به گزارش میزان، از زمان آغاز روند برگزاری دادگاه رسیدگی به اتهامهای ۱۰۴ نفر از اعضای منافقین و همچنین ماهیت این سازمان بهعنوان یک شخصیت حقوقی از ۲۱ آذر ۱۴۰۲، اعضای جداشده از این گروهک نقش زیادی در افشای پردههای پنهان و کمتر گفتهشده جنایتهای منافقین داشتند.
این افراد طی جلسههای برگزارشده با ادای شهادت توانستند پردههای کمتر گفتهشده از جنایتهای این گروهک را برملا کنند؛ در عین حال، اعلام آمادگی حدود ۲۰۰ نفر از اعضای جداشده گروهک تروریستی منافقین برای ادای شهادت علیه گروهک در دادگاه، موضوعی مهم از جهات مختلف است.
یکی از اعضای جداشده گروهک تروریستی منافقین، ابراهیم خدابنده، مدیرعامل انجمن نجات است که نقش پررنگی در رقم خوردن این رویداد داشته است؛ خبرگزاری میزان با وی گفتوگویی داشته که در ادامه میخوانید.
میزان: در اردوگاه اشرف چگونه میگذرد؟
خدابنده: این یکی از اقدامهای مسئولان منافقین است که افراد را در طول روز خسته میکنند که وقتی فرد شب به اقامتگاه رسید، فرصت فکر کردن نداشته باشد؛ مهوش سپهری [از عناصر منافقین]، میگفت که در زندگی شما یک لحظه شدیدا خطرناک است و آن لحظه خطرناک زمانی است که سرتان را روی بالش میگذارید و در تنهایی فکر میکنید؛ حتی رجوی اسم فکر کردن را ولگردی ذهنی و لیبرالیزم فکری گذاشته بود و میگفت که حق ندارید مستقل فکر کنید؛ در اردوگاه اشرف، اگر کسی قرآن را باز میکرد، یقهاش را میگرفتند و میگفتند که دنبال چه میگردی؛ هرچه لازم باشد، مسعود برایت میگوید و تفسیر میکند.
میزان: مواجهه شما با زندگی عادی چگونه بود؟
خدابنده: به من میگویند که چگونه پس از سالها عضویت در سازمان میتوانی مخالف آن باشی؟ عضویت ۲۳ ساله من در سازمان مانند زندگی در اتاقی تاریک بود؛ در تمام این ۲۳ سال به من گفتند که در این اتاق چه میگذرد، اما بعدا چراغی برای من روشن شد تا همهچیز را ببینم؛ حالا ببینید چقدر طول میکشد تا آدم در روشنایی همهچیز را ببیند؛ دیگر زمانی لازم نیست و آدم یک دفعه به خودش میآید و میفهمد که موضوع چیست.
ما در سازمان مقررات زیاد داشتیم و یکی از آنها ممنوعیت استفاده انفرادی از اینترنت بود؛ یعنی هنگام استفاده از لپتاپ حتما باید کسی کنار من مینشست؛ واقعیت حساسیت سازمان به این موضوع بود که کسی سراغ خبرهای ایران نرود و خبرها لزوما از منابع ضدایرانی دریافت شوند.
تردد انفرادی هم ممنوع بود؛ من برای سفرهای یکساعته در انگلیس از محل استقرار تا دفتر شورا باید با اکیپی ۲ یا سه نفره میرفتم؛ سفرهای دیگر ازجمله سفر برای شرکت در جلسه پارلمان اروپا هم همین بود؛ این افراد حتی زبان انگلیسی هم نمیدانستند و هدف کنترل بود.
اردوگاه اشرف با سیم خاردار روبه داخل محصور شده بود تا کسی فرار نکند؛ برنامههای سیمای آزادی برای افراد داخل قرارگاه اشرف هم بهصورت زنده پخش نمیشد؛ ضمن اینکه همه هم به یک اندازه قادر به استفاده از برنامههای سیمای آزادی نبودند؛ کتاب «فرقهها در میان ما» نوشته «مارگارت تالر سینگر»، درباره مغزشویی را در زندان ترجمه کردهام.
نویسنده در این کتاب آورده است که برای مغزشویی باید هر نوع عاطفه در فرد از بین برود؛ مغزشویی یک پدیده فرّار است و باید بهصورت روزمره تکرار شود؛ اگر فرد از منبع مغزشویی به مدت طولانی دور شده و عواطفش زنده شود، مغزشویی از بین میرود، زیرا آدم یک کلیت ذاتی در خود دارد و یک هویت وابسته روی آن سوار میشود که این ناپایدار است و به محض این که عواطف زنده شوند، هویت ذاتی بیرون میآید.
به همین دلیل در انجمن نجات میگوییم که باید کاری کنیم خانوادهها وارد شوند و ارتباط بگیرند تا عواطف اعضای سازمان زنده شود؛ خیلی از افرادی که صدای خانوادههای خود را از طریق بلندگو شنیده بودند، جرقهای در وجودشان خورد که سبب شد آنها در آلبانی از سازمان جدا شوند؛ آنها گفتند که ما بهخاطر صدایی که در اشرف عراق شنیدیم بعد از یکی دو سال اینجا توانستیم تصمیم بگیریم که از سازمان خارج شویم.
میزان: آیا سازمان با خروج از آن، برای اعضا خاتمه مییابد؟
خدابنده: خیلی از اعضا هنگامی که خانوادهها اطراف قرارگاه اشرف تجمع کرده بودند، به آنها سنگ میزدند و فحاشی میکردند؛ سازمان حالت روانی را در اعضا ایجاد میکند که فرد فکر میکند، اگر خلاف این کند، مرتکب خیانت شده است؛ خیلی از افرادی که از سازمان جدا میشدند تا مدتها کابوس میدیدند؛ آنها همیشه کابوس اشرف را میدیدند که اکنون در اردوگاه هستند؛ پزشکها و روانشناسهایی هستند که تخصصشان معالجه افرادی است که آسیبهای فرقهای دیدهاند.
اطلاع دارم که یکی از اعضا پس از جدایی و رفتن به انگلیس، خودش را حبس کرده بود؛ او به روانشناسش گفت که همیشه کابوس میبینم، نمیتوانم از خانه خارج شوم، حق انتخاب برای خودم قائل نیستم و نمیتوانم در رستوران یا فروشگاه انتخاب کنم و به گارسون و فروشنده التماس میکنم جای من انتخاب کنند، ...، دلیلش هم این است که یک عمر سازمان برای همهچیز ما تصمیم گرفت.
روانشناس هم به این عضو جداشده گفته بود که باید کتاب بنویسی و تا زمانی که به خودت جسارت حمله علنی و آشکار به رئیس سازمان را ندهی، همچنان گرفتار آن خواهی ماند؛ تو از سازمان جدا شدی، اما سازمان از تو جدا نشده است؛ او کتابی نوشت و همه مطالبش را نوشت؛ این عضو جداشده میگفت، وقتی کتابم را میخواندم فکر میکردم چرا با همه بلاهایی که سرم آوردند، زودتر از سازمان جدا نشدم.
افرادی که از سازمان جدا میشوند، گرفتار بندهایی نامرئی هستند که در ذهشان دارند، زیرا به آنها القا شده که جدایی از سازمان یعنی خیانت؛ بندهای نامرئی تا سالها با عضو جداشده باقی میمانند و حتی همین بندها مانع شهادت دادن برخی از آنها در دادگاه است، آنهم با وجود اینکه میدانند رجوی چه بلایی سرشان آورده است.
میزان: جدایی از سازمان چگونه امکانپذیر است؟
خدابنده: بعضی از افراد موفق میشوند هنگامی که به بهانه خرید یا رفتن به دکتر از اردوگاه خارج میشوند، همراهان خود را فریب داده و فرار کنند؛ در یک مورد در سال گذشته سه نفر از افراد اردوگاه فرار کردند؛ افراد در گروههای پنج نفرهای برای خرید بیرون فرستاده میشوند؛ زمانی که آمریکا به عراق حمله کرد، تعدادی موفق شدند خودشان را نیروهای آمریکایی برسانند و بگویند که ما نمیخواهیم در این اردوگاه باشیم؛ صدها نفر به کمپ تیف یا همان اردوگاه محل استقرار اعضای جداشده منافقین منتقل شدند.
برخی از این افراد به ایران بازگشتند، برخی هم به دیگر کشورها رفتند؛ در هر حال، سازمان بهراحتی به اعضا اجازه جدایی نمیدهد.
شمار قابل توجهی از افرادی که اقدام به فرار کردند، شکست خورده و زندانی و حتی کشته شدند؛ مرگهای مشکوک بهویژه خودکشیها یا غرق شدن در حوضچهها در سازمان دلیلی مانند این دارند؛ فشار روانی بر افراد خواهان جدایی از سازمان تا حدی افزایش مییافت که آنها دست به خودکشی و خودسوزی میزدند؛ اسناد این اتفاقها وجود دارد.
میزان: سهم کشورهای غربی از جنایتهای منافقین چیست؟
خدابنده: واضح و روشن است که سازمان تحت حمایت برخی از کشورهای غربی فعالیت میکند؛ بدون این حمایتها قطعا سازمان نمیتوانست چنین امکانات و فعالیتهایی داشته باشد.
تعدادی از کشورهای غربی به دلیل خصومت با جمهوری اسلامی ایران، از سازمان حمایت میکنند، آنهم در شرایطی که قوانین ضدتروریستی را تصویب کرده و عضو کنوانسیونهای مرتبط هستند؛ آنها در مواجهه با سازمان عکس مصوبهها و قوانین خود عمل میکنند.
ارتش سایبری سازمان که امنیت روانی مردم ایران را هدف قرار داده، کاری نیست که سازمان بدون حمایت دولت آلبانی انجام دهد؛ دولت آلبانی هم وابسته به کشورهای متخاصم است.
میزان: گروهک تروریستی منافقین در جنگ صدام علیه ایران، با او همکاری کرد؛ چگونه ممکن است سازمانی که خود را ایرانی میداند با دشمنانش همکاری کند؟
خدابنده: در نخستین مرخصی که پس از بازداشت به خانه آمدم، پدرم گفت که به فرض من کاری نداشته باشم چه کسی با زن چه کسی ازدواج کرده است و حتی چشمانم را روی ترورها هم ببندم، ...، اما خیانت به کشور در هیچجا پذیرفته نیست؛ پدرم گفت که شما با چه منطقی و با چه مقدار پول حاضر شدید علیه کشورتان بجنگید؟
من جواب دادم که ما فکر میکردیم که در حال خدمت به ایران هستیم و کار درست را انجام میدهیم؛ مسعود رجوی در واکنش به شبههها در این باره میگفت که هیچکس از پیروز سوالی نمیپرسد و بعدا متوجه شدیم که این جمله هیتلر است؛ هیتلر گفته است که هیچکس از پیروز سوال نمیپرسد، کسی هم که شکست خورده است لازم نیست بماند به سوالها جواب بدهد و به همین دلیل پس از شکست دست به خودکشی کرد.
من بعدا درباره این موضوع بررسی کردم و متوجه شدم در قوانین برخی از کشورهای اروپایی درباره خیانت به کشور بسیار سختگیری میشود؛ در قوانین فرانسه جرمهای خیلی پایین با موضوع خیانت به کشور که منجر به کشته شدن کسی هم نشود، مجازات سنگینی دارد؛ اگر این همکاری با دشمن در زمان جنگ باشد که اوضاع بدتر میشود؛ در قوانین فرانسه جاسوسی برای کشورهای بیگانه در حال جنگ، مجازات اعدام و در شرایط صلح مجازات حبس ابد دارد.
میزان: از نظر شما دلیل همکاری رجوی با صدام چه بود؟
خدابنده: در کتابی خواندم که از خصوصیات سران فرقهها این است که هر چقدر در تاکتیک نابغهاند در استراتژی کودن هستند؛ آنها قادر نیستند فراتر از نوک دماغشان را ببینند؛ امام علی(ع) هم میگوید آنها فاقد بصیرت هستند و نمیتوانند آینده را ترسیم کنند؛ مسعود رجوی زمانی به عراق رفت که همه غرب حامی صدام بود و رجوی فکر میکرد حساب و کتاب درستی کرده است، اما یکی دو قدم جلوترش را ندید که عاقبت صدام چه خواهد شد.
میزان: گروهک منافقین مدعی حمایت از حقوق زنان است و ادعا میکند که آنها را در ردههای بالای سازمان قرار داده است؛ این در حالی است که خبرهای مختلفی از نقض حقوق زنان در گروهک ازجمله عقیمسازی اجباری آنها منتشر شده است؛ چه اتفاقی برای زنان در گروهک میافتد؟
خدابنده: مسعود رجوی آدم بدبین و شکاکی است؛ از آنجا که خودش بهشدت دروغگو و فریبکار است، به کسی اعتماد ندارد و هر لحظه فکر میکند که یکی درصدد کشتن او است و این را به اطرافیانش گفته بود؛ برداشتش این بود که بالاخره یکی از مسئولهای رده بالای سازمان او را میکشد و به همین دلیل بساط حمایت از زنان را به راه انداخت؛ او گفت قصد دارد برای زنان تبعیض مثبت قائل شود و هژمونی زنان را بهراه بیندازد تا آنها به حقوقشان برسند، اما واقعیت این بود که میخواست عنان سازمان منحصر در دست خودش بماند.
در کتابهای روانشناسی در بحث فرقهها هم آمده است که سران فرقهها با سوءاستفاده از عواطف زنان، آنها را در ردههای پس از خود قرار میدهند؛ رجوی هم همین کار را کرد، چون میدانست که به احتمال زیاد زنان نمیتوانند برایش مشکلساز شوند؛ مریم رجوی میگفت که من از همه شما بالاتر هستم و دلیلش این است که من بیشتر از همه شما گوش به فرمان مسعود هستم؛ زنان قرارگرفته در ردههای بالای سازمان با مسعود رجوی بحث نمیکنند، چون به قول خودش اینها از خودشان چیزی ندارند، مطالعاتی ندارند و افرادی خالیالذهن هستند، بنابراین هر چه رجوی بگوید قبول میکنند؛ تعداد اعضای زن جداشده از سازمان بههمین دلایل کمتر است.
زنان در سازمان از تبعیض مثبت بهرهمند نشدند، بلکه بیش از همه استثمار شدند؛ سازمان حتی خود را ملزم به موضعگیری در برابر اخبار منتشرشده درباره عقیمسازی اجباری زنان هم ندید.
میزان: واکنش منافقین به برگزاری دادگاه رسیدگی به جنایتهایش در ایران چیست؟
خدابنده: آنها همه جلسههای دادگاه را رصد میکنند؛ سازمان به کلمه کلمه دادگاه واکنش نشان میدهد؛ زهرا مریخی بهعنوان مسئول اول سازمان گفته است هر چه در این دادگاه گفتید، ما کردهایم؛ از این به بعد صد برابرش میکنیم.
میزان: موضعگیری آمریکا در قبال گروهک منافقین بهعنوان یک گروهک تروریستی را چطور ارزیابی میکنید؟
خدابنده: استاندارد دوگانه آمریکا در برابر تروریستها خیلی مشخص است؛ این کشور تروریستها را به خوب و بد تقسیم کرده است؛ این رویکرد حتی داد خود مسعود رجوی را هم درآورد؛ وقتی آمریکا در سال ۱۳۷۶ سازمان را در فهرست گروههای تروریستی قرار دارد و حتی اسم مسعود رجوی را هم آورد، او معترض شد که ما وقتی هفتم تیر و هشتم شهریور یا کشتارهای دهه ۱۳۶۰ را انجام دادیم، کسی به ما تروریست نگفت و حالا که ۱۵ سال گذشته و ما دست به سلاح نبردیم، به ما تروریست میگویند.
اقدامهای آمریکا در قبال سازمان برای تروریستی خواندن یا نخواندن آن، یک اقدام تبلیغی است؛ استرالیا، کانادا و انگلیس و اتحادیه اروپا هم همین کار را کردند؛ این کشورها اگر واقعا موضع ضدتروریستی دارند، باید همانطور که قاضی دادگاه گفت، اعضای سازمان را بهعنوان مجرم به جرم خیانت به کشور تحویل دهند، اما آنها به اعضای سازمان حفاظت و امکانات میدهند؛ غربیها با این موضوع برخورد دوگانهای دارند.
میزان: در ماههای گذشته شاهد تشدید همراهی و همکاری سازوکارها و نهادهای حقوق بشری با منافقین بودیم؛ ازجمله جاوید رحمان، باصطلاح گزارشگر ویژه سابق سازمان ملل در موضوع حقوق بشر در ایران در نشست منافقین شرکت کرد؛ با وجود شواهد و مستندات آشکار درباره جنایتهای گسترده منافقین درون دیوارهای این گروهک و علیه مردم ایران، این روند چه معنایی دارد؟
خدابنده: تناقضهایی زیادی وجود دارند؛ محاکم بینالمللی هم در بررسی پرونده آمریکا و اسرائیل، اما و اگرهای زیادی میآورند، اما در پرونده دیگر کشورها، بیمعطلی شدیدترین قطعنامهها و بیانیهها را میدهند؛ اینها همه دلایل سیاسی دارد؛ این سیاسیکاریها و سیاستزدگیها نهادها و سازوکارهای حقوق بشری باعث شده که مسخره شوند.
اوج این سیاسیکاری را در جنگ اخیر رژیم صهیونیستی علیه غزه دیدیم.
همه اینهایی که در نشستها و رویدادهای سازمان شرکت میکنند، پول میگیرند؛ در یک مورد فقط، ۴۰ هزار دلار به جان بولتون بابت یک سخنرانی بهعلاوه همه هزینههای تردد و اقامت پرداخت شده بود؛ برخی از انجمنها یا خیلی از مقامهای آمریکایی که بازنشسته یا از کار برکنار میشوند، در سایتهای خود مبالغ سخنرانی خود را قرار میدهند؛ هزینه سخنرانیهای حضوری با اینترنتی متفاوت است.
مایک پمپئو، وزیر خارجه دولت نخست دونالد ترامپ یکبار پس از شرکت در نشست سازمان اعلام کرد که فقط هزینه تردد و هتل را دریافت کرده است، اما بعدا مشخص شد که او برای حضور و سخنرانی در رویداد هم مبلغی را دریافت کرده است.
جاوید رحمان هم یکی از همین افراد است که به اعتراف خودش پول گرفته است؛ سازمان هیچگاه نمیگوید که پول را از کجا آورده است.
میزان: و حرف پایانی ...
خدابنده: سازمان تجربه خونینی برای ملت ایران بود؛ برخی جوانهای ما درک درستی از انقلابی که در کشور شد، ندارند؛ ایران جنگ هشتساله و جنایتهای سازمان مجاهدین خلق را پشت سر گذاشت؛ در بسیاری از کشورها مانند فرانسه که میزبان مریم رجوی است، مجازات خیانت به کشور در حین جنگ اعدام است؛ باید درباره سازمان و ماهیت واقعی آن روشنگری شود.
دادگاه رسیدگی به جنایتهای منافقین هرچند سال هم طول بکشد این دادگاه باید ادامه پیدا کند تا ماهیت سازمان آشکار شده و خیانتکاران به ایران رسوا و مجازات شوند.