به گزارش خبرنگار مهر، مجتبی خرسندی شاعر جوان به بهانه شرکت در پویش «زندگی با آیهها»، شعر تازهای سروده است.
خرسندی در مقدمه شعرش نوشته است؛
بعد از وعده سحری، طبق عادت تلویزیون را روشن کردم. اواخر نیمهاول بازی آرژانتین-برزیل، نتیجه ۳-۱ به سود آرژانتین بود. دو سه دقیقهای از بازی هم گذشت و اتفاق خاصی نیفتاد. نیمهی اول با همان نتیجه تمام شد و نوبت تبلیغات بین دونیمه رسید. اینجا از قاب تلویزیون برای چندمینبار پویش «زندگی با آیهها» را دیدم. اینبار اما با یک تفاوت نسبت به دفعههای قبل؛ این که به حرف گوینده گوش دادم و عدد «۱» را به شماره «۳۰۰۰۲۱۲» فرستادم. بلافاصله لینکی برایم ارسال شد و با اولین کلیک نرمافزار را نصب کردم. چرخی از سر کنجکاوی در فضای برنامه زدم و دیدم بخشهای متنوعی دارد.
بلند شدم وضو گرفتم و نماز صبح را خواندم. بعد برگشتم و دوباره شروع به فعالیت کردم. انگار بهکلی فراموش کرده بودم که بازی درجریان است. طوریکه از کل نیمه دوم، فقط گلی را که آرژانتین زد، دیدم. آن هم به خاطر سروصداهای گزارشگر. ابتدا از سر کنجکاوی به چندسوال پاسخ دادم، اما وقتی بهخودم آمدم دیدم تمام آزمونهایش را شرکت کردهام و نمره کامل گرفتهام. بعد فهمیدم با معرفی این پویش به دیگران، میتوانم هم برای خودم و هم برای دیگران امتیاز هم کسب کنم.
متأسفانه ماه مبارک رمضان امسال توفیق کمی در قرائت قرآن داشتم و از طرفی هم خوشحال بودم که با این برنامه کمی بیشتر از قبل با قرآن انس گرفتم. شروع کردم به نصب برنامه در گوشی همه اعضای خانواده؛ برادرم کوچکم، همسرم، مادر و پدر؛ و این تازه شروع ماجرا بود. اما حیف و صدحیف که من کمی دیر وارد شده بودم. هرچقدر که با برنامه آشناتر میشدم، بیشتر و بیشتر حسرت میخوردم. همهچیز عالی بود؛ از بخشهای متنوع و آیات دقیق گرفته تا جوایز گوناگون و حس رقابت. حتی بیشتر از قبل بهقرآن سر میزدم. از شوق زیاد در همان روز نخست تمامی ۳۰ آیه را با معنیشان حفظ کردم. و الحمدللّه این حس تا همین امروز هم ادامه دارد.
اینکه چندکار در قالب یک برنامه اتفاق بیفتد، بسیار جالب بود. نه تنها برای من، بلکه حتی برای برادر ۱۲ سالهام. مخصوصاً این که گواهی حفظ این آیات هم به صورت آنی صادر میشد. من با اینکه به لطف خدا توفیقات فراوانی داشتهام و بیشتر از ۳۰۰ بار لوح تقدیر و گواهیهای دورههای مختلف را دریافت کردهام، هنوز برایم جذّابیت داشت؛ حالا چه برسد به پسربچهی کلاس ششم ابتدایی. شاید هم به همین خاطر بود که وقتی یواشکی کنارش نشستم تا بهصورت نامحسوس در پاسخ دادن به ۳۰ سوال برای دریافت گواهی حفظ کمکش کنم، فوراً به سمتم برگشت و گفت «داداش! توروخدا…! بذار اول خودم امتحان کنم و جواب سوالا رو بدم».
وقتی خودش جواب ۲۶ سوال را بدون کمک من داد، تقریباً همه را هم درست گفته بود و مدرکش را هم دریافت کرد تا با یک خوشحالی خاص کریستیانو رونالدویی جشن بگیرد. بعد با اشتیاق شروع کرد به تبلیغ اینپویش دربین همسنوسالهای خودش؛ اولیننفر دخترداییمان بود که ۲ سالی ازخودش کوچکتر است.
اما شاید جذّابترین ویژگی اینپویش برای من شاعر این باشد که آیات انتخاب شده -با این که به احتمال ۹۹ درصد این جنبه مدنظر قرار نگرفته بود- بسیار مناسب سرودن بودند. از آیات موزونی مثل؛ «لَنْتَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ» تا دیگر آیات که هر کدام میتوانستند دستکم بهانهی سرودن یک رباعی یا دوبیتی و یا حتی غزل ناب تازهای؛
خلاصه اینکه ما با این آیهها زندگی کردیم… چه از همان روز اول که در یک اشتباه هزار امتیاز را -که البته توفیقی اجباری بود- به حساب پویش ایرانهمدل ریختم و به هر دری هم زدم که امتیاز را برگردانم نشد که نشد، تا همین امروز که بازهم سری زدم. گردونهام را چرخاندم و به بخش جدید سرک کشیدم. آیهی محبوبم را برگزیدم و بهانهای برای نوشتن همین متن پیدا کردم. البته باز آرزو کردم که ای کاش این برنامه در همهی سال هم برقرار باشد. مثلاً از امروز که حدوداً هفتاد روزی تا عید سعید غدیر خم مانده و با توجه به تأکیدی که ابتدای امسال رهبری هم در اینزمینه داشتند، در قالب اینپویش بهمسئله مهم نهجالبلاغهخوانی پرداخت. بهامید گسترش این کارهای خوب اثرگذار.
در ادامه غزل مجتبی خرسندی را با هم میخوانیم؛
*
چراغ راه بشر تا کمال، قرآن است
چرا که پاسخ هرچه سوال قرآن است
اگر بهمعجزه هم مثل سِحر مینگری
بیا که آینهی بیمثال قرآن است
همیشه اوج گرفتن دو بال میخواهد
برای ما یکی از این دو بال قرآن است
در انتها پی فصلالخطاب باید رفت
جواب قطعی هر احتمال قرآن است
حلال اوست حلال و حرام اوست حرام
که حدّ و مرز حرام و حلال قرآن است
بهحفظکردن آن سعیکن که در محشر
به گردن تو شبیه مدال قرآن است
اگر برای رسیدن به حق پی راهی
به هوش باش که راهِ وصال قرآن است
همیشه با همه آیات زندگی کردیم
چرا که معجزهی بیزوال قرآن است