عصر ایران؛ محمدباقر محسنی ساروی - در نخستین ساعات شروع سال نو در ایران دونالد ترامپ در آمریکا یک فرمان اجرایی را امضا کرد که بر اساس آن وزارت آموزش و پرورش منحل میشود؛ اقدامی که شاید برای ما در ایران قابل درک نباشد.
غیر قابل درک و شگفت آور برای ما بدین سبب که در ایران وزارت آموزش و پرورش عیالوارترین دستگاه دولتی است که شمار نیروهای اداری بسیاری از ادارات شهرستانی آن از نیروهای وزارت آموزش و پرورش ژاپن نیز بیشتر است و از این رو درک دلایل حذف این وزارتخانه برای ما دشوار جلوه می کند.
خالی از لطف نیست بدانیم در مراسمی ویژه که برای این کار تدارک دیده شد، تعدادی از معلمان، مدیران و وزیر فعلی آموزش و پرورش ایالات متحده هم حضور داشتند. همچنین تعدادی دانشآموز مقاطع مختلف تحصیلی را نشاندند تا کار رییسجمهور را تقلید کنند با این پیام که دانشآموزان نیز از این امضا حمایت میکنند، اما چه منطقی پشت چنین اقدامی قرار دارد؟
دونالد ترامپ در رقابتهای انتخاباتی خود همواره از پرهزینه بودن دولت انتقاد می کرد و وعده داده بود درصورت پیروزی، حجم دولت را کم خواهد کرد تا هزینه های آن نیز کاهش یابد، انتقادی که منطقی و موجه بود و آمارهای رسمی نیز آن را تأیید میکرد.
کوچکسازی دولت -«government downsizing»- یکی از اصطلاحات مهم در علم «مدیریت توسعه» است. هواداران کوچکسازی دولت اینگونه استدلال میکنند که دولت حجیم و فربه، مانند انسان چاق و کم تحرک است و حتی به امور شخصی خود نیز نمیتواند بپردازد و برعکس، دولت کم حجم و لاغر، بسیار چابکتر عمل میکند.
طرفداران این نگاه همچنین با نمونههای آماری و شواهدی از عملکرد دولتها باور دارند دولتی که حجیم باشد یعنی در بدنه خود نیروی انسانی متورّم داشته باشد، خود به مانعی بزرگ برای توسعه تبدیل میشود.
این گروه همچنین باور دارند با وجود فناوریهای جدید و هوش مصنوعی، نیاز به حضور انسان در بدنه سازمانهای دولتی در آینده نزدیک حتی از این کمتر هم خواهد شد بنابراین جوانان و شهروندان جویای کار باید به فکر راه انداختن کسب و کارهای خود باشند به جای این آرزو که کارمند دولت شوند.
اقدام قبلی رییسجمهور ایالات متحده آمریکا در دستور اجرایی توقف با محدودیت فعالیت برخی رسانهها که از بودجه عمومی ارتزاق میکردند - مانند «صدای آمریکا» و «رادیو فردا» - نیز با همین نگاه کوچکسازی دولت و در حقیقت کاستن از هزینه جاری دولت فدرال انجام شد.
اگر این فرمان اجرایی رییسجمهور ایالات متحده در مسیر خود به مانعی برخورد نکند (چون برای نهایی شدن به رأی نمایندگان مجلس نیاز دارد) بهزودی وزیر و نیروهای وزارت آموزش و پرورش دولت فدرال باید با شغل خود خداحافظی کنند و نظارت بر مدارس به دولتهای ایالتی سپرده میشود. این اقدام اتفاقا میتواند قدرت عمل مدیران مدارس آمریکا را بیشتر و مسیر خلاقیت دانشآموزان را هموارتر کند ضمن اینکه ترامپ هم به مقصود خود میرسد و موفق میشود هزینههای جاری دولت خود را کاهش دهد.
شاید برخی مخاطبان از این نکته آگاهی نداشته باشند که کوچکسازی دولت در جمهوری اسلامی ایران از دولت دوم سازندگی ( هاشمی رفسنجانی) بهعنوان یک هدف مطرح شد و در دولت اصلاحات ( سید محمد خاتمی9 به طور جدی در دستور کار قرار داشت و قوانین و دستورالعملهایی برای تحقق آن مصوب و تلاش میشد آمار نیروهای بازنشسته وزارتخانهها و سازمانهای دولتی بیش از نیروهای ورودی باشد.
بهعنوان نمونه در ماده سوم متن برنامه سوم توسعه که در سال 1379 تصویب شد، این موارد آمده است: «تعداد کل کارکنان دولت در پایان برنامه سوم توسعه از تعداد آن در آغاز برنامه به میزان پنج درصد (۵%) کاهش یابد، مجموع استخدامهای جدید در بخشهای دولتی از پنجاه درصدِ کل تعداد کارکنانی که از خدمت خارج میشوند تجاوز نکند.»
شرکتهای واسطی هم تعریف شدند که نیروهایی را با عنوان «شرکتی» جذب میکردند و برای انجام کارها در برخی سازمانها و ادارات دولتی به خدمت میگرفتند. این نیروها هرچند در ادارات و سازمانهای دولتی مستقر بودند، اما کارمند دولت نبودند، بیمهپرداز تأمین اجتماعی بودند و حقوق خود را از شرکت واسط دریافت میکردند. این روند ادامه داشت تا آغاز دولت مهرورزی (محمود احمدینژاد) که این قانون مانند بسیاری دیگر از قوانین، بهطورکامل زیر پا گذاشته شد.
یکی از اقدامات احمدینژاد که از نظر بسیاری از تحلیلگران با هدف «هوادارسازی» انجام گرفت، حذف شرکتهای واسط و تبدیل وضعیت نیروهای شرکتی به قراردادی و در ادامه به نیروی رسمی دولت بود.
طی هشت سال دولت محمود احمدینژاد یکی از قوانینی که کنار گذاشته شد، کوچکسازی دولت بود سایز دولت در این هشت سال، رشد عجیبی داشت و این روند به حوزههای مدیریت شهری هم تسری یافت و بسیاری از شهرداران و اعضای شوراها در کلانشهرها با انگیزههای انتخاباتی اقدام به جذب اتوبوسی نیرو میکردند به شکلی که در برخی از شهرداریها در سراسر کشور، تعداد نیروهای انسانی موجود، به چند برابر نیروهای مورد نیاز رسید و امروز تأمین پول برای پرداخت حقوق و مزایای این تعداد نیرو به یکی از معضلات این شهرداریها تبدیل شد.
روشن است که یکی از دلایل ناکارآمدی یا کندی نظام اداری ما حجم آن است ضمن اینکه تأمین حقوق و پرسنل این تعداد نیرو که برابر برخی گزارشها، روزانه نیم ساعت کار مفید هم ندارند، موجب شد ما به جای مدیریتِ منابع، همه منابع خود را مصرف کردیم و به این سطح از ناترازیها رسیدیم که شرح آن مُطَوَّل است.
نکته آخر اینکه ما استاد خوب نوشتن و خوب گفتن هستیم تنها یک مشکل ناچیز در این بین وجود دارد و آن این است که اهل عمل کردن به چیزهایی که خودمان مینویسیم و میگوییم نیستیم و اگر امروز که به سال 1404 رسیدیم، در حسرت تحقق بندهای برنامه «چشمانداز ایران در افق 1404» هستیم به همین خاطر است، آن برنامه نیر برنامه آیندهنگرانهای بود تنها مشکل این بود که ارادهای برای اجرای آن وجود نداشت مانند «کوچکسازی دولت».