امام‌جمعه نیشابور و آن کارشناس مذهبی معماری نمی‌دانند و چند نکته دیگر درباره آن «هوشنگ»

خبرآنلاین پنج شنبه 07 فروردین 1404 - 14:50
حجت‌الاسلام رباطی، کارشناس مذهبی سخنی گفته است مبنی بر اینکه «هوشنگ» نامی آمده خیابان فرهنگ نیشابور را به شکلی طراحی کرده تا امامزاده محروق در سایه خیام قرار بگیرد و... البته دلیل اصلی حرف آقایان رباطی و سید قاسم یعقوبی امام‌جمعه نیشابور، آن است که مردم در حیاط آرامگاه خیام ساعت تحویل سال جمع شدند و لحظاتی را خوش بودند و شاید شعاری هم دادند، وگرنه سیحون و خیام بهانه هستند.

امام‌جمعه نیشابور احتمالا در تایید و ادامه سخنان آقای رباطیِ سخنران گفته «باغ خیام در اصل ملک موقوفه امامزاده سید محمد محروق (ع) است که در زمان قبل از انقلاب برای آرامگاه خیام اختصاص داده شد. طراحی کنونی این مجموعه به‌گونه‌ای است که امامزاده را در حاشیه قرار داده‌اند. لازم است ورودی باغ خیام از سمت امامزاده محروق (ع) قرار گیرد تا عظمت این مکان مقدس نیز دیده شود.»

منظور آقایان زنده‌یاد «هوشنگ سیحون» معمار بلندآوازه ایران است که هر کجا اثری خلق کرد، آبادانی و زیبایی را بنا نهاد. بخشی از کار سیحونِ معمار این بود که برای نامداران ایران بر اساس مفاهیم معماری ایرانی که در دوره اسلامی با وجوه عرفانی استمراریافت، یادبود و آرامگاه بسازد، اگرچه او در بنای سازه ها این مایه‌ها را با معماری مدرن و انتزاعی تلفیق کرده است.

۱. اگر امام‌جمعه و آن سخنران مذهبی قدری با معماری آشنایی داشتند، می‌دانستند چه نکات ظریفی در معماری حیاط و سازه آرامگاه خیام وجود دارد که در تعارض با بارگاه امام زاده نیست. 

۱.۱. اگر آرامگاه خیام را نگاه کنید، می‌بینید، سازه کشیده و بلند است، اما معمار (همان هوشنگ) توجه داشته که این کشیدگی از بنای تاریخی مجاور (گنبد امامزاده محروق) بلندتر نباشد، چرا که معمار و آن هم معمار برجسته‌ای همچون سیحون، هارمونی و همگرایی فضا را به‌خوبی می‌داند و به دلیل حرفه ای یک سازه جدید را - حتی اگر برای شخصی تاریخی همچون خیام می‌سازد - بلندتر (از نظر ارتفاع) از بنای تاریخی مجاور نخواهد گرفت، چون اولاً فضا و هارمونی شکسته خواهد شد و ثانیاً او از حرمت‌های متقابل بناهای ملی و مذهبی در این سرزمین آگاه است و به دنبال دوگانه‌سازی نیست، دقیقاً معکوس آنچه امام‌جمعه و آقای رباطی از کار او متوجه شده‌اند.

۱.۲. راه‌حل سیحون برای اینکه آرامگاه خیام از گنبد امام زاده محروق بالاتر نباشد، این است که حیاط را با پله‌هایی نرم آهسته‌آهسته پایین می‌برد. سطح خیابان اصلی تا آرامگاه خیام با پله‌های به‌یادگارمانده از معماری باشکوه پارسه (تخت‌جمشید) پایین رفته و به آرامگاه می‌رسد. حالا در کنار مزار خیام اگر سر بلند کنید کشیدگی و ارتفاع سازه شما را مجذوب می‌کند؛ اما در مجموع، فضای این سازه از گنبد امامزاده بلندتر نیست. به‌این‌ترتیب حواس زنده یاد سیحون بیشتر از حرف‌های امام‌جمعه و دیگران به امامزاده محروق بوده است.

۲. نکته دیگری در آن معماری، وجود باغی است که با چارباغ‌های ایرانی - همچون فرش ایرانی که آینه بهشت و پردیس است - در حیاط گسترده شده و با جویبارها دوُر می‌خورد. این حیاط باز هم نسبت به ابعاد صحن و باغ امامزاده کوچک‌تر است و به این دلیل جدا شده تا خلوت و حضور را برای مردمانی که به آنجا آمده‌اند، ایجاد کند. یعنی معمار به لحظه «اکنون»، امر فلسفی مورد تأکید خیام، توجه داشته و آن را بازسازی کرده است؛ تا شاید مردم حاضر در باغ لحظه‌ای با خود مرور کنند که: «تا چند اسیر رنگ‌وبو خواهی شد/ تا کی پی هر زشت و نکو خواهی شد/ گر چشمۀ زمزمی و گر آب حیات/ آخر بگل خاک فرو خواهی شد.»

این امر با «حضور» مردمان در امامزاده متفاوت است، آنجا نیت، احترام به دیگری است و توسل و اینجا احترام با خود است و تأمل.

۳. بسته‌بودن راه امامزاده به حیاط خیام - ضمن حفظ حریم این دو- مشمول یک مسئله بنیادی است. شما برای دیدن میراث ملی و موزه‌ها باید هزینه‌ای (هر چند ناچیز) پرداخت کنید. موزه‌ها و مزارها در همه جهان همین قاعده را دارند، اما هیچ امام و امامزاده‌ای و هیچ کلیسا و معبدی از کسی ورودی نمی‌گیرد، این امری بدیهی است. اماکن متبرکه و تاریخی ایران (که خودش سرفصل مهم و مجزایی دارد که چه سیر تاریخی را طی کرده و این گنبد از کجا آمده است و...) در قدیم و امروز محل التجا بردن همه اقشار است، نذر و اهدا پول به همت عالی است و هیچ قضاوتی وجود ندارد که یک نفر یک پول سیاه به ضریح و مضجع امامی تقدیم نماید یا باغی را وقف کند. «الْأَعْمَالُ بِالنِّییَاتِ»، نیت مهم است، چه، کسی باغی را وقف می‌کند و مقبول نمی‌افتد و کسی دانه ارزنی را برای کبوتری می‌ریزد و نظرکرده می‌شود. این سنت عرفانی ایرانی را نمی‌شود با همه چیز درهم آمیخت. اگر سیحون راه را جدا نمی‌کرد و یکی بود؛ همین آقایان فریاد می‌زدند که ببینید برای خیام زیارتگاه درست کرده‌اند و راهش را با امامزاده یکی گرفته‌اند و چه و چه.

۴. مشهود است که نوع معماری سازه آرامگاه خیام از معماری ایرانی و تکثر یافته در کل جهان اسلام الهام‌گرفته است. زیر گنبد یا طاق آرامگاه خیام تابعی است از معماری تاریخی امامزاده و سایر معماری‌های ایران که البته محصول ذهن ریاضی‌وار و پیچیده معمار ایرانی در قرون گذشته است که خیام در رشد آن ریاضی و نجوم و تقویم نقشی مهم و بنیادی داشته است.

۵. این «هوشنگ» که آقایان می‌گویند «می‌خواسته جاده فرهنگی ایجاد کند تا عطار را به خیام وصل کرده و قصد داشته امام زاده را جدا کند و...» این نکته کجا مکتوب شده، «این هوشنگ» کجا گفته چنین قصدی را دارد. نوع کار سیحون نشان می‌دهد که او قصد داشته تا همه فرهنگ و تاریخ ایران را در دل هم دیده و هیچ جدایی را نشان ندهد او هیچ خطی و دیواری بین فرهنگ نکشیده است. این خط و دیوار تفکیک که آقای امام‌جمعه می‌گوید، کجاست؟ روی زمین و عملاً منظورمان است، وگرنه در ذهن این آقایان و امام‌جمعه و بسیاری دیگر نه خط که دیواری به‌اندازه دیوار چین بین آنها و اصحاب هنر و فرهنگ کشیده شده است.

۶. در انتهای این جاده که آقایان می‌گویند، آرامگاه و خانقاه عطار است. به معماری آنجا توجه کنید، می‌بینید که سیحون همین اصول را رعایت کرده است. ازآنجایی‌که مزار نقاش معاصر کمال‌الملک قبل از آرامگاه عطار قرار دارد. دوباره همین اصل رعایت شده، او دستی به ترکیب بنای عطار نبرده، اما مزار کمال‌الملک را آن قدر کوتاه طراحی کرده و ساخته که از افق گنبد عطار پایین‌تر باشد. اختلاف سطح و احترام به بنای تاریخی باز هم با طراحی معمارانه و هنرمندانه رعایت شده است و این بار هم مردم با پله‌های نرم به سمت عطار می‌روند. آن حیاط اگر در میانه باغی است؛ اما در اطراف گنبد درختکاری ندارد، چرا که حضور ساحت عطار با حضور در حیاط خیام متفاوت است. آسمان نیشابور در آن مجموعه بسیار گسترده است، و مخاطب آگاه سیحون با منطق‌الطیر پرواز می‌کند.

۷. هنرمندان دشمنان تاریخ و فرهنگ نیستند، متخصصان آن‌اند. دیوار بین هنر اصیل امروز و گذشته نیست، ده‌ها شیوه و مکتب بازگشت در اوج مدرنیزاسیون دهه ۵۰ و ۴۰ توسط هنرمندان ایرانی ایجاد تا هنر گذشته و ثروت عظیم تاریخی ایرانی در تندباد فرهنگی فرنگ، گم نشود (البته با حمایت نهادهای فرهنگی آن زمان). هیچ یک از هنرمندان قصد تخریب تاریخ هنر - چه معماری امامزاده باشد چه یک آتشکده چندهزارساله - را ندارند، اگر چه همیشه منتقد آن برای بهبود و راهگشا برای آینده خواهند بود.

۸. اگر آقای رباطی و امام‌جمعه نیشابور قدری هنر و معماری می‌دانستند، سیحون را بهانه برای حمله به امر دیگری نمی‌کردند. اگر مردم امروز در آرامگاه خیام جمع شده‌اند، شما به خودتان نگاه کنید. حتی اگر «خلخالی» درونتان دستور ویرانی می‌دهد، قدری فکر کنید، تاریخی به دنبال حذف خیام‌ها و سیحون‌ها و دیگر متفکران بودند و نشد.

۵۷۵۷

منبع خبر "خبرآنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.