به گزارش همشهریآنلاین، انگار آسمان برای بعضیها یک رنگ بیشتر ندارد، هرجا که بروند، شرایط برایشان فرقی نمیکند یا شاید پول است که میانه خوبی با آنها ندارد. نمونه اش تیراندازان ایران هستند. هانیه رستمیان فصل پیش لژیونر شد و در بوندسلیگا برای تیم پی یر۲۰۰۰تیر زد. تصور این بود که او هم مثل خیلی از ورزشکارانی که راه فرنگ را در پیش میگیرند با جیب پر به ایران برگردد به خصوص اینکه بهترین تیرانداز این تیم بود و با امتیازاتی که گرفت بیشترین کمک را کرد تا تیم دوم شود اما لیگ آلمان بدتر از لیگ ایران برای او پولی نداشت. تنها دل خوشی و آورده رستمیان، تمرین و مسابقه با اسحلههایی نو و پر از فشنگ و ساچمه بوده، چیزی که داشتن در ایران برای هر تیراندازی آرزو است. البته که او به فکر هموطنهایش هم بوده و هر قطعه و تجهیزاتی که بقیه تیراندازان تیم ملی نیاز داشتهاند با خود به ایران آورده است. رستمیان از تجربه حضور در بهترین لیگ تیراندازی صحبت میکند.
*مسابقه دادن در یک لیگ خارجی چطور بود؟
یکی از اتفاقات خوبی بود که میتوانست برای من بیافتد. مسابقه دادن در بوندسلیگا و تجربه شرایط این لیگ تجربه خیلی خوبی بود. یکی از هدفهای همیشگی من این بود که بتوانم در این لیگ تیر بزنم. میدانم تجربهای که به دست آوردم در آینده خیلی به من کمک میکند.
*چطور شد که به بوندسلیگا و تیم پی یر رفتی؟ خودت درخواست دادی یا پیشنهاد از طرف تیم آلمانی بود؟
من خودم درخواست دادم. رزومهام را برای چند باشگاه فرستادم و چند تیم با من صحبت کردند و در نهایت قبول کردم که به این تیم بروم. تیم ما هم فینالیست شد و خیلی خوشحالم که توانستم تاثیر مثبتی بگذارم.
*تیم آلمانی بیشتر به کمک کرد یا شما به تیم؟
هر دو به هم کمک کردیم. بودن کنار این تیم خیلی برای من ارزشمند بود. مسابقات ما تک به تک بود و نفر اول هر تیم با نفر اول تیم مقابل مسابقه میداد و ۵نفر در ۵سطح داشتیم. من به عنوان نفر اول مسابقه میدادم و فشار زیادی روی من بود. امتیازات خوبی برای تیم گرفتم و مربی و کل تیم از کار راضی بودند.
*تفاوت بوندسلیگا با لیگ ایران در چه بود، تیراندازی برای آلمانیها ورزش جذابی است یا اینکه آنها هم مثل ما خیلی از مسابقات این رشته استقبال نمیکنند؟
آلمان یکی از کشورهایی است که مهد تیراندازی است. نه تنها در شهرها که در روستاها هم بهترین باشگاهها با بهترین تجهیزات را میتوانی ببینی. همه تیراندازان بهترین امکانات را دارند و مشکل تجهیزات نیست. آنجا غیر از لیگ مسابقات زیادی هم برگزار میشود. در لیگ فقط مسابقات ۱۰متر را داشتیم و در ۲۵متر مسابقه نداشیتم ولی خارج از لیگ مسابقه زیادی دارند. طرفدار هم زیاد است البته نه به اندازه فوتبال و رشتههای دیگر ولی در مقایسه با ایران تعداد تماشاگران قابل توجه است. در فینال ۲هزار تماشاگر در سالن بودند. برخلاف مسابقات دیگر تیراندازی، در این ماده میشود تشویق کرد و هیجان بالا بود.
*تفاوت در امکانات و تجهیزات هم که خیلی بالاست.
این تفاوت که به خاطر تحریمهاست. ما در تیم ملی هم فشنگ و ساچمه نداریم ولی در آلمان برای هر مسابقه هر تیرانداز ۱۰سریال ساچمه تست میکنند. سالن آزادی سالن خوبی است اما فقط همان یک سالن است که فقط هم بچههای تیم ملی میتوانند آنجا تمرین کنند. البته در همان آزادی هم دستگاهها باید تعویض و به روز شوند.
*بد عادت نمیشوی؛ یک مدت با کلی فشنگ و به روزترین تجهیزات کار میکنی و یک مدت باید با نداری بسازی؟
در آلمان که بودم قطعاتی را که نیاز داشتم تهیه کردم و برای خیلی از بچههای تیم هم وسایل و قطعاتی که نیاز داشتند آوردم. ما به شرایط عادت کردهایم. البته که مسئولان هم به گفتهها و اعتراضهای ما عادت کردهاند و دیگر مثل قبل حرفهای ما را جدی نمی گیرند. کار خاصی هم نمیشود. تنها راه حل رفتن به اردوهای برون مرزی است که مدتی است از این اردوها هم خبری نیست.
*گفتی مسابقه ۲۵متر ندادی. برای این ماده برنامهای نداری، نمیخواهی در مسابقات دیگر آلمان شرکت کنی؟
با توجه به اینکه ویزا دارم در برنامه هست که در مسابقات ۲۵متر آلمان شرکت کنم. من چه در بوندسلیگا و چه در لیگ خودمان تمرکزم روی ۱۰متر بود و برای ۲۵متر خیلی تمرین نکردهام. یک مدت باید تمرین کنم و بعد برای مسابقه آماده شوم.
*با تیم پی یر۲۰۰۰ قرارداد مالی هم داشتی، وضعیت در آمدها در بوندسلیگا چطور بود؟
متاسفانه در بوندسلیگا هیچ تیمی با هیچ تیراندازی قرارداد مالی ندارد. در کل در لیگ تیراندازی هیچ کشوی پول نمی دهند. مشکل از رشته ماست. همه هزینههای رفت و آمد، اسکان و... با تیم پی یر بود ولی درآمدی نداشتم.
*تیم دوم شدید هیچ پاداشی، جایزهای هم ندادند؟
نه، هیچی ندادند.
*ورزشکاران خودشان چطور حمایت مالی میشوند؟
بیشتر نفراتی که در لیگ مسابقه میدهند، شغل دارند. آنهایی هم که خیلی حرفهای هستند و در تیم ملی حضور دارند، استخدام دولتشان هستند و مشکل مالی ندارند.
*زندگی در آلمان چطور بود، رابطه برقرار کردن با آدمهایی که به سردی معروفاند سخت نبود؟
در حد مکالمه زبان آلمانی بلدم و کار خودم را پیش میبردم. من هم این تصور را داشتم که آلمانیها آدمهای خیلی سردی هستند و نمیشود با آنها وارد رابطه شد ولی بعد از دیدنشان نظرم به کل عوض شد. هم تیمیهایم خیلی خوب و با محبت بودند. اولین بار بود که به تنهایی در یک مسابقه شرکت میکردم و دوستانم همراهم نبودند ولی سخت نگذشت. همه حمایتم میکردند و برای اولین بار بود که هم تیمی داشتن را حس کردم.
*در لیگ ایران هم مسابقه دادی، اینجا هم پولی نمیدهند؟
در ایران قرارداد مالی داریم و قراردادهای ما با رشتههای دیگر قابل مقایسه نیست. من امسال ۱۲۰میلیون گرفتم و سال قبل هم ۱۰۰میلیون ولی بقیه بچهها خیلی کمتر میگیرند. ۱۰نفر اول که بهتر از همه قراداد میبینند، ۴۰-۵۰میلیون درآمد دارند. این پولها هزینه یکی از تجهیزاتی که لازم داریم هم نمیشود. با هزینههایی که هست و درآمدهایی که داریم، کسی که در تیم ملی نیست نمیتواند ادامه بدهد.
*همه این برنامهها و مسابقات برای المپیک ۲۰۲۸ و مدالش است؟
فعلا تمرکزم روی بالا رفتن رکوردهایم است. تک تک برنامههایم برای رسیدن به مدال المپیک است.