خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب _ جواد شیخ الاسلامی: راهان پارسی شاعر افغانستانی ساکن اصفهان است که به تازگی اولین مجموعهشعرش با نام «وطن و تَن» توسط انتشارات پراکنده راهی بازار نشر شده است. پارسی متولد ولایت غور افغانستان است و این روزها دانشجوی دکترای روابط بینالملل در دانشگاه مازندان است.
به بهانه انتشار مجموعهشعر «وطن و تَن» و حضورش در برنامه تلویزیونی «سرزمین شعر» سراغ او رفتیم تا درباره این کتاب، شعر مهاجرت، انجمنهای ادبی مهاجران در اصفهان و شعرش با او گفتگو کنیم.
مشروح گفتگو با راهان پارسی را در ادامه میخوانیم؛
* آقای پارسی، خودتان را معرفی میکنید؟
من متولد ولایت غور افغانستان، راهان فارسی هستم؛ البته در شناسنامه اسمم غلامعباس حسینی است. سال ۷۹ وارد ایران شدم و به اصفهان مهاجرت کردیم، بنابراین من بزرگشده اصفهان هستم. در حال حاضر هم دانشجوی دکترای روابط بینالملل در دانشگاه مازندران هستم.
* شعر را چطور شروع کردید؟
تقریباً سال ۹۳ بود که شعر را به واسطه انجمنهای دانشآموزی به صورت حرفهای و کارگاهی شروع کردم. مکانی به اسم «پژوهشسرای دانش آموزی» در اصفهان افتتاح شد که من با حضور در آن و با کمکهای استادی که در آن انجمن حضور داشت، شعر را یاد گرفتم؛ هم شعر سپید و بعد هم شعر سنتی. سال ۹۵ در همان پژوهشسرا انجمنی تشکیل داده بودیم رکه من دبیر اجرایی آن بودم. سال ۱۴۰۰ هم مدیر خانه ادبیات افغانستان در اصفهان شدم و به مرور شعر برایم جدی و جدیتر شد.
* در چه قالبی شعر مینویسید؟
من کارم را با شعر سپید شروع کردم و حتی یک مجموعه چاپ نشده در شعر سپید هم دارم. یعنی قبل از مجموعه «وطن و تن» یک مجموعهشعر سپید جمع کردم که در آن ۴۰ شعر سپید داشتم. سال ۹۶ با آن مجموعه در جشنواره خوارزمی شرکت کردم و قرار بود که بعد از اختتامیه آن را چاپ کنیم. ولی متأسفانه قانونی در آن سالها وجود داشت که اگر دانشآموزان افغانستانی یا همان اتباع به مرحله نهایی میرسیدند، طرحشان کنار گذاشته میشد و از روند داوریها حذف میشدند. من با این مجموعهشعر به مرحله نهایی و کشوری هم رسیدم، اما به دلیل همین قانون خیلی راحت از جشنواره حذف شدم. خود من هم اطلاعی از این قانون نداشتم و وقتی که از جشنواره حذف شدم و اعتراض کردم، گفتند که چنین قانونی وجود دارد. از این قضیه خیلی دلخور شدم و همین باعث شد آن مجموعهشعر را برای همیشه کنار بگذارم. یک جورهایی دلزده شدم و شعر سپید را هم کنار گذاشتم. امیدوارم جشنوارههای مثل جشنواره خوارزمی دانشآموزان افغانستانی را هم مثل دانشآموزان ایرانی ببینند و آثار ما را هم داوری کنند. به هرحال دانشآموزان افغانستانی هم در ایران بزرگ شدهاند و نسبت به ایران علاقه دارند.
سال ۹۶ با یک مجموعهشعر سپید در جشنواره خوارزمی شرکت کردم و قرار بود که بعد از اختتامیه آن را چاپ کنیم. ولی متأسفانه قانونی در آن سالها وجود داشت که اگر دانشآموزان افغانستانی یا همان اتباع به مرحله نهایی میرسیدند، طرحشان کنار گذاشته میشد و از روند داوریها حذف میشدند.
* امیدوارم چنین شود. پس اینطوری شد که سراغ شعر سنتی رفتید.
بله. بعد از آن شعر سنتی کار کردم و در اکثر قالبها هم شعر داشتم.
* وضعیت شاعران افغانستانی در اصفهان چگونه است؟ محفل شعر دارید؟
ما در حال حاضر خانه ادبیات مستقل افغانستان را داریم که روزهای پنجشنبه جلسه برگزار میکند. همانطور که گفتم سال ۱۴۰۰ خودم دبیر این جلسه بودم و کار را پیش میبردیم. ولی متأسفانه این روزها چشمه ادبیات مهاجرت در اصفهان خیلی خروشان نیست. چراغی روشن است اما وضعیت خوبی خوبی ندارد. ما شاعران خیلی خیلی خوبی در اصفهان داشتیم که متأسفانه حالا مهاجرت کردهاند؛ بعضی به دیگر شهرهای ایران، بعضی به افغانستان و بعضی هم به کشورهای ثالث. آن کسانی که در اصفهان هستند هم درگیر کار و زندگی شدند و نتونستند شعر را ادامه بدهند. آن شور و اشتیاقی که یک زمانی در اصفهان جاری بود، حالا وجود ندارد و به نظر من حال شعر مهاجرت در اصفهان خوب نیست.
* شعر اصفهان که حال خوبی دارد. پس این وضعیت که توضیح دادید بیشتر شامل شاعران افغانستان میشود. درست است؟
بله. اصفهان انجمنهای خیلی قدرتمند و فعالی دارد. من درباره شعر بچههای افغانستان صحبت میکنم که هر یک به گوشهای خزیدهاند. شعر بچههای افغانستان نیاز به کمک و حمایت دارد.
* چرا شعر مهاجرت افغانستان در اصفهان دچار رکود شده است؟
دلایل زیادی دارد ولی فکر میکنم یکی از دلایلی که باعث شد انجمنهای ما با رکود مواجه شوند، کرونا بود. پیش از کرونا ما نوجوانان زیادی را جذب میکردیم ولی با شیوع کرونا این روند متوقف شد و این بچهها درگیر فضای مجازی شدند و از ادبیات و فضای ادبی و اینها دور شدند.
* در مورد شعر خودتون صحبت بکنیم. مجموعه شعر وطن وطن اولین مجموعهشعر شماست؟
من یک کتاب پژوهشی هم دارم که درباره وضعیت مهاجران در ایران است. درباره سرنوشت مجموعهشعر سپید هم گفتم که از جشنواره خوارزمی حذف شد و دیگر سراغش نرفتم. با این توصیف، کتاب «وطن و تن» اولین مجموعهشعر منتشرشده من است. شعرهای این کتاب در قالبهای کلاسیک و سنتی است و حاصل چهار پنج سال گذشته من است. ۲۷ شعری که در این کتاب است، از بین ۱۵۰ یا ۱۶۰ شعر انتخاب شده است.
* پس حسابی سختگیری کردید. دلیل انتخاب این شعرها چه بود؟ یعنی با چه گزینشی اینها را انتخاب کردید؟
بعضی از شعرهایم را به دلیل اینکه موضع انتقادی نسبت به وضعیت داخل افغانستان داشت، کنار گذاشتم تا اگر فرصتی بود در یک مجموعه مستقل منتشر کنم. تعدادی از شعرها هم خیلی خصوصی بودند و تصمیم گرفتم که آنها را هم کنار بگذارم. با کنار گذاشتن این شعرها در نهایت به ۳۰ شعر رسیدم که سه شعر هم توسط انتشارات و با توصیه آنها حذف شد. اینطوری شد که به ۲۷ شعر رسیدیم.
* شعرهای کتاب چه حال و هوایی دارند؟ چه مضامینی و در چه قالبهایی؟
من شعر خودم را بیشتر در حال و هوای دوری میبینم؛ چه دوری از وطن، چه دوری از معشوق، چه دوری از خانواده و دوستان. فکر میکنم دوری پررنگترین مسأله در زندگی من باشد، به همین خاطر این کلمه بهترین وصف برای این کتاب و این شعرها است. در راه بودن و دور بودن از وطن و خانواده و کسانی که دوستشان داری، مضمون عمده این شعرها هستند. در بخش «وطنپارهها» دوری را از دریچه وطن روایت میکنم، در بخش «تنپارهها» از دریچه روابط انسانی و عاطفی.
ده تا از شعرهای کتاب مربوط به فضای مهاجرت، افغانستان و ایران هستند. من که ۲۰ سال اینجا بزرگ شدهام و زندگی کردهام، طبیعتاً به این کشور و این شهر احساس تعلق دارم. حتی میتوانم بگویم احساس تعلقم به ایران بیشتر از افغانستان است.
من خودم آدم خیلی سختگیری هستم. یعنی وقتی از ۱۵۰ تا شعر به ۳۰ تا شعر میرسی، یعنی روی این شعرها حساسیت به خرج دادهای. من همیشه اعتقاد داشتم که اولین کتاب یک شاعر شناسنامه آن فرد میشود. یعنی شاید بعد از آن ۱۰ تا کتاب دیگر هم چاپ بکند، اما کتاب اولش جایگاه مهمی در کارنامه ادبیاش دارد. شاید بعد از ده مجموعهشعر بازهم با همام کتاب شناخته شود. برای همین من خیلی خیلی استرس داشتم و وسواس به خرج دادم تا شعرهایی انتخاب شوند که از لحاظ زبانی و مضمونی و تصویری حرف خاصی برای ارائه داشته باشند.
دوست داشتم کتابم از حال و هوایی که این روزها بر شعرها حاکم است، دور شوم. این روزها میبینیم که شعرها خیلی ساده و سطحی هستند، اما. من دوست داشتم که شعرم عمق داشته باشد. البته اینا تعریف از خود است، اما من سعی داشتم که چنین اتفاقی در شعر من رقم بخورد. امیدوارم موفق بوده باشم.
* یکی از ویژگیهای این کتاب، شعرهایی است که شما درباره ایران و افغانستان سرودید. درباره این شعرها هم توضیح میدهید؟
ده تا از شعرهای کتاب مربوط به فضای مهاجرت، افغانستان و ایران هستند. من که ۲۰ سال اینجا بزرگ شدهام و زندگی کردهام، طبیعتاً به این کشور و این شهر احساس تعلق دارم. حتی میتوانم بگویم احساس تعلقم به ایران بیشتر از افغانستان است. به همین خاطر چهار پنج تا از شعرها دقیقاً همین حال و هوای را بیان میکند که امیدوارم خوانده شوند و دیده بشوند. متأسفانه این روزها فضای نامناسبی درباره مهاجران افغانستانی شکل گرفته که حاصل عدم شناخت است. این شعرها به مخاطب میگوید که من هم مثل شما به ایران تعلق دادم و همه ما در یک وطن فارسی زندگی میکنیم. نباید احساس کنیم با هم غریبه هستیم.