به گزارش "ورزش سه"، یحیی گلمحمدی با حضور در ویژهبرنامه نوروزی شبکه نسیم خاطرههای جالبی از دوران بازیکنیاش تعریف کرد؛ او از جزئیات زلزلهای مهیب در توکیو گفت که تمام اعضای تیم ملی را وحشتزده از هتل بیرون کشید، اما در این میان، علی دایی با خونسردی تمام خوابیده بود! صحبتهای او را میخوانید:
*هماتاقیها در اردوها چگونه انتخاب میشدند؟ خودتان انتخاب میکردید یا از قبل مشخص بود؟
یک جورهایی ۵۰-۵۰ بود؛ معمولاً مسئول تقسیم اتاقها سرپرست و مربیان تیم بودند، اما در بخشی از موارد، بازیکنان بر اساس رفاقتهای قدیمی که با هم راحتتر بودند، با هم اتاق برمیداشتند.
*شما بیشتر با آقای مهدی مهدویکیا هم اتاقی بودید؟
با مهدی مهدویکیا، کریم باقری، علی دایی و ابراهیم میرزاپور و .. هماتاقی بودم که با توجه به رفاقتهای قدیمی و سازگاری، هماتاقیها انتخاب میشدند که خاطرات خوبی هم داشتیم.
*یکی از آن خاطرهها را برایمان بگویید.
یکی از خاطرات بهیادماندنی از دوران اردوها، که خیلی راجع به آن با بچهها صحبت میکنیم، مربوط به سفری به ژاپن است که فکر میکنم یا یک بازی دوستانه بود یا دیداری در مرحله مقدماتی. ما در توکیو، در یکی از هتلهای مرتفع اقامت داشتیم. حدود ساعت ۲ یا ۳ بعدازظهر بود که یکی از شدیدترین زلزلههای چند دهه اخیر رخ داد. در آن لحظه، من روی تخت ماساژ دراز کشیده بودم و در حال ماساژ گرفتن بودم. یک لحظه دیدم کسی دور و برم نیست و ناگهان احساس کردم که بدنم تکان میخورد، اما ابتدا تصور کردم این لرزش به دلیل ماساژ است. کمی که گذشت، متوجه شدم هیچکس اطرافم نیست، اما لرزش همچنان ادامه دارد. تازه آنجا بود که فهمیدم زلزله رخ داده و خیلی شدید است.
*اعتماد عجیب علی نیکبخت به یحیی
شدت زلزله آن قدر زیاد بود که در راهروها موقع دویدن، چندینبار به دیوارهای هتل برخورد میکردیم. در همین حین متوجه شدم که کسی کاملاً پشت سرم حرکت میکند و به من چسبیده است. وقتی برگشتم، دیدم علی نیکبخت است. از او پرسیدم: "چرا دنبالم میآیی؟" او در پاسخ گفت: "تو توی این شرایط، آدم باهوشی هستی، میدانی کجا باید بروی!" من هم که از ترس نمیدانستم اصلا اتاقم کجاست و کجا باید بروم، او هم پشت سر من میآمد.
*خونسردی علی دایی در زلزله مهیب!
در همین حین، با بچهها رفتیم به سمت اتاق علی دایی، وقتی در را باز کردیم، دیدیم او خوابیده است، با آن شدت زلزله خواب بود! بیدارش کردیم و گفتیم: "علی، پاشو، پاشو زلزله آمده!" اما او گفت: "اگر قرار بود اتفاقی بیفتد، تا حالا افتاده بود!" و دوباره خوابید. آن هتل ۲۰,۳۰ طبقه بود، رفتیم پایین و زمین همچنان میلرزید و علی هم همان جا خواب بود! وقتی رفتیم پایین همه مربیها زودتر از ما پایین رفته بودند. زلزلهای که تجربه کردیم، فکر کنم ۶.۷ ریشتر قدرت داشت و متأسفانه چندین کشته بر جای گذاشت. اما حتی یک قاب عکس از در و دیوار هتل پایین نیفتاد.
*چون مقاومسازی را در دهههای گذشته جدی گرفتند.
مهندسی سازههای ژاپنی واقعاً در برابر زلزله بینظیر بود و همین مسئله باعث شد که آسیبی به کسی وارد نشود. با این حال، آن لحظات یکی از تکانهای شدیدی بود که تجربه کردم.