سیاستمداران لب مرزی؛ بازیگرانی که می توانند بازی را عوض کنند!

تابناک شنبه 09 فروردین 1404 - 16:46
اصطلاح «سیاستمداران لب‌مرزی»، کد یا مقوله­­ ابداعی سرویس سیاسی تابناک است برای طبقه ­بندی گروهی از سیاستمداران با ویژگی­های خاصی که در این یادداشت به تبیین و تشریح آن خواهیم پرداخت. 

«سیاستمداران لب مرزی» راه سومی را در پیش گرفته‌اند و در بین دو جناح یا گفتمان متفاوت حرکت می‌کنند. «سیاستمداران لب مرزی» در مرز دو گفتمان یا جریان اصلی ایستاده‌؛ نه تنها از چنگال قطب‌های رایج می‌گریزند، بلکه در پی ساختن گفتمانی مستقل یا آمیزه‌ای از هر دو جریان‌اند.

شاید بتوان به‌جای «لب‌مرزی»، از تعابیری چون «سیاستمداران مرزگرا»، «میان‌گفتمانی» یا حتی «رهروان حاشیه تعادل» استفاده کرد؛ اما «لب‌مرزی» گویی طنینی خاص دارد. این واژه با قدرت استعاری‌اش، تصویری روشن و چندلایه می‌سازد: حس تعلیق، بی‌ثباتی، ریسک و پیچیدگی را همزمان به ذهن می‌آورد و شاید به همین دلیل، دقیق‌تر و گویاتر از بدیل‌هایش باشد.

ویژگی‌های سیاستمداران لب‌مرزی

* مرزشناسی ایدئولوژیک: این سیاستمداران در خط مرزی دو گفتمان اصلی حرکت می‌کنند و با هوشمندی، نقاط قوت هر دو را می‌شناسند و به کار می‌گیرند. این انعطاف فکری و ایدئولوژیک، آن‌ها را از دام جزم‌اندیشی دور نگه می‌دارد؛ اما همین ویژگی، چالش‌هایی بزرگ پیش پایشان می‌گذارد. آن‌ها نمی‌خواهند در تنگنای یک جناح محصور شوند و به همین دلیل، گاه از هر دو سو زیر فشار انتقاد قرار می‌گیرند.

 زیستن در میانه دو جریان، بازی خطرناکی است. سیاستمداران لب‌مرزی نه تنها ممکن است از سوی جناح‌های اصلی طرد شوند، بلکه در جلب پایگاه اجتماعی نیز با دشواری‌هایی روبه‌رو می‌شوند. این فاصله‌گیری از اردوگاه‌های سنتی، آن‌ها را در کشمکشی دائمی با مخالفان و حتی گاهی با حامیان خود قرار می‌دهد. آن‌ها در فضایی معلق میان پذیرش و طرد، حمایت و ستیز نفس می‌کشند. استقلال از جناح‌های تثبیت‌شده، اگرچه هویتشان را متمایز می‌کند، اما می‌تواند به انزوا یا بی‌اعتمادی نیز بینجامد. در این مسیر پرمخاطره، خطر شکست همیشه در کمین است و هزینه این انتخاب جسورانه، ممکن است نادیده گرفته شدن یا تخریب از سوی جریان‌های غالب باشد.

 بازآفرینی در سیاست‌ورزی: سیاستمداران لب‌مرزی در پی شکستن دیوارهای قطب‌بندی‌شده‌اند. آن‌ها می‌خواهند از دوقطبی‌های رایج فراتر روند و فضایی نو برای گفت‌وگو و کنش سیاسی بگشایند. این افراد یا جریان‌ها، مسیرهایی تازه می‌سازند که به نیازهای نادیده‌گرفته‌شده جامعه پاسخ می‌دهد. به بیان دیگر، آن‌ها می‌توانند نوآوران عرصه سیاست باشند؛ کسانی که با کاهش دوقطبی‌گرایی و ایجاد تحول، راه را برای آینده‌ای متفاوت هموار می‌کنند.

این ویژگی‌ها نشان می‌دهد که سیاستمداران لب‌مرزی در موقعیتی شکننده اما پرظرفیت قرار دارند. آن‌ها به آسانی آماج انتقاد از هر دو سو می‌شوند و ممکن است مشروعیت یا حمایت پایگاه‌های سنتی را از دست بدهند؛ اما در عین حال، توانایی خلق تحول و نوآوری را دارند که نمی‌توان نادیده‌اش گرفت.

 «سیاستمداران لب‌مرزی» در جهان

مفهوم «سیاستمداران لب‌مرزی» به‌عنوان افرادی که راه سومی را در پیش گرفته و در میانه دو گفتمان یا جریان اصلی حرکت می‌کنند، می‌تواند به سیاستمداران در سراسر جهان تعمیم داده شود. در ادامه، به برخی از سیاستمداران «لب‌مرزی» در جهان اشاره می‌کنیم:

 _ امانوئل مکرون (فرانسه)

امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، یکی از نمونه‌های بارز سیاستمدار لب‌مرزی در جهان معاصر است. او در سال ۲۰۱۷ با حزبی تازه‌تأسیس به نام «به‌پیش» (En Marche!)وارد عرصه سیاسی شد که نه به‌طور کامل در اردوگاه چپ سنتی (سوسیالیست‌ها) قرار داشت و نه راست محافظه‌کار (جمهوری‌خواهان). مکرون با شعارهایی که ترکیبی از اصلاحات اقتصادی لیبرال و سیاست‌های اجتماعی مترقی بود، توانست دوقطبی سیاسی فرانسه را بشکند. او با انعطاف ایدئولوژیک، از هر دو جناح ایده‌هایی گرفت: از راست، کاهش مالیات‌ها و اصلاحات بازار کار، و از چپ، تأکید بر آموزش و حمایت از اتحادیه اروپا.

 این رویکرد او را در برابر انتقادهای تند هر دو جناح قرار داد؛ راست‌گرایان او را بیش‌ازحد میانه‌رو و چپ‌گرایان او را بیش‌ازحد بازارمحور می‌دانستند. اعتراضات جلیقه‌زردها در سال‌های ۲۰۱۸-۲۰۱۹ نشان‌دهنده دشواری جذب پایگاه اجتماعی پایدار برای او بود.

مکرون با تقویت جایگاه فرانسه در اتحادیه اروپا و ارائه چهره‌ای مدرن و جهانی، سیاست‌ورزی سنتی فرانسه را بازتعریف کرد و خود را به‌عنوان رهبری برای جهان غرب مطرح ساخت.

_ آنگلا مرکل (آلمان)

آنگلا مرکل، صدراعظم پیشین آلمان، نیز می‌تواند در زمره سیاستمداران لب‌مرزی قرار گیرد. او به‌عنوان رهبر حزب دموکرات مسیحی (CDU)، که حزبی محافظه‌کار و راست‌میانه است، در طول ۱۶ سال رهبری‌اش (۲۰۰۵-۲۰۲۱) رویکردی عمل‌گرایانه و انعطاف‌پذیر در پیش گرفت که گاه با اصول سنتی حزبش در تضاد بود.

مرزشناسی ایدئولوژیک: مرکل در موضوعاتی مثل پذیرش پناهجویان در سال ۲۰۱۵ (که بیش از یک میلیون نفر را شامل شد) از ارزش‌های انسانی‌گرایانه چپ دفاع کرد، در حالی که در سیاست‌های اقتصادی و مالی، به اصول راست‌گرایانه پایبند ماند.

 این میانه‌روی او را در معرض انتقاد از درون حزب خودش و احزاب راست افراطی مثل «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) قرار داد. تصمیمش برای پذیرش مهاجران، او را در برابر موجی از مخالفت‌ها و حتی کاهش محبوبیت قرار داد.

 مرکل با مدیریت بحران‌های یورو و حفظ ثبات اقتصادی آلمان، و همچنین نقش میانجی‌گرایانه‌اش در اروپا، نشان داد که می‌توان از دوقطبی‌های سیاسی عبور کرد و راه‌حل‌هایی عمل‌گرایانه ارائه داد.

_ جاستین ترودو (کانادا)

جاستین ترودو، نخست‌وزیر کانادا از سال ۲۰۱۵، نمونه دیگری از سیاستمداران لب‌مرزی است. او به‌عنوان رهبر حزب لیبرال کانادا، در میانه طیف سیاسی این کشور قرار دارد و تلاش کرده بین ارزش‌های مترقی (مثل حمایت از حقوق اقلیت‌ها و تغییرات اقلیمی) و سیاست‌های اقتصادی محافظه‌کارانه (مثل حمایت از پروژه‌های نفتی) تعادل برقرار کند.

مرزشناسی ایدئولوژیک: ترودو از یک سو با سیاست‌هایی مثل قانونی کردن ماری‌جوانا و حمایت از مهاجرت، به چپ نزدیک شده و از سوی دیگر با حفظ روابط تجاری با آمریکا و توسعه خطوط لوله نفتی، به راست‌گرایان چشمک زده است.

 این رویکرد دوگانه، او را در برابر انتقادهای شدید قرار داده؛ فعالان محیط‌زیست او را به ریاکاری متهم کرده‌اند و محافظه‌کاران او را بیش‌ازحد لیبرال می‌دانند. اعتراضات کامیون‌داران در سال ۲۰۲۲ نشان‌دهنده شکاف با بخشی از پایگاه اجتماعیش بود. ترودو با تأکید بر چندفرهنگی و ارائه چهره‌ای مدرن از کانادا، تلاش کرده سیاست را از حالت دوقطبی سنتی خارج کند و گفتمانی فراگیرتر بسازد.

_ محمد بن سلمان (عربستان سعودی)

محمد بن سلمان (MBS)، ولیعهد عربستان سعودی، نیز می‌تواند به‌عنوان یک سیاستمدار لب‌مرزی در خاورمیانه دیده شود. او در کشوری با ساختار سنتی و مذهبی، بین محافظه‌کاری و مدرنیسم حرکت می‌کند.

 او از یک سو با اصلاحات اجتماعی مثل اعطای حق رانندگی به زنان و کاهش نفوذ نهادهای مذهبی، از سنت‌ها فاصله گرفته و از سوی دیگر، با حفظ نظام سلطنتی و سرکوب مخالفان، به اصول اقتدارگرایانه پایبند مانده است.

 این رویکرد او را در برابر مقاومت داخلی (از سوی علما و محافظه‌کاران) و انتقادهای بین‌المللی (به‌خاطر مسائل حقوق بشر و قتل جمال خاشقجی) قرار داده است. پایگاه اجتماعی او هنوز شکننده به نظر می‌رسد.

 طرح «چشم‌انداز ۲۰۳۰» او برای تنوع‌بخشی به اقتصاد عربستان و کاهش وابستگی به نفت، تلاشی برای عبور از دوقطبی سنت و مدرنیته و ایجاد راهی نو در سیاست این کشور است. 

***

سیاستمداران لب‌مرزی در جهان، مانند نمونه‌های بالا، اغلب در موقعیت‌هایی شکننده اما پرظرفیت قرار دارند. آن‌ها با انعطاف و جسارت، سعی در بازتعریف قواعد بازی سیاسی دارند، اما این مسیر پر از مخاطره است: خطر طرد شدن از سوی جناح‌های اصلی، از دست دادن حمایت مردمی، یا حتی تخریب توسط رقبا. با این حال، ظرفیت آن‌ها برای نوآوری و کاهش دوقطبی‌گرایی، آن‌ها را به بازیگرانی کلیدی در تحولات سیاسی تبدیل می‌کند

 مصادیق سیاستمداران لب‌مرزی در ایران

در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های سیاستمداران لب‌مرزی، مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی است. هاشمی، چهره‌ای بود که به نمایندگی غیررسمی از امام خمینی، در همه عرصه‌ها حضوری اثرگذار داشت. او با مهارت بی‌نظیری میان دو جناح چپ و راست مانور می‌داد و حتی به وزنه تعادل این دو تبدیل شده بود. اعتماد عمیق امام به او تا بدان‌جا بود که به جانشینی فرمانده کل قوا و فرماندهی جنگ رسید. هاشمی، نمونه‌ای کلاسیک از سیاستمداری لب‌مرزی بود که نه چپ بود و نه راست، بلکه راهی میانه را برگزید.

اما در سپهر سیاسی کنونی ایران، می‌توان از علی شمخانی به‌عنوان یکی دیگر از این سیاستمداران نام برد. شمخانی، چهره‌ای چندوجهی و جسور است که مسیر زندگی سیاسی‌اش، او را به نمادی از لب‌مرزی بودن بدل کرده است.

 علی شمخانی: سیاستمداری در میانه میدان

علی شمخانی یک سال پس از پایان جنگ ایران و عراق، در سال ۱۳۶۸، با حکم رهبر انقلاب از سپاه پاسداران به ارتش منتقل شد و فرماندهی نیروی دریایی ارتش را بر عهده گرفت؛ انتقالی بی‌سابقه برای یک فرمانده سپاهی. او از سال ۱۳۶۹، همزمان فرماندهی نیروی دریایی سپاه را نیز به دوش کشید. شمخانی یکی از ۱۲ نظامی ارشد ایران با درجه سرلشکری است و اکنون به‌عنوان «مشاور سیاسی» رهبر انقلاب فعالیت می‌کند. پیشینه او به گروه منصورون بازمی‌گردد؛ چریک‌های مسلح حامی امام خمینی که شالوده سپاه پاسداران را بنا نهادند.

شمخانی در سال‌های حضورش در کابینه محمد خاتمی، با شعار «من آدم اقدامم، نه آدم حرف»، وارد رقابت انتخابات ریاست‌جمهوری شد. شعار اصلی‌اش «دولت اقدام ملی» بود و در کنار آن، از «امنیت و اصلاحات» سخن می‌گفت. او در مصاحبه‌ای با روزنامه سیاست روز، حرکت در مسیر جبهه دوم خرداد را پسرفت خواند، اما همزمان در تراکت‌های تبلیغاتی‌اش از پیشبرد اصلاحات حرف می‌زد.

 شمخانی با کسب ۷۰۰ هزار رأی، که به باور برخی بیشتر از مناطق عرب‌زبان بود، نشان داد که می‌تواند پایگاه اجتماعی متفاوتی را هدف قرار دهد. او تنها عضو کابینه‌ای بود که در دوران یک رئیس‌جمهور مستقر، با او به رقابت انتخاباتی پرداخت؛ حرکتی که جسارت لب‌مرزی بودنش را برجسته‌تر کرد.

شمخانی در مقام وزیر دفاع، نقشی کلیدی در تنش‌زدایی و توسعه روابط با کشورهای عربی خلیج فارس ایفا کرد؛ تا جایی که بالاترین نشان دولتی عربستان سعودی (مدال عبدالعزیز) را از پادشاه وقت این کشور دریافت کرد و به نخستین وزیر ایرانی بدل شد که چنین افتخاری نصیبش می‌شود. بعدها، در دولت حسن روحانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی رسید. در موضوع هسته‌ای، علی‌رغم اختلاف دیدگاه با روحانی، با قانون اقدام راهبردی همراه شد و حتی یک سال در دولت ابراهیم رئیسی نیز در این سمت حساس دوام آورد. او همچنین با میانجی‌گری چین، در تنش‌زدایی با عربستان نقشی تاریخی ایفا کرد؛ دستاوردی که همچنان در کارنامه‌اش می‌درخشد..

شمخانی، تنها مسئول ارشد عرب‌زبان در جمهوری اسلامی بود و از معدود سیاستمدارانی است که به ظاهر خود اهمیت می‌دهد؛ ویژگی‌ای که او را در میان همتایانش متمایز می‌کند. در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، به مناسبت روز دانشجو، دریابان شمخانی در گفت‌وگویی صریح با دانشجویان حاضر شد و به پرسش‌هایشان در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و راهبردی پاسخ داد. این نشست، که حال‌وهوایی متفاوت داشت، گمانه‌زنی‌هایی را برانگیخت. معمولاً چنین برنامه‌هایی در آستانه انتخابات برگزار می‌شود؛ اما نزدیک‌ترین انتخابات، مربوط به شوراهای شهر است که بعید به نظر می‌رسد در شأن و جایگاه شمخانی باشد. آیا این گفت‌وگو، گرم کردن تنور مذاکره با آمریکا بود؟ همزمان، زمزمه‌هایی از انتصاب علی لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی شنیده می‌شد. آیا شمخانی در پی نقشی بزرگ‌تر است؟

در این گفت‌وگو، او اعلام کرد: «نه اصلاح‌طلبم، نه طرفدار جلیلی». آیا این موضع، تلاشی برای گشودن «راه سوم» است؟ راه سومی که بارها در تاریخ پس از انقلاب آزموده شده، اما به سرانجامی نرسیده. آیا این راه سوم، مذاکره مستقیم با آمریکا را نشانه گرفته؟ شمخانی در همین نشست گفت: «هنوز هم مسئول پرونده هسته‌ای هستم». آیا ابتکاری تازه در این پرونده، که حالا با مذاکرات آمریکا گره خورده، در راه است؟

برخی از تحلیلگران ماجرای ایلان ماسک-ایروانی که درهفته های اول استقرار ترامپ در کاخ سفید را به نوعی به روزنه آفرینی مخصوص و لب مرزی علی شمخانی نسبت می دادند.

علی شمخانی از معدود سیاستمداران ارشد ایران است که ویژگی‌های لب‌مرزی بودن را به تمامی در خود گرد آورده: جسارت، انعطاف، استقلال و نوآوری. او در میانه میدان سیاست ایران ایستاده؛ نه کاملاً در یک جناح، نه کاملاً بیرون از آن. این موقعیت، هم او را آسیب‌پذیر کرده و هم فرصتی بی‌نظیر برای اثرگذاری پیش پایش گذاشته است، هرچند نمی توان فراموش کرد که شمخانی در نگاه افکار عمومی با برخی ابهامات مواجه است که کار را برای او دشوار می کند.

 آیا او می‌تواند راه سومی را که سیاستمداران لب‌مرزی پیش از او در آن ناکام ماندند، به سرانجام برساند؟ زمان پاسخ این پرسش را روشن خواهد کرد./کوثر خسروی

شما چه سیاستمداران لب مرزی در ایران می شناسید که بتوانند چالش های سخت کنونی را مدیریت کنند؟.

منبع خبر "تابناک" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.