به گزارش اقتصادنیوز، وبگاه The Cradle با انتشار یادداشتی مدعی شد: محله جرمانا در نزدیکی دمشق، نخستین نقطهای بود که در جریان تحولات اخیر برای اقلیت سوری بحرانی خونینی را رقم زد. در تاریخ ۱ مارس، نیروهای امنیتی تحت رهبری هیئت تحریرالشام (HTS) و دروزیها برای نخستین بار با یکدیگر درگیر شدند که در نتیجه آن، یک نفر کشته و ۹ نفر زخمی شدند.
آنچه در ادامه رخ خواهد داد، پیامدهای عمیقی بهویژه در سویداء و مناطق اطراف آن که محل تمرکز بالای جمعیت دروزی است، به همراه خواهد داشت.
برای درک پویایی در حال تحول بین دروزیها و دولت جدید سوریه، نمیتوان از تحرکات اخیر اسرائیل در سوریه چشمپوشی کرد. به ادعای این وبگاه، تلآویو در تلاش است تا تحت پوشش حمایت از دروزیها، جایگاهی قانونی و عملیاتی در جنوب سوریه برای خود ایجاد کند.
در این چارچوب، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به ارتش این کشور دستور داده است که از این جامعه که پیشتر در برابر نفوذ اسرائیل مقاومت میکرد، «محافظت» کند. این نخستین باری نیست که دروزیهای سوریه در برابر یک دوراهی تاریخی قرار میگیرند. نزدیک به یک قرن پیش، فرانسویها به این گروه پیشنهاد خودمختاری دادند؛ پیشنهادی جذاب که در نهایت رد شد.
در عوض، دروزیها بین سالهای ۱۹۲۵ تا ۱۹۲۷ بهشدت با استعمار فرانسه جنگیدند و سپس در سال ۱۹۴۷، تحت رهبری سلطان پاشا الاطرش، نقشی مهم در مبارزات استقلال سوریه ایفا کردند. امروز، این جامعه بار دیگر در نقطهای تعیینکننده ایستاده است، اما شرایط بهطور چشمگیری تغییر کرده است. تغییر دولت در سوریه که نزدیک به ۱۴ سال به طول انجامید، سرانجام در دسامبر گذشته با فروپاشی دولت بشار اسد به اوج خود رسید.
تقریباً تمامی بازیگران مدنی که قیام اولیه را شکل داده بودند، کنار زده شدند. در این خلا، هیئت تحریرالشام (HTS)-شاخهای سابق از القاعده که کمتر کسی انتظار داشت به قدرت برسد- کنترل امور را در دست گرفته است. این گروه با استفاده از ادلب بهعنوان پایگاه خود، بهسرعت پیشروی کردند. -نشانههایی از همکاری اسرائیل در این تحولات دیده میشد-. اکنون، اسرائیل در حال تعمیق نفوذ خود در جنوب سوریه است و دروزیها به یکی از اهداف کلیدی آن در محاسبات استراتژیک وسیعتر تبدیل شدهاند.
تاریخ همواره برای جامعه دروزی هم چالشزا بوده و هم فرصتساز. این جامعه از دیرباز با تنشهایی روبهرو شده است و نهتنها با گروههای سلفی افراطی که از همان روزهای آغازین قیام، شیوه زندگی دروزی را مورد حمله قرار دادند، بلکه با دولت سوریه هم دورههای تلخی را تجربه کردند.
از نخستین روزهای جنگ، افراطگرایان در مساجد درعا با شعارهایی مانند: «زنان دروزی در سویداء با دامن در خیابانها راه میروند»، این جامعه را هدف قرار میدادند. در این میان، برخی از فرماندهان دروزی، مانند عصام زهرالدین که بعدها کشته شد، در کنار ارتش سوریه جنگیدند. اما نسل جوانتر دروزی ترجیح دادند به جای جنگیدن برای اسد، به مناطق خود بازگردند.
اسد که این واقعیت را پذیرفته بود، با خواستههای آنها موافقت کرد. حدود ۱۸ ماه پیش از سقوط اسد، دروزیهای سویداء علیه حکومت دمشق شورش کردند و پرچمهای دموکراسی و آزادی را برافراشتند. اما اکنون که تحریرالشام قدرت را در دست گرفته است، دروزیها در حال بازنگری در وضعیت نیمهخودمختار خود بوده و بهدنبال دستیابی به خودمختاری کامل هستند.
جامعه دروزی نسبت به حاکمان جدید اسلامگرای دمشق بدگمان است. ارزشهای سکولار عمیق آنها، مانعی در برابر پذیرش هرگونه دخالت خارجی بهویژه از سوی گروههای افراطی است که دیدگاه سختگیرانهشان نسبت به جامعه، اساساً با شیوه زندگی دروزیها در تضاد قرار دارد. دولت احمد الشرع، رئیسجمهور جدید سوریه، بازتابی از تنوع جامعه سوری نیست و برخلاف دوران اسد، دروزیها اکنون بهطور کامل از ساختار قدرت کنار گذاشته شدهاند. همزمان، نگرانیهای امنیتی آنها هم افزایش یافته است.
در این میان، تروماهای گذشته، از جمله تصرفات اراضی در ادلب توسط هیئت تحریرالشام (HTS) و کشتار قلب لوزه در سال ۲۰۱۵ که در آن ۳۰ دروزی توسط شبهنظامیان جبهه النصرة (پیشدرآمد هیئت تحریر الشام) کشته شدند، موجب احتیاط عمیق جامعه دروزی شده است. هیئت تحریرالشام همچنین به جوامع دروزی فشار آورده است تا به اسلام سنی تغییر مذهب دهند. افزون بر این، سرنوشت اقلیت علوی سوریه که پس از تسلیم سلاحهایشان با کشتارها و نقض حقوق بشری مواجه شدند، بهعنوان هشداری تاریک برای دروزیها عمل میکند.
امروز، تنها هدف دروزیها حفاظت از خودشان است. این جامعه به مدت طولانی شعار «حفاظت از سرزمین و بعد (آبرو)» را به دوش کشیده است. به عبارت دیگر، آنها با دو هدف اقدام میکنند: محافظت از جغرافیا و مردم خود در برابر انواع تهدیدات. به همین دلیل، دروزیها از تسلیم سلاحها خودداری کرده و اجازه ندادند که نیروهای هیئت تحریر الشام وارد مناطق آنها شوند مگر با تضمینهای قانونی. مقاومت آنها بهوضوح در جرمانا دیده شد، جایی که این جامعه بهطور علنی از ورود شبهنظامیان هیئت تحریر الشام به منطقه خود جلوگیری کرد.در حالی که هدف مشترک جامعه دروزی حفظ بقای خود است، رویکرد آنها در این زمینه یکپارچه نیست. سارکیس کاسارجیان، روزنامهنگار سوری، در گفتوگو با The Cradle سه جناح اصلی دروزیها را شناسایی میکند: اول. جناح ماهر شرفالدین که از حمایت برخی کشورهای عربی برخوردار است، اما بهدلیل ارتباطاتش با دولت جدید اعتبار خود را از دست داده است. دوم. گروه رجالالکرامی (مردان عزت) به رهبری لیت آلبلوس، یک میلیشیا که اولویت آن دفاع از خود دروزیهاست و از دولت هیئت تحریر الشام فاصله میگیرد. سوم. شورای نظامی سویداء (SMC)، یک سازمان از افسران سابق ارتش سوریه که در فوریه بهطور رسمی اعلام موجودیت کرد، اما بیش از دو سال است که فعال است. این شورا به رهبری طارق الشافی فعالیت میکند و حدود ۹۰۰ افسر، درجهدار و سرباز سابق را شامل میشود. مأموریت آنها حفاظت از دروزیها، مقابله با قاچاق و جلوگیری از نفوذ افراطگرایان است. برخی گزارشها ادعا میکنند که شورای نظامی سویداء تایید ضمنی از سوی شیخ حکمت الهاجری، برجستهترین روحانی دروزی سوریه، دریافت کرده است. در ادامه، طرفداران الهاجری اعلام کردند که او تصمیم دارد از همه جناحها فاصله یکسان بگیرد چرا که نقش اصلیاش «مذهبی است و نه سیاسی». حمایت این روحانی از هر یک از این گروهها میتواند مشروعیت فوری به آنها بدهد، چرا که او نفوذ زیادی در جامعه بسته دروزیها در سوریه دارد.دومین دینامیک مهم، جناح ماهر شرفالدین و حامیان اوست که کمترین تعداد پیروان را دارد اما حمایتهایی از برخی کشورهای عربی کلیدی بهدست آورده است. شرفالدین، بهویژه پیش از بازگشت به سوریه توسط شرا از هیئت تحریر الشام، در قطر اقامت داشت—قطر که از حامیان اصلی تغییر دولت در سوریه بود. با این حال، روابط خوب او با دولت جدید شانسش برای رهبری دروزیها را بهطور قابلتوجهی کاهش داده است. مانند شرا، شرفالدین نیز بر «تمامیت ارضی» سوریه تأکید دارد.استقبال شرفالدین در کاخ مردم توسط شرا، همراه با بیانیههایی که پس از این ملاقات منتشر کرد—و همچنین حضور او در کنار نمایندگان دیپلماتیک برخی کشورهای عربی—نشان میدهد که او رابطهای نزدیک با دولت جدید دارد. این همراستایی در پستهای او در شبکه ایکس منعکس شده است که بسیاری آنها را ماحصل حمایت های ترکیه می دانند.
نیروهای دموکراتیک سوریه تحت حمایت ایالات متحده (SDF) به مسئله دروزیها علاقهمند شدهاند و نمایندگان کرد ماهها قبل از تشکیل رسمی شورای نظامی، از سویداء بازدید کردند. اگرچه هیچ اتحاد رسمی وجود ندارد، اما شباهت میان پرچم شورای نظامی و پرچم منطقه کردستان نشاندهنده نوعی همراستایی ایدئولوژیک است.در این تحولات، اسرائیل برای خود فرصت سازی می کند. همانطور که روزنامهنگار سوری، سامر سلطان، به The Cradle میگوید، تل آویو در تلاش است تا از شکلگیری "محور مقاومت" دیگری در میان دروزیها جلوگیری کند، همانطور که در گذشته در دوران انقلاب دروزیهای لبنان تحت رهبری سمیر قنطار، که در ۲۰۱۵ توسط اسرائیل ترور شد، این سناریو رخ داد. رتوریک نتانیاهو در مورد جنوب سوریه نشاندهنده تمایل تلآویو برای ایجاد یک متحد دروزی انعطافپذیر است. اردن ممکن است به یک بازیگر کلیدی تبدیل شود بالاخص اگر گذرگاه مرزی تحت کنترل دروزیها در سویداء باز شود – این همان درخواست قدیمی است که دمشق وعده داده که به آن رسیدگی کند. اگر این گذرگاه محقق شود، میتواند بهعنوان یک شریان اقتصادی برای دروزیها عمل کند و عبور از گذرگاه نصیب در درعا را دور بزند. با این حال، موضع اردن هنوز روشن نیست و اسرائیل ممکن است فشارهایی به امان وارد کند تا این ابتکار را مسدود کند.طارق الاحمد، یکی از رهبران حزب سوسیالیست ناسیونالیست سوریه (SSNP)، حدود ۱.۵ سال پیش پس از آغاز اعتراضات ضد اسد در سویداء و دوباره پس از سرنگونی اسد به سویداء سفر کرد. او میگوید: «ما بهعنوان احزاب سیاسی یک کمیته مشترک تشکیل دادیم و بازدیدهایی از نقاط مختلف کشور داشتیم. ما همچنین با مظلوم عبدی در حسکه و در مناطق مختلف از جمله سویداء و دمشق دیدار کردیم. همچنین به سویداء رفتیم و با شیخ حکمت الهاجری، شیخ حنوی و شیخ جربو ملاقات کردیم. به عبارت دیگر، اینها «شیخهای عقل» هستند [در جامعه دروزی، روحانیها به «شیخ العاقل» معروفند].اما الاحمد به این نکته توجه میکند که اسرائیل بلافاصله پس از سقوط دمشق به ارتش سوریه حمله کرد و سپس ارتش توسط حاکمان متوالی منحل شد. علیرغم سخنرانیهای هیئت تحریر الشام، او به The Cradle میگوید:«دیگر هیچ ارتشی برای حفظ وحدت سوریه وجود ندارد». او میافزاید: «کشورهای عربی که با آنها توافق دفاعی داریم و ترکیه که این ساختار را هدایت میکند، هیچ اقدامی نمیکنند و هیچ فعالیت جدی برای حفاظت از اراضی سوریه در برابر تجاوزات اسرائیل وجود ندارد.»به باور او«این وضعیت بسیار خطرناک است»، الاحمد تأکید میکند. «ایده برقراری روابط برخی از گروههای سوری با اسرائیل و ایده جدایی بهطور جدی از سوی برخی احزاب پیش برده میشود.» با این حال، امروز قدرتهای اصلی در سویداء تمایلی به جدایی ندارند و میخواهند در کنار کشور خود بمانند.
طبق گفته سلطان، علاوه بر محاسبات خارجی، اسرائیل در تلاش است تا بادروزیهای سوریه متفاوت از علویها رفتار کند تا حمایت دروزیهای فلسطینی که شهروند اسرائیل هستند و در بسیاری از مرزهای اسرائیل بهعنوان نیروهای پیشرو عمل میکنند را از دست ندهد.در سالهای اخیر، اسرائیل توانسته پروژه مقاومت که در میان دروزیها تحت فرماندهی سمیر قنطار، انقلابی دروزی لبنانی، و با حمایت حزبالله شکل گرفته بود، تحت تاثیر قرار دهد. او همراه با جهاد مغنیه، پسر فرمانده افسانهای حزبالله، عماد مغنیه، توسط اسرائیل ترور شد. یک قرن پس از رد خودمختاری تحمیلشده توسط خارجیها، دروزیها دوباره با یک تصمیم تاریخی روبهرو هستند. آنها در شرایطی قرار دارند که قدرت تکهتکه شده است و اتحادها سیال هستند. در حالی که تقسیمات داخلی همچنان باقی است، هدف جمعی آنها تغییر نکرده است: حفظ بقای خود و خودمختاری. نتیجه این مبارزه نهتنها آینده دروزیهای سوریه را شکل خواهد داد بلکه تعادل ژئوپلیتیکی گستردهتر در غرب آسیا را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. آیا آنها موفق به ایجاد یک مسیر مستقل خواهند شد یا به مهرههایی در یک بازی بزرگتر تبدیل میشوند؟ فصل بعدی تاریخ دروزیها در سوریه در حال نوشته شدن است.