به گزارش اقتصادنیوز، مدرن دیپلماسی با انتشار یادداشتی با استناد به عبارت برتولت برشت، نمایش نویس مشهور نوشت«مردی که میخندد، هنوز خبر وحشتناک را نشنیده است.» به ادعای این نشریه، دونالد جی. ترامپ عملاً قدرت فرماندهی هسته ای را کنترل نکرده است. اگرچه زمانی تحقق این گزاره غیرقابل تصور بود، اما این که رئیس جمهور گاهی می توانست دستور استفاده از تسلیحات هسته ای را بدون توجیه راهبردی یا قانونی صادر کند، گزاره ای غیر قابل انکار نیست. همچنین قابل قبول است که او میتواند در طول بحرانهای وجودی، از جمله چرخشهای سیاست هستهای که خودش ساخته، غیرمنطقی عمل کند. این عبارات بخش ابتدایی مقاله ای است درباب سیاست هسته ای رئیس جمهوری آمریکا که اقتصادنیوز آن را در دو بخش ترجمه کرده که بخش نخست در ادامه آمده است.
حتی در جهان استراتژیک درونی ترامپ، حقیقت مهم است. ما مدتهاست که از نقطهای عبور کردهایم که نظرات سیاست خارجی رئیس جمهوری فقط خندهدار یا عجیب و غریب هستند. پیش از این، زمانی که ترامپ می گفت «ماه بخشی از مریخ است» و «از سلاحهای هستهای میتوان برای مبارزه با طوفانها استفاده کرد»، صرفاً تصور می کردیم این عبارات با هدف خنده بیان شده است. با این حال، امروز که او تهدید میکند نام خلیج مکزیک را تغییر میدهد، گرینلند را تصرف میکند و کانال پاناما را در اختیار می گیرد، به نظر عبارات خنده دار و قابل دفاعی بر زبان نمی آورد. ترامپ 2.0 به سرعت به یک مشکل وجودی تبدیل خواهد شد، نه فقط برای ایالات متحده، بلکه برای کل جهان.بعد چه اتفاقی می افتد؟ برای محافظت از ایالات متحده و این جهان گسترده تر از خطر واقعی بی سابقه چه باید کرد؟ این سوال ها به یکدیگر ارتباط دارند و جدا جدا نیستند، میان آنها نوعی هم افزایسس وجود دارد. این بدان معناست که «کل» پیامدهای متقاطع مربوط بیشتر از مجموع ساده «جزء» تشکیلدهنده است. این یک تعریف درست است.
سوالات خاص به سرعت جمع می شوند. «آمریکا اکنون باید خود را در کدام یک از مسیرهای سیاست هستهای خاص پیش ببرد؟» با نگاهی به بحرانهای کم و بیش اجتنابناپذیر هستهای ایالات متحده با کره شمالی، چین، روسیه یا (به طور بالقوه) ایران،اشتباهات یا سهل انگاریهای فاحش ترامپ میتواند آسیبهای وجودی یا نزدیک به وجودی را برای ایالات متحده به همراه داشته باشد. در حال حاضر، متفکران استراتژیک آمریکایی بهطور آشکاری درگیر حمله روسیه به اوکراین هستند، اما این «جنایت علیه صلح» میتواند با بحرانهای موازی در کره شمالی یا چین به مراتب بدتر شود.هر اتفاقی که در اوکراین بیفتد، جهان همیشه غیرقابل پیشبینی ژئوپلیتیک در یک «وضعیت طبیعی» فرو خواهد ماند. بنابراین اقتدار فرماندهی دونالد جی. ترامپ، همراه با مشاوران مناسب، باید بتواند انواع پیچیده استدلال دیالکتیکی را لحاظ کرده و در صورت لزوم، قابلیت های چشم گیری ایالات متحده را به نمایش بگذارد.
هیچ ابهام منطقی در مورد عدم درک سیاست هسته ای نظامی دونالد ترامپ وجود ندارد. در رابطه با ایجاد روابط صلح آمیز پایدار با کره شمالی، «برنامه» قبلی او هرگز دستیابی به اشکال اساسی تفاهم دیپلماتیک نبود، بلکه نگران «عاشق بودن یا نبودن» کیم جونگ اون بود. چگونه ممکن است چنین موضع کاریکاتوری از رئیس جمهور در کنگره و قوه مجریه ایالات متحده جدی گرفته شود؟ به هر حال، این موضع گیری بیهودگی زندگی روشنفکرانه یک رئیس جمهور را به نمایش گذاشت.اگر شهروندان آمریکا از تاریخ سیاست مدرن جهان چیزی یاد گرفته اند - از "توازن قدرت"که در ابتدا پس از صلح وستفالیا در سال 1648 برقرار شد، این است که هر سیستی که بازتعریف نشود درگیر فروپاشی درونی و تمدنی خواهد شد. اگرچه دونالد ترامپ با افتخار «نگرش» را در قیاس با «آمادگی» ستوده است، تفکر تحلیلی جدی همچنان سزاوار افتخاری معنادار در ایالات متحده است. در عین حال، «وضعیت طبیعی» دائماً در حال تغییر است، یک وضعیت جهانی که بر پایه تهاجم متناوب، تهاجمی کینه توزانه و ناسیونالیسم جنگ طلبانه بنا شده است، هرگز موفق نبوده است. بدتر از همه، این "وضعیت جنگی" هابزی هیچ نشانه ای از دوام بیشتر برای آینده را نشان نمی دهد.
سؤالات زیادی همچنان در حال انباشته شدن هستند. چه خطرات هسته ای خاصی برای ایالات متحده وجود دارد؟ برای شروع، در نهایت باید پذیرفت که یک تصمیم نامناسب یا غیرمنطقی فرماندهی هسته ای توسط رئیس جمهور آمریکا نه علمی تخیلی است و نه توهم آخرالزمانی. درعوض، جزء لاینفک «متون» معتبر تاریخ، منطق، علوم و ریاضیات است.اکنون، چنین تصمیم کشنده ای آشکارا قابل تصور است. اگرچه هیچ چیز قطعی نمی توان در مورد احتمال دقیق چنین سناریوی بی سابقه ای گفت، اما دلایل زیادی برای نگرانی فوری وجود دارد.در سیاست جهانی، هیچ چیز از خلاء اتفاق نمی افتد. آمریکاییها باید فوراً بپرسند: «ممکن است یک رئیسجمهور بدون توجه به قانون یا متوهم ایالات متحده در معرض اشکال مرگبار ناهماهنگی شخصی و/یا ناتوانی روانی قرار گیرد؟» با کنار گذاشتن ترجیحات نفس گیر دونالد جی. ترامپ برای روابط انسانی، هیچ تضمین معتبری در مورد ظرفیت این رئیس جمهور برای محاسبه دشوار استراتژیک وجود ندارد. تردید بسیار مشابهی در مورد وزیر دفاع منتخب او وجود دارد. در مورد افسران فعال پرچمدار یونیفرم پوش، نقشهای حیاتی تاریخی آنها میتواند تابع هوسهای منصوبان خدمتگزار ریاست جمهوری باشد.