به گزارش "ورزش سه"، زمینهای اطراف تیاگو موتا که اکنون فرو میریزند، تنها آخرین اثر از پدیدهای است که در دنیای فوتبال روز به روز گسترش مییابد. از «گواردیولیسم» افراطی تا «مانچینیسم» افسرده، زندگی بازیکنان سابق و بزرگی که به سرعت به دنیای مربیگری وارد شدهاند، اما هنوز نتوانستهاند در این عرصه جوایز قابل توجهی کسب کنند، بسیار دشوار است.
خلاصهای از قسمتهای گذشته
مدتی نه چندان دور، موفقیتهای فوری پپ گواردیولا باعث شد بسیاری باور کنند که یک دوران حرفهای درخشان به عنوان بازیکن کافی است تا یک مربی بزرگ و با اعتبار به سرعت از راه برسد. «گواردیولیسم» نسخه جهانی «مانچینیسم» بود: صعود ناگهانی روبرتو مانچینی، یکی از بزرگترین قهرمانان فوتبال ایتالیا به نیمکت مربیگری. او بدون هیچ تجربهای در مربیگری، به سرعت به پشت فرمان فیورنتینا نشست و در سه سال اول خود دو جام حذفی ایتالیا را برد و همچنین چرخه قهرمانیهای اینتر را آغاز کرد.
اما در فوتبال مدرن این اتفاقات بسیار نادر هستند، حداقل تا ظهور ژابی آلونسو در بایرلورکوزن، که به عنوان آخرین و تنها بازیکن از سطح بالای فوتبال به نظر میرسد که توانسته به همان میزان جوایز، اعتبار و موقعیت را در دنیای مربیگری بدست آورد. همه در انتظاریم تا ببینیم او در باشگاههای بزرگتر و چالشبرانگیزتر (احتمالاً رئال مادرید) چه خواهد کرد.
مربیگری، فراتر از عملکرد و جوایز
این مسئله بسیار فراتر از عملکرد در زمین و کسب عنوانها و جوایز است. مربیگری مسئلهای است که به احساسات، ارتباط با بازیکنان و مدیران وابسته است. اعتبار باید روز به روز بهطور مداوم ساخته شود تا بتوان فرهنگ تیمی را شکل داد. اشتباه بزرگ اما این است که تصور کنیم در تیمهای این قهرمانان سابق، همان ویژگیهایی که خودشان در دوران بازی داشتند، به همان شکل منتقل میشود. این انتقال غلط است، هم از نظر فنی و هم از نظر انسانی. نمیتوان گفت یک مربی حتماً موفق خواهد بود «چون انسان بزرگی است و بازیکنانش او را دوست خواهند داشت» یا «چون به عنوان یک بازیکن قهرمان بزرگی بوده است».
موتا، بازیکن درخشان اما مربی ناامیدکننده
حالا ما شاهد مثال تیاگو موتا هستیم که در دوران بازی خود تمام ویژگیهای لازم برای یک قهرمان را داشت: تکنیک بینظیر، قدرت تاکتیکی، زمانبندی صحیح بازی، روحیه رقابتی و تجربه در باشگاههای بزرگ و چالشبرانگیز. در یک کلمه، «ذهنیت». همان چیزی که در حال حاضر تیم یوونتوس به آن نیاز دارد. چرا که دانش با مطالعه به دست میآید و توانمندی از تجربیات ساخته میشود.
بهتر است این تجربهها در باشگاههایی با چالشهای کمتر و زمانی طولانیتر به دست بیاید، مخصوصاً در شروع کار به عنوان یک مربی بدون تجربه. اشتباهات را در باشگاههایی مانند اسپال راحتتر میتوان جبران کرد تا در باشگاه بزرگی مثل رم. پیش از موتا و دانیله ده روسی، کسانی مانند آندره آ پیرلو، جنارو گتوزو و تا حدودی پپه اینزاگی دقیقا همینطور بودند. در سطح جهانی نیز رود فن نیستلروی، استیون جرارد، فرانک لمپارد و ژاوی همگی از این قهرمانان بودند که به سرعت وارد دنیای مربیگری شدند و همین باعث شد تا بخشی از دوران حرفهای خود را زودتر از دست بدهند. زیرا آنها زمانی برای اشتباه کردن و یادگیری از شکستها نداشتند.
چالشهای دنیای مربیگری
مربیگری فقط به ترکیب تیم محدود نمیشود؛ بلکه باید افراد، گروهها و فشارهایی را که از آن به عنوان یک بازیکن تجربه نکردهاید، مدیریت کنید. همچنین باید ارتباطات موثری داشته باشید. امروز هر بازی دو کنفرانس مطبوعاتی و مصاحبههای مختلف از جمله تلویزیونی، رادیویی و وبسایتها را به همراه دارد. اگر به لیست اسامی قهرمانان نگاهی بیندازید، خواهید دید که تنها تعداد کمی از ویژگیهایی که آنها در زمین داشتند، به تیمهایشان منتقل شده است. این امر حتی در مواردی که عملکرد بسیار خوبی نیز داشتند، صدق میکند. از جمله کارلو آنچلوتی، که به عنوان یک هافبک هیچ شباهتی به آرامشی که در دوران مربیگری از خود نشان داد، نداشت.
راهی طولانی تا موفقیت
شواهد خارج از مرزهای ایتالیا نیز بر این حقیقت تأکید دارند. برای مثال، ژاوی در اولین سالهای مربیگری خود با بارسلونا موفقیتهای زیادی به دست آورد، اما به سرعت کنترل اوضاع را از دست داد. او که سالها رهبری خط میانی بارسلونا و تیم ملی اسپانیا را بر عهده داشت، به همان راحتی نمیتوانست در دنیای مربیگری به همان شیوه عمل کند.
در نگاه به این اسامی، خواهید دید که تقریباً همه آنها به طور ناگهانی به نیمکت مربیگری رسیدند و در حالی که فرصت کافی برای اشتباه کردن و یادگیری از آنها نداشتند، بخش زیادی از دوران حرفهایشان را از دست دادند.
مربیان موفق و مسیر طولانی
مربیانی همچون دیهگو سیمئونه، که پس از گذراندن تجربیات فوتبال خود در کاتانیا و کسب عنوانها و تجربههای مختلف در چهار باشگاه آرژانتین، به اتلتیکو مادرید پیوست. اگر «مانچینیسم» بهطور کامل سرکوب نشده بود و از تصویر جدید قهرمانان برای انقلابهای جاهطلبانه استفاده نمیشد، شاید امروز یا حداقل در آینده شاهد مربیان بیشتری با تجربه و اطمینان بیشتری بودیم.
در نهایت، این همان چیزی است که تاکنون از تیاگو موتا کم دارد؛ او که سالها در دنیای مربیگری فعالیت کرده، اما خیلی سریع از سبک بازی راحت و آزاد در بولونیا به برند سنگین یوونتوس منتقل شد. در شرایطی که این انتقال با خطر از دست دادن آرزوها و موقعیتهایش، بهویژه با تکیه به اعتبارش به عنوان یک بازیکن، روبرو است.