرداند بلکه هرگونه سیاست «دخالت نظامی» در سایر کشورها را هم مهار و محدود خواهد کرد. با این حال بایدن متوجه این نکته نیست که اقدامات فوق برای نجات ایالات متحده از شرایط تیره فعلیاش کفایت نمیکند و اوضاع بدتر از آنی است که وی وانمود میکند.
طبیعی است که دولت جدید امریکا که از 20 ژانویه اداره امور را در دست میگیرد، ابتدا به رسیدگی به شرایط آشفته داخلی این کشور مشغول خواهد شد و اعتلای اقتصاد امریکا که بر اثر فشارهای کرونا کمر خم کرده، دیگر اولویت کاری دولت بایدن خواهد بود. بایدن در عین حال باید به امور بینالمللی هم بپردازد، زیرا روابط مخدوشاش با اروپاییها و شرق آسیاییها گلوگاه اقتصادی امریکا را نیز میفشرد. اگر امریکا به این فکر کند که در گذشته نزدیک چه میزان روی مسائل سایر کشورها تأثیرگذار بوده، فایدهای به حالش ندارد زیرا حلقه مفقوده سیاست خارجی این کشور ارتکاب اشتباهاتی بزرگتر همچون جذب هرچه بیشتر اسرائیل، حمایت از عربستان و بیاعتنایی به سیاهان و مهاجران بوده است. بایدن برای ترمیم این امور حداقل به دو سال وقت نیاز دارد و چون مجبور است در همین زمان به بیش از 320 میلیون امریکایی ضربه خورده از بیماری «کووید19» ملزومات اولیه زندگی را هم ارزانی دارد، با یک کار شاق و بزرگ طرف است که اطمینانی به انجام آن نمیتوان داشت.
ترامپ با قطع روند ورود مهاجران بویژه مسلمانان به امریکا و سرکوب سیاهان مستقر در این کشور جامعه بحرانزدهای را به جای گذاشته که نه فقط مورد پسند کشورهای اسلامی و جامعه سیاهپوستان نیست، بلکه بسیاری از کشورهای اروپایی و مسیحینشین را هم نسبت به خود بدبین کرده است. بایدن قول داده است که در روند ممنوعیت حضور مهاجران در امریکا تجدیدنظر کند اما اگر اینچنین هم بشود و امریکا به تعهداتی همچون مشارکت در «تلطیف شرایط اقلیمی جهان» و عضویت در سازمان بهداشت جهانی بازگردد، نه لزوماً یک قدم به سمت جلو بلکه ترمیم نصف و نیمه گذشته نزدیک و تاریک خود خواهد بود.
نزدیکان بایدن مدعیاند کار در حوزه سیاست خارجی تخصص اول اوست و این همان عرصهای است که بر اثر کارهای نیمهتمام ترامپ صدمات جبرانناپذیری از 2016 به بعد به آن وارد شده است. مشکل اینجاست که حتی کشورهای کوچک و کمامکانات نیز اینک امریکا و سیاستمداران آن را به سخره میگیرند و اخیراً یک شبکه تلویزیونی کشور بوسنی در گزارشی آورد: «امریکا کشوری است که در آن معاون رئیس جمهوری برای حفظ خود در قبال بیماری کووید19 از ماسک استفاده میکند اما خود رئیس جمهوری این کار را نمیکند و کاخ سفید سرشار از کارکنانی است که ترامپوار و بدون ماسک ظاهر میشوند. معلوم است که در آنجا کارها دلبخواهی است و یک نیروی مرکزی حاکم بر همه امور وجود ندارد. اینچنین است که امریکا این روزها نمادی از شرایط منطقه آشفته بالکان در میانه دهه 1990 را دارد.»
بایدن طی 8 سال معاونت اوباما در همان زمینههایی تدوین سیاست کرد که این روزها اطرافیان وی آن را نقطه قوت وی توصیف میکنند اما امریکا با همان سیاستها در منجلاب بهوجود آمده در عراق و افغانستان گرفتار آمد و زورش به سوریها هم نرسید و تروریسم بینالملل را هم ریشهکن نکرد و از قضا در دوره «اوباما - بایدن» بود که القاعده تشکل خود را حفظ کرد و داعشزاده شد و نیمی از افغانستان و عراق را بلعید و به سوریه هم لشکرکشی کرد. به لحاظ کارآمدی اقتصادی هم سه سال اول حکومت ترامپ بسیار پررونقتر از زمامداری 8 ساله اوباما - بایدن بود و ترامپ فقط زمانی در زمینه اقتصادی هم زمین خورد که کرونا سربرآورد. امروزه انداختن کل تقصیرات به گردن جمهوریخواهان و بخصوص شخص ترامپ بهترین بهانه و حربه اصلی پیروزی دموکراتها در انتخابات 2020 بوده اما واقعیت این است که ریشه و پایه این عقبگردها و ناکامیها قبل از ترامپ و در همان دوره اوباما و معاونش گذاشته شد. بایدن بین جدایی از سیاست سراسر دشمنانه امریکا در قبال چین و اتخاذ یک روش تازه و ملایمتر در تقابل با این غول شرق آسیایی گرفتار آمده، زیرا خودش هم بارها در حرف و عمل چینیها را نکوهش کرده و به «سرقت پیروزی» در رقابتهای اقتصادی متهم ساخته و دولت چین به بایدن هم بدبین است.
امروزه بسیاری از امریکاییها معتقدند که چینیها با سهلانگاریشان نقش اول را در تولد و گسترش ویروس کرونا بازی کردهاند و در نتیجه برقراری هرگونه ارتباط کاری تازه با آنها باید حسابشده و فارغ از ایدههای مردمی نسبت به این قضیه نباشد و همین مسأله نیز دولت بایدن را به سوی اتخاذ سیاستی انفعالی و محدودکننده در قبال اژدهای زرد سوق میدهد، ولی این مسأله هم مانند سیاستهای چندسویه ترامپ روند پیشرفت اقتصادی این اژدها را کند نمیکند و حتی هفتهای نمیگذرد که در آن آمار اقتصادی و کسب درآمدهای بینالمللی دولت پکن رو به فزونی نرود. این در حالی است که کشورهای مطرح دیگری هم در جهان روندی ضد چینی را در پیشگرفتهاند و بایدن نمیتواند فارغ و بیتأثیر از آنها عمل کند. جدلهای سیاسی و قومیتی اخیر بین چین و فرانسه و عدم مداخله ترامپ در این امر توقعات از بایدن را بیشتر کرده و دولتهای شاخص اروپای غربی انتظار دارند «امریکای بایدن» مانند «امریکای اوباما» از آنها در ستیزههای غیرنظامی بینالمللی حمایت کند اما بایدن هم نمیتواند در این لحظه یک همراه تمامعیار برای اروپاییها و بهواقع شرکای اصلی گذشتهاش در مواردی از این دست باشد، زیرا سرگرم امور حیاتیتر است.
بایدن حتی اگر روند مرگومیرهای کرونایی در امریکا را کاهش دهد، برای ایجاد زمینههای مناسب و ایمن زندگی برای مردم این کشور یک کار شاق چند ساله را پیشرو دارد که دوره اول ریاستجمهوری او کفایت آن را نمیکند و اطمینانی در دست نیست که یک دوره دوم هم برای او در راه باشد. امروزه تقسیم صحیح و بموقع واکسنهای کرونا بین ملت بشدت بیمار امریکا یک اولویت اساسی است اما پزشکان هنوز مطمئن نیستند که آثار مثبت این داروها بیشتر از تبعات منفی آن باشد زیرا امتحان چندانی پس ندادهاند و اگر حاصل این امر یک درمان نصفونیمه پر سروصدا باشد، دو سه سال اول حکومت بایدن سیاهتر از کل دوران چهار سال و سپری شده ترامپ خواهد شد.
حتی اگر سیاستهای امریکا در این زمینه براساس تجربیات حاصل از پیکار با بیماریهای ابولا و سارس طی سالیان اخیر باشد، جامعه بینالملل که بخشی از آن وخامت اوضاع کروناییاش بهشدت امریکا نیست، از دولت بایدن انتظار حضور و اقدام و عملی سریع در زمینههای مختلف مخدوش شده در دوران ترامپ را خواهند داشت و این چیزی نیست که بایدن و وزارت خارجه انتخابیاش وقت کافی برای رسیدگی به آن را داشته باشند. بایدن باید پاسخگوی این سؤال هم باشد که اگر سیاست مهاجرستیزی ترامپ برای ایجاد سد مقابل کشورهای مسلمان بوده چرا تعداد مسافران اروپایی و مسیحی و دانشجویان این قاره در دانشگاههای امریکا نزول محسوسی در سالهای اخیر داشته و امروز خبری از ارقام میلیونی دانشجویان خارجی مستقر در امریکا نیست و این بیش از آنکه ارزآوری به امریکا را کاهش داده باشد، نفوذ بینالمللی امریکا بر اذهان و انسانها را سستتر کرده است. بایدن با موضوع «برجام» هم مواجه است و همینطور با مسأله چگونگی همکاری کردن با روسیهای که آشکارا مایل بهقدرت رسیدن وی نبود و به هر دلیل ترامپ را بر او ارحج میدانست.
بایدن شاید بتواند شرایط دانشگاههای امریکا و قوه «خارجیپذیری» آنها را به دوران قبل از ترامپ بازگرداند اما نمیتواند این اتهام را به سادگی پاسخگو باشد که امریکا از زمان حضور تیم دونفره او و اوباما در کاخ سفید نیز هیچ اقدام تنبیهی تندی را در قبال «عربستان دخیل در ماجرای انفجار در برجهای دوقلو»، طراح و مجری قتل خاشقجی و همچنین بمباران کننده بیوقفه مردم بیگناه یمن در پیش نگرفته و پیوسته با آنها مماشات کرده است. بایدن حالا که ترامپ را بدترین رئیسجمهوری سالهای امریکا توصیف کرده باید سازوکارهایی را روکند که تشکیلات سیاسی این کشور را از چنان فرآیندهایی رها کند و او را هم بدترین نسازد. اما بهنظر میرسد آن حرفها و اتهامات فقط مصرف انتخاباتی داشته و بایدن اصلاً بهدنبال چنین چیزهایی نیست. او حتی اگر کرونا را قدری مهار کند، میتواند به توفیق خود ببالد اما این برای مردم امریکا و جهان کافی نیست. به این ترتیب شاید بقیه اهداف بایدن برای دولت بعدی بماند؛ دولتی که معلوم نیست سرکرده آن خود او باشد!