به گزارش افکارنیوز، طرح جابجایی اجباری ساکنان غزه به مقاصدی در مصر و اردن، که توسط «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا در آستانه سفر «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی به واشنگتن مطرح شد، نه تنها با مخالفتهای گستردهای در سطح جهانی و منطقهای مواجه است، بلکه با چالشهای هویتی، فرهنگی و اجتماعی زیادی نیز روبرو است.
ترامپ علاوه بر غزه، تمایلات کشورگشایانه خود را درباره مناطق دیگری مانند گرینلند، کنترل کانال پاناما و الحاق کانادا به عنوان ایالت پنجاه و یکم آمریکا مطرح کرده است. این تمایلات، وجهه امپریالیستی و تمامیتخواهانه دولت آمریکا را با روشهای نوین برجسته میکند.
رئیسجمهور آمریکا در حال کاهش تعهدات مالی این کشور از اوکراین تا شرق آسیا و قاره آمریکا است و مشخص نیست چقدر بتوان به وعدههای میلیارد دلاری او برای غزه اعتماد کرد.
مصر و اردن نمیخواهند و نمیتوانند میزبان دو میلیون فلسطینی باشند. در حال حاضر بیش از ۶ میلیون فلسطینی در سراسر جهان آوارهاند و افزایش این رقم، مسئله آوارگان را پیچیدهتر میکند.
از زمان مطرح شدن این طرح، مصر و اردن که به عنوان کشورهای میزبان در نظر گرفته شدهاند، به شکلهای مختلف با آن مخالفت کردهاند. قاهره و امان اعلام کردهاند که این طرح را نخواهند پذیرفت، زیرا تبعات مدنی و امنیتی متعددی برایشان به همراه خواهد داشت و هزینههای اقتصادی زیادی را تحمیل خواهد کرد. همچنین مشخص نیست که وعدههای ترامپ در زمینه جبران این هزینهها محقق شود.
ترامپ گفته است که میلیاردها دلار در یک سال به مصر و اردن برای پذیرش فلسطینیان خواهد داد، اما مسئله این است که حضور حدود دو میلیون فلسطینی ساکن غزه در سرزمینهای دیگر پس از کوچ اجباری و هزینههای آن، محدود به دوره چهارساله ریاستجمهوری ترامپ نخواهد بود و بازگشت پس از چنین جابجایی عظیمی عملاً ناممکن خواهد شد. علاوه بر این، ترامپ در حال کاهش تعهدات مالی آمریکا در مناطق مختلف است و مشخص نیست چقدر بتوان به وعدههای او اعتماد کرد.
اردن و مصر دو کشور عربی هستند که از نظر اقتصادی با مشکلات زیادی مواجهند. هر دو کشور بیشتر مصرفکننده هستند و منابع مالی عمده آنها به بخشهایی مانند ترانزیت و گردشگری محدود است. اگرچه ترامپ وعده کمک مالی داده است، اما با توجه به بدقولیهای دولت آمریکا در سالهای اخیر، پذیرش دو میلیون ساکن جدید که به محل سکونت و خدمات شهروندی نیاز دارند، بیشتر شبیه به یک کابوس است تا یک پیشنهاد اجباری.
پادشاه اردن که برای رایزنی با ترامپ به واشنگتن سفر کرده بود، ضمن مخالفت با میزبانی از آوارگان فلسطینی گفت: «کاری که ما فعلاً میتوانیم انجام دهیم پذیرش ۲ هزار کودک بیمار از غزه است و منتظریم تا کشورهای عربی طرح جامع خود را درباره آینده غزه ارائه کنند.»
تحرکات دیپلماتیک اخیر ولیعهد عربستان در دیدار با سران دیگر کشورهای عربی در راستای جابجایی طرح ترامپ موسوم به «ریویرا خاورمیانه» با طرحی عربی است که در آن کشورهایی مانند عربستان و مصر فرایند بازسازی و اداره غزه را برعهده میگیرند.
وزیر خارجه مصر نیز در دیدار با همتای آمریکایی خود مخالفت قاطع قاهره با طرح ترامپ را اعلام کرده و گفته است که مواضع مصر در قبال مسئله فلسطین ثابت است و با حضور فلسطینیها در غزه، باید روند بازسازی این منطقه تسریع شود. به عبارتی، در برابر برنامه ترامپ، موضع مصریها تسریع بازسازی غزه بوده است.
علاوه بر این، دیگر کشورهای عربی مانند قطر، عربستان سعودی و امارات که با آمریکا روابط خوبی دارند، با این تصمیم مخالفت کرده و آن را غیرقابل اجرا خواندهاند. شورای وزیران سعودی طرح اسرائیل و آمریکا برای کوچاندن مردم غزه را قاطعانه رد کرده و تاکید کرده است که «ذهنیت تندرو و اشغالگرانه، معنا و مفهوم خاک فلسطین برای مردم فلسطین و پیوند آنها با این مرز و بوم را درک نمیکند.»
طرح ترامپ برای کوچ اجباری فلسطینیان به قدری توهمآمیز و خطرناک است که حتی کشورهای غربی از جمله متحدان نزدیک واشنگتن نیز با آن مخالفت کردهاند. اسپانیا، انگلیس، فرانسه، آلمان و بسیاری دیگر از کشورهای غربی مخالفت خود را با این طرح اعلام کردهاند.
رئیس جمهور فرانسه تأکید کرده است که «شما نمیتوانید به دو میلیون نفر بگویید که حالا باید بروید. رویکرد درست نه یک رویکرد ملکی بلکه سیاسی است.» صدراعظم آلمان نیز اعلام کرده است که «من کاملاً آنچه را ترامپ مطرح میکند، رد میکنم». نخست وزیر اسپانیا نیز گفته است که «نباید اجازه این کار را بدهیم. اسپانیا اجازه چنین کاری را نخواهد داد.» دفتر نخست وزیری انگ
لیس نیز طرح ترامپ را رد کرده و بر لزوم بازگشت مردم غزه به سرزمین خود و بازسازی کامل آن تاکید کرده است.
ایالات متحده در حالی مدعی آرمانهای حقوق بشری است که ایده ترامپ برای جابجایی مردم غزه از وطنشان نه تنها با قوانین بینالمللی در تضاد کامل قرار دارد، بلکه همه سازمانها و نهادهای حقوق بشری آن را ضد حقوق اولیه انسانی خواندهاند. حق تعیین سرنوشت، آزادی اقامت و عدم جابجایی اجباری از اصول بنیادین حقوق بشر به شمار میرود که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر اسناد بینالمللی به رسمیت شناخته شده است. تحلیلگران حقوق بشری میگویند که کوچ اجباری مردم غزه، به مثابه نوعی «پاکسازی قومی» و در ادامه جنایات رژیم صهیونیستی در غزه محسوب میشود. سازمانهای حقوق بشری نیز این طرح را به شدت محکوم کرده و آن را به عنوان «جنایت علیه بشریت» خواندهاند.
اظهارات ترامپ درباره اینکه به غزه به عنوان یک پروژه املاک و مستغلات نگاه میکند و این موضوع که فلسطینیها هرگز حق بازگشت به خاک خود را ندارند، حتی صدای برخی اسرائیلیها را نیز درآورده است. تحلیلگران رسانهها نیز این طرح را غیرعملی و خطرناک توصیف کردهاند.
در نهایت، طرح کوچ اجباری مردم غزه نه تنها از نظر اخلاقی و حقوق بشری محکوم است، بلکه از نظر عملی نیز با موانع و چالشهای تقریباً غیرقابلعبوری مواجه است. مخالفتهای گسترده جهانی، منطقهای، مقاومت مردمی فلسطین به همراه چالشهای لجستیکی، امنیتی و اقتصادی نشان میدهند که این طرح به هیچ وجه قابل اجرا نیست و اجرای آن تنها میتواند به تشدید بیثباتی و درگیری در منطقه منجر شود.
برخی ناظران و تحلیلگران مسائل منطقه و بینالملل معتقدند که رژیم اسرائیل که نتوانسته اهداف خود را در جنگ غزه و نابودی حماس محقق کند، به دنبال راهی برای فرار از شکست است و ترامپ با این طرح خیالی به دنبال تنفس مصنوعی برای این رژیم است.