ناقوس مرگ ناتو

عصر ایران چهارشنبه 13 فروردین 1404 - 12:31
هفتادوپنج سال پس از تأسیس، ناتو با بزرگ‌ترین بحران تاریخ خود روبه‌رو است. با روی کار آمدن دوباره‌ دونالد ترامپ و کاهش تعهدات آمریکا، اروپا ناگزیر به بازنگری در امنیت خود شده است. از افزایش بودجه‌ دفاعی تا احتمال هسته‌ای شدن آلمان و ژاپن، همه نشانه‌هایی از نظم جهانی جدید است.

«آقای گورباچف، این دیوار را فرو بریز» جمله‌ای که در سال ۱۹۸۷ از زبان رونالد ریگان در دروازه براندنبورگ جاری شد، همچون پژواکی در تاریخ، معرف جنگ سرد و پیوندی استوار میان ایالات متحده و اروپا بود، اما امروز ۳۸ سال پس از آن خطابه تاریخی، گویی دیواری دیگر، این بار به دست دونالد ترامپ، میان آمریکا و اروپا برافراشته شده است، دیواری که او را در سوی ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه قرار می‌دهد.

از خاکستر جنگ تا عصر ترامپ

اروپای امروز، از میان ویرانه‌های جنگ دوم جهانی سر برآورده است؛ بازسازی که با نام جرج مارشال، وزیر خارجه دولت فرانکلین روزولت، گره خورده است. مارشال و هم‌فکرانش برای متقاعد کردن واشنگتن به حضوری فعال در آن سوی آتلانتیک، نبردی سخت در کنگره داشتند. سیاست خارجی آمریکا که یک قرن در حصار انزواگرایی دکترین مونرو بود، باید پوست می‌انداخت و جهان‌گرایی را در آغوش می‌کشید. حضور آمریکا در اروپا سد دفاعی در برابر اتحاد جماهیر شوروی شد و پیمانی نانوشته را میان دو سوی آتلانتیک رقم زد.

به گزارش ایمنا، جان اف کندی در سال ۱۹۶۳ با جمله من یک برلینی هستم، این پیوند را مهر کرد، اما حالا در عصر ترامپ و شعار اول آمریکا، همان نظم لیبرال پسا جنگ که واشنگتن معمار و حافظ آن بود، از سوی رئیس‌جمهورش به چالش کشیده شده است. ترامپ، آمریکا را قربانی این نظم می‌داند و بی‌پروا می‌گوید: اتحادیه اروپا با ما بسیار بد رفتار کرده است. او تنها به تجدیدنظر در روابط تجاری با اروپا بسنده نکرده، بلکه خواهان تغییر در سیاست خارجی متحدان سنتی خود نیز است. با پایان پکس آمریکانا دیگر نه پوتین دشمن راهبردی آمریکا، نه اروپا سنگر همیشگی واشنگتن شمرده می‌شود.

غرب، واژه‌ای بی‌معنا

در این فضای دگرگون‌شده، «غرب» دیگر آن مفهومی را ندارد که دهه‌ها پیش داشت، زمانی غرب یکپارچه به ارزش‌های دموکراسی لیبرال متعهد بود،. اما اکنون اروپا، روسیه، چین و آمریکا تنها بازیگرانی مستقل هستند، نیکول باکاران، دانشمند علوم سیاسی در دانشگاه پاریس، هشدار می‌دهد که خطری بزرگ در کمین است و می‌گوید: «ترامپ به‌وضوح می‌داند به کجا می‌رود، اما اروپا چه؟ آیا توان تبدیل شدن به یک قدرت نظامی مستقل را دارد؟

بروکسل، در پاسخ به این پرسش، دست به اقدامی تاریخی زده که آن اختصاص ۸۴۰ میلیارد دلار برای تقویت بخش دفاعی است. رئیس کمیسیون اروپا، اورزولا فون در لاین، این طرح را ساعاتی پس از تصمیم ترامپ برای تعلیق کمک‌های نظامی آمریکا به اوکراین اعلام کرد. او به صراحت گفت: اکنون لحظه اروپا است و ما باید به آن پایبند باشیم. در بحبوحه افزایش تهدیدات، اروپا در تلاش است تا زخم‌های وابستگی خود را التیام بخشد و برای نخستین بار، قدرت دفاعی خود را مستقل از واشنگتن تعریف کند.

جهانی در سایه آنارشی

جهان در آستانه تشدید بی‌نظمی است. نبود قطعیت به نیروی پیش‌ران سیاست بین‌الملل بدل شده و کشورها بیش از هر زمان دیگری به اصل خودیاری متوسل می‌شوند، اروپا که دهه‌ها زیر چتر امنیتی آمریکا زندگی کرده بود، اکنون با این پرسش بنیادین روبه‌رو است که آیا می‌تواند بدون واشنگتن، امنیتش را تضمین کند؟

امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، به‌تازگی از تغییرات غیرقابل بازگشت در نظم جهانی سخن گفته و پیشنهاد داده که فرانسه چتر هسته‌ای خود را به متحدان اروپایی گسترش دهد. در همین حال آلمان که از زمان جنگ جهانی دوم، در قلب سیستم امنیتی آمریکا قرار داشت، اکنون خود را بی‌پناه پیدا می‌کند. فریدریش مرتس، صدراعظم محافظه‌کار آلمان، هشدار می‌دهد که اروپا باید به سمت استقلال واقعی از آمریکا گام بردارد، چرا که دیگر نمی‌توان به واشنگتن اطمینان داشت.

فرید زکریا، تحلیلگر برجسته آمریکایی، در یادداشتی نوشته است که این تغییرات، سرآغاز نظمی جدید خواهد بود؛ نظمی که در آن، قدرت‌هایی چون آلمان و ژاپن ناگزیر خواهند شد امنیت خود را به‌تنهایی تأمین کنند. این ممکن است به معنای ورود ژاپن و کره‌جنوبی به باشگاه دارندگان سلاح‌های هسته‌ای باشد. جهانی که روزی زیر سایه آمریکا، از گسترش تسلیحات هسته‌ای جلوگیری می‌کرد، حالا به سمت مسابقه‌ای تسلیحاتی پیش می‌رود.

بازگشت به ایده‌های دوگل

شاید اروپا، پس از نیم قرن، به ایده‌های شارل دوگل رسیده باشد؛ همان رهبری که استقلال اروپا از آمریکا را رؤیایی ممکن می‌دانست. دوگل، که در سال ۱۹۶۶ فرانسه را از فرماندهی ناتو خارج کرد، معتقد بود که اروپا نمی‌تواند آینده خود را به اراده واشنگتن گره بزند. او برای فرانسه، یک نیروی هسته‌ای مستقل ساخت، چرا که به تضمین‌های امنیتی آمریکا اعتمادی نداشت.

در آن روزها، بسیاری این سیاست را ماجراجویانه و حتی مضحک می‌دانستند، اما حالا پس از نخستین هفته‌های دولت دوم ترامپ، این نگاه دیگر مضحک به نظر نمی‌رسد؛ بلکه شاید تنها گزینه عقلانی باشد.

اوکراین، درسی برای جهان

گیدیٔون رز، تحلیلگر آمریکایی، به ما یادآوری می‌کند که اوکراین، شاید بزرگ‌ترین قربانی اعتماد به تضمین‌های بین‌المللی باشد. در ۱۹۹۴، کی‌یف در ازای دریافت تضمین‌های امنیتی از آمریکا، بریتانیا و روسیه، از زرادخانه‌ی هسته‌ای خود چشم پوشید، اما بیست سال بعد، روسیه کریمه را بلعید و جهان تنها به نظاره نشست.

امروز، ترامپ نه‌تنها کمک نظامی آمریکا به اوکراین را تعلیق کرده، بلکه به‌طور تلویحی از کی‌یف خواسته است که شکست را بپذیرد و به مدار روسیه بازگردد. گیدیٔون رز نتیجه می‌گیرد که بازدارندگی گسترده، یک فریب بود و کسانی که به آن تکیه کردند، فریب خوردند. این درس، اکنون پیش روی دیگر کشورهایی است که امنیت خود را وابسته به دیگران می‌دانند.

پایان یک دوران

آنچه در حال وقوع است، تنها تغییر سیاست‌های آمریکا نیست، بلکه یک دگرگونی ژرف در نظم جهانی است. دیگر کسی نمی‌تواند با اطمینان بگوید که آمریکا، ستون فقرات امنیت اروپا باقی خواهد ماند، اروپا که روزی با طرح مارشال از خاکسترهای جنگ برخاست، اکنون در آزمونی بزرگ قرار دارد: آیا می‌تواند بدون واشنگتن، سرنوشت خود را به دست گیرد؟

شاید اکنون، بیش از هر زمان دیگری، صدای ریگان در دروازه براندنبورگ طنین‌انداز باشد؛ اما این بار نه به نشانه‌ی فروریختن دیوارها، بلکه به نشانه‌ی افول یک امپراتوری.

در همین راستا ابوالقاسم دلفی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: از دیرباز شکاف‌هایی بین آمریکا و اتحادیه آتلانتیک وجود داشته است. ناتو هیچ‌گاه یک سازمان کاملاً همگن نبوده و همیشه اختلافاتی در بین اعضای آن وجود داشته است. وضعیت این سازمان هرگز ایده‌آل نبوده و همواره برخی تنش‌ها در روابطش مشاهده می‌شود.

وی افزود: با روی کار آمدن ترامپ، سیاست‌های خاصی در عرصه روابط خارجی آمریکا شکل گرفت که برخی از آن‌ها با رویکردهای ناتو و اروپا مغایرت داشت. ترامپ در تلاش بود تا هزینه‌های خارجی آمریکا را کاهش دهد و یکی از اصلی‌ترین ارگان‌های پرهزینه برای او ناتو بود، به همین دلیل او اقدامات مختلفی را در پیش گرفت تا کشورهای اروپایی برای دفاع از خود بیشتر هزینه کنند و آمریکا دیگر مسئولیت اصلی را بر عهده نگیرد. به‌طور مشخص، در دوران نخست‌وزیری خود نیز از کشورهای اروپایی خواست که ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی را به ناتو اختصاص دهند.

سفیر سابق ایران در فرانسه تاکید کرد: اتحادیه اروپا همواره در تلاش بوده تا ساختار دفاعی مستقلی برای خود ایجاد کند. اما از آن جایی که از ابتدا امنیت خود را از طریق ناتو تأمین کرده بود، ایجاد چنین سازوکاری برای بسیاری از کشورهای عضو ناتو دشوار بود. اما بعد از سخنان ترامپ، به نظر می‌رسید که اروپا بیشتر به این موضوع توجه کرده است.

دلفی با بیان اینکه در فاصله دوره اول و دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، روسیه به اوکراین حمله کرد و امنیت اروپا را به‌طور جدی تهدید کرد، گفت: کشورهای اروپایی معتقد بودند که روسیه امنیت قاره را مختل کرده و باید در برابر آن ایستادگی کنند. به‌ویژه کشورهای شرقی اروپا که سابقه‌ای خاص در رابطه با روسیه دارند، همچون لهستان، رومانی و بلغارستان، نگران امنیت خود بودند و به همین دلیل به ناتو متوسل شدند.

وی بیان کرد: یکی از دلایل حمله روسیه به اوکراین، درخواست این کشور بود که اوکراین نباید به ناتو ملحق شود و ناتو نباید به مرزهای روسیه نزدیک شود. این مسئله یکی از عوامل اصلی جنگ در اوکراین شد. اختلافات میان آمریکا و اروپا تنها محدود به دوران ترامپ نبوده است. در دولت‌های پیشین نیز همواره این بحث وجود داشت که اروپا باید بیشتر برای تأمین امنیت خود هزینه کند و ترامپ به‌طور صریح این موضوع را مطرح کرد. در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود پیشنهاد داد که ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی آمریکا صرف مسائل دفاعی شود تا این کشور دیگر مسئول تأمین امنیت کشورهای دیگر نباشد.

سفیر سابق ایران در فرانسه تصریح کرد: اختلاف نظر درباره هزینه‌های دفاعی یکی از دلایل شکاف‌های میان آمریکا و اروپا است. این شکاف‌ها به‌ویژه در زمینه جنگ اوکراین و نقش ناتو و اروپا در این جنگ برجسته شد. با این حال، این شکاف‌ها به فروپاشی ناتو یا سیستم امنیتی غربی منجر نخواهد شد. سامانه‌ای که بعد از جنگ جهانی دوم برای وحدت کشورهای غربی شکل گرفت، همچنان پابرجاست، اما ترامپ به‌دنبال تغییر در ساختار آن بود. او در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود موفق نشد، اما باید دید که در دوره دوم چه تصمیماتی به کار خواهد گرفت.

دلفی خاطر نشان کرد: به نظر می‌رسد آمریکا و ترامپ در حال نزدیک شدن به روسیه هستند و ممکن است توافقاتی در مورد اوکراین صورت گرفته باشد. باید منتظر ماند و دید که چه چیزهایی در این مذاکرات رد و بدل شده است. اطلاعات دقیق در این زمینه هنوز در دسترس نیست و باید منتظر ماند تا همه‌چیز روشن شود.

وی اظهار کرد: برخی تحلیلگران معتقدند که ایران ممکن است در این معادله به‌عنوان یک وسیله فشار بین روسیه و آمریکا قرار گیرد. به این معنا که آمریکا ممکن است به‌دلیل نفوذ روسیه در ایران، این کشور را قربانی کند. ایران در کنار روسیه قرار دارد و برخی بر این باورند که روس‌ها در ایران نفوذ زیادی دارند.

سفیر سابق ایران در فرانسه گفت: نگرانی اصلی آمریکا در حال حاضر از رشد اقتصادی و نظامی چین است که به‌ویژه در زمینه اقتصادی به سرعت در حال تبدیل شدن به یک ابرقدرت است. به همین دلیل آمریکا تلاش دارد تا روابط بین روسیه و چین را تضعیف کند، زیرا اگر چین بتواند در عرصه اقتصادی به ابرقدرتی تبدیل شود، آمریکا در رقابت‌های آینده با چین ممکن است در موقعیت ضعیف‌تری قرار گیرد.

دلفی تصریح کرد: در همین راستا، ایالت‌هایی همچون آکوس که شامل انگلیس، استرالیا و آمریکا می‌شود، در حال شکل‌گیری است تا مقابله با چین را تسهیل کنند. پشت پرده این تحولات، تغییرات مهمی در نظام جهانی در حال وقوع است و آمریکا به‌دنبال آن است که چین تبدیل به یکی از ابرقدرت‌های جهان نشود.

وی خاطر نشان کرد: اینکه کدام یک از این فرضیات در آینده حقیقت پیدا می‌کند، نیاز به زمان بیشتری دارد. اما آنچه که مسلم است این است که در حال حاضر دنیای سیاست جهانی در حال حرکت به سمت یک نظم جدید است. بسیاری از تحولات و تغییرات در حال شکل‌گیری هستند و باید منتظر بود تا نتایج آن‌ها آشکار شود.

سفیر سابق ایران در فرانسه گفت: در این شرایط، ایران باید تلاش کند تا در راستای منافع ملی خود، به راه‌حل‌های گوناگونی دست پیدا کند و بدون اتکا به کشورهای دیگر، منافع خود را تأمین کند.

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.