عصرایران؛ مازیار آقازاده - طی روزهای گذشته منابع خبری غربی (آمریکایی و اسرائیلی و..) گزارش هایی از استقرار هواگردها و ادوات نظامی آمریکا در پایگاه هایی نظامی در منطقه به ویژه پایگاه "دیگه گو گارسیا" در اقیانوس هند، خبرهایی منتشر کرده و هدف این استقرار و تجمیع جنگ افزارها به ویژه جنگنده رادارگریز "بی -2" آمریکایی در پایگاه "دیه گو گارسیا" را حمله احتمالی به ایران عنوان می کنند.
در کنار این خبرها، مقامات آمریکایی و اسرائیلی به دفعات و به صراحت از احتمال حمله نظامی به ایران سخن می گویند.
با وجودی که بسیاری از ناظران معتقدند این لفاظی های رسانه های غربی در قالب یک جنگ روانی و تبلیغاتی و برای به عقب نشینی واداشتن ایران در برابر خواسته های زیاده خواهانه و باج گیرانه آمریکاست؛ اما جمع بین گزارش ها و استقرارهای اخیر نظامی آمریکا در منطقه به همراه تهدیدات صریح مقامات آمریکایی و اسرائیلی علیه ایران (از جمله رئیس جمهوری آمریکا، وزیر دفاع و خارجه و رئیس شورای امنیت کاخ سفید در کنار مقامات و رسانه های اسرائیلی) این حق را برای کشور ایجاد می کند که در چارچوب یک دفاع پیشدستانه به دارایی های نظامی که احتمال می دهد از منبع آنها علیه کشور شرارتی صورت پذیرد حمله ای غافلگیرانه کرده و تا جایی که مقدور است دامنه حمله آتی احتمالی را محدود سازد و این جدای از واکنش احتمالی به حمله است که می تواند از کانال های دیپلماتیک به اطلاع دشمن برسد.
به بیان دیگر در راستای راهبرد "دفاع پیشدستانه"، وقتی برای کشوری مسجل شد که از یک یا چند منبع، تهدیدی فوری و معتبر در آینده نزدیک علیه اش انجام خواهد شد، کشور تحت تهدید این حق را دارد که با انجام یک حمله پیشدستانه آن تهدید را در نطقه خفه کرده و یا دستکم از آثار و تبعات ویرانگر آن برای روی خود بکاهد.
خود آمریکایی ها و اسرائیلی ها بارها و بارها در طول تاریخ خود، حمله پیشدستانه را به کار برده اند و بنا به اقرار صریح خودشان پیش از آنکه تهدیدی آنها را دربربگیرد، آنها پیشدستی کرده و با حمله به منبع تهدید آن را خنثی کرده اند.
در زمان حمله 5 سال پیش آمریکا به فرودگاه بغداد برای ترور سردار شهید قاسم سلیمانی، توجیه و مدعای ترامپ نیز انجام یک حمله پیشدستانه برای خنثی کردن یک خطر احتمالی علیه نیروهای آمریکایی بود.
ترامپ پس از صدور دستور ترور سردار سلیمانی، مدعی شد که سردار سلیمانی در حال برنامه ریزی برای حمله به نیروهای آمریکایی بوده و او با صدور دستور حمله، تهدید را پیش از عملی شدن، خنثی کرده است.
در شرایط کنونی نیز به نظر می رسد چه با هدف تبلیغاتی و جنگ روانی و چه با هدف جدی، دشمن در حال تغییراتی در آرایش نظامی خود در اطراف کشور ماست و همزمان مقامات دشمن کشور ما را تهدید به حمله نظامی می کنند. از این منظر دفاع پیشدستانه این فایده را دارد که اگر دشمن دارد صرفا بلوف می زند از فضای تهدید کشور عقب نشینی کند و اگر قصدش جدی است در محاسبات خود بازنگری کرده و عزم و توان ما را خفیف نپندارد.
این معنایی ندارد که کشور بنشیند و تماشا کند تا دشمن به آن حمله کند و سپس پاسخ دهد؛ بلکه کشور ما این حق را دارد که در برابر تهدیدات صریح طرف مقابل، دفاع پیشدستانه صورت دهد و در صورت مسجل شدن تهدیدات آتی، تهدید دشمن را پیش از حمله در حد مقدور و ممکن خنثی سازد تا شدت ضربه احتمالی آتی کاهش یابد و در کنار آن دستگاه محاسباتی دشمن به زور شود و توان و عزم کشور ما در دفاع از خود خفیف گرفته نشود.
رهبر معظم انقلاب پس از حمله مهر ماه پارسال اسرائیل به چند نقطه از خاک سرزمین مان، طی بیاناتی به روشنی بر ضرورت "تغییر دادن خطای محاسباتی دشمن" تاکید کردند.
این تاکید بیشتر از این ناحیه قابل خوانش است که علاوه بر اینکه کشور می بایست و می باید پاسخ شرارت و تجاوز نظامی مستقیم اسرائیل به خاک ایران را با اقدامی متقابل و آشکار بدهد، بر این نکته نیز دلالت دارد که به طور کلی اگر دستگاه محاسباتی دشمن اصلاح نشود و دشمن عزم و توان کشور را در مواجهه با تهدید معتیر نظامی خودش جدی نبیند، خطر جنگ کشور را تهدید خواهد کرد.
ایران در موقعیت کنونی علاوه بر اینکه تهدید معتبر واکنش سخت و آنی به اقدام نظامی محتمل آمریکا یا اسرائیل را روی میز گذاشته (واکنشی که احتمالا منحصر به جغرافیای فلات ایران نبوده و منطقه ای به وسعت غرب آسیا را درگیر خواهد کرد)؛ اما این حق را نیز دارد که با انجام حمله پیشدستانه به طور جدی دارایی های راهبردی دشمن را پیش از اقدام نظامی طرف مقابل علیه کشور، هدف بگیرد و شگفتانه های خود را تا حدی که فرماندهان نظامی و راهبردی کشور صلاح می دانند، رو کند.
نبایست این تصویر از کشور نمایش داده شود که از جنگ پرهیز جدی دارد؛ در این صورت جنگ به طور قطع و یقین بر کشور تحمیل خواهد شد، برای جلوگیری از جنگ باید دشمن به این باور قطعی برسد که کشور هراسی از جنگ ندارد و آماده و مصمم است که ضرباتی سخت و قاطع و دردناک به دارایی های راهبردی آنها در این منطقه و حتی فراتر از آن وارد کند؛ و اگر قرار است منافع ایران تهدید شود دیگر منافع هیچ طرفی در این منطقه و فراتر از آن در امن و آسایش نخواهد بود.
دشمن باید به این باور قطعی برسد که اگر بخواهد ضرباتی دردناک به کشور ما تحمیل کند، پیامدهای این ضربه را خود او و نیز تمامی کشورهای مستقر در این منطقه و مردم دنیا هم خواهند چشید و زندگی همه مردم دنیا سخت تر و گران تر خواهد شد و این معنای درست "بازدارندگی" است که مانع وقوع جنگ می شود.