به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران نوشت:
زلمی خلیلزاد، دیپلمات افغانتبار آمریکایی و نماینده پیشین این کشور در امور افغانستان با همراهی آدام بویلر، نماینده رئیسجمهور در امور زندانیان آمریکایی، در هفته گذشته به کابل سفر کردند و با امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه افغانستان دیدار نمودند. این سفر در واقع اولین سفر رسمی مقامات آمریکایی به کابل پس از استقرار طالبان است و به اتکای چند نکته، میتواند سرآغازی برای تعامل گستردهتر میان آمریکا و طالبان تلقی شود.
نخست اینکه پیرو این سفر و در راستای مذاکرات غیرمستقیم با وساطت قطر، ایالات متحده سرانجام موفق شد یکی از اتباع زندانی خود در افغانستان را آزاد کند. جورج گلزمن، که از وی به عنوان مکانیک هواپیما یاد میشود، به عنوان یک توریست وارد افغانستان شد و قریب به سه سال در بند طالبان بود. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از آزادی این زندانی به عنوان تحولی سازنده یاد کرده است و امارت اسلامی، این اقدام را واجد زمینههای انساندوستانه خوانده و نمودی از آمادگی طالبان برای تعامل برابر با همه طرفها دانسته است. پیشتر نیز دو زندانی آمریکایی توسط طالبان آزاد شدند؛ اما در آن مورد مسئله تبادل زندانیان به صورت متقابل مطرح بود.
دوم اینکه همزمان با سفر هیئت آمریکایی به کابل، ایالاتمتحده اقدام به حذف نام سراجالدین حقانی و دو عضو دیگر شبکه حقانی از لیست پاداش برای عدالت نمود. سراجالدین حقانی به موجب حملات متعددی که در دورههای گذشته علیه نیروهای ایالاتمتحده ترتیب داده بود، در این فهرست قرار داشت. وی علاوه بر تصدی وزارت داخله در دولت سرپرستی، قدرتمندترین رهبر داخلی طالبان پس از ملاهبتالله و مهمترین رقیب وی به شمار میرود. همزمان، حقانی مهمترین نیرویی است که میتواند تغییرات صوری مورد نظر آمریکا را در ساختار حکمرانی طالبان اعمال کند. البته حذف این اسامی از لیست پاداش برای عدالت اقدامی نمادین است؛ چرا که هنوز درباره لغو تحریمها علیه شبکه حقانی اقدامی توسط آمریکا انجام نشده است.
سوم اینکه بازگشت زلمی خلیلزاد به صحنه تعامل ایالاتمتحده و افغانستان تحول مهمی است. علیرغم اینکه مقامات آمریکایی خلیلزاد را فاقد مسئولیت رسمی در دستگاه اجرایی خواندهاند، حضور وی در بطن تعاملات دو طرف معنای مشخصی دارد؛ چرا که کمتر چهرهای در میان آمریکاییها به اندازه خلیلزاد نسبت به طالبان حسن نیت نشان داده است و انعقاد توافق دوحه در ۲۰۲۰ بدون صحنهگردانی وی ممکن نبود.
در واقع، بخشی از افکار عمومی آمریکا مسئولیت خروج مفتضحانه از افغانستان را متوجه توافق خلیلزاد با طالبان میداند و به نظر میرسید همین مسئله مانعی برای بازگشت وی به صحنه تلقی شود. با این وجود، خلیلزاد چهار سال گذشته را به دفاع از روح توافق دوحه گذرانده است و در فرصتهای مختلف تلاش نموده تا مسئولیت فاجعه را از خود و دولت اول ترامپ سلب نماید. از این منظر، قرائت خلیلزاد از خروج آمریکا انطباق قابلتوجهی با قرائت ترامپ دارد و در هر دو قرائت، یک توافق خوب منعقد شده در دولت ترامپ با اجرای نادرست دولت بایدن قربانی شده است.
با تصدی والتز در سمت مشاور امنیت ملی ترامپ، بسیاری از مخالفان امیدوار بودند که دولت آمریکا چرخشی نسبی در الگوی تعامل خود با طالبان نشان دهد؛ چرا که والتز طالبان را نیز همچون داعش یک گروه تروریستی و یک نیروی بیثباتکننده میشمارد. در مقابل، خلیلزاد چیزی شبیه به لابی غیررسمی طالبان در دولت آمریکا دانسته میشود؛ چرا که دستکم در سالهای اخیر، گفتگوی بینالافغانی و تشکیل دولت فراگیر برای خلیلزاد تنها مسئلهای در حاشیه و ژستی دیپلماتیک بوده و همسو نمودن منافع طالبان و آمریکا برای وی مسئله اصلی است. از این منظر، چنانچه خلیلزاد دوباره به بازیگردان اصلی در پرونده افغانستان مبدل شود، باید منتظر تعامل نزدیکتر آمریکا و طالبان و انزوای هر چه بیشتر مخالفان بود.
در سطح منطقهای نیز باید توجه داشت که الگوی تعامل حداکثری خلیلزاد با طالبان ممکن است موید نقشآفرینی متفاوت این گروه در معادلات باشد. بدین معنی که طالبان به یکی از اجزای غیررسمی سیاست فشار حداکثری علیه ایران مبدل شده و همزمان، تهدید مطلوب آمریکا برای مهار پاکستان را فراهم سازد. در اینجا دو پرسش کلیدی پدیدار میشود: طالبان به چه قیمتی حاضر میشود تا بر سر پیوند شکننده خود با همسایگان قمار کند؟ آمریکا برای جلب وفاداری طالبان در یک بازی بزرگتر حاضر است چه هزینهای بپردازد؟
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.