به گزارش همشهری آنلاین روزنامه اسرائیلی «هاآرتص» در گزارشی با اشاره به تهدید جمهوری اسلامی ایران از سوی دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده چه در پرونده یمن و چه در موضوع هسته ای مینویسد: هرچند ترامپ دستور حملهای بیسابقه به پایگاههای یمنیها را صادر کرد، اما هنوز مشخص نیست هدف نهایی این حمله چه بوده است، بازدارندگی؟ تضعیف توانمندیها؟ سرنگونی حوثیها؟ یا شاید مجبور کردن آنها به مذاکره برای توقف حملات؟
ماه آگوست گذشته، ترامپ با طعنه در پلتفرم ایکس نوشته بود: «چه کسی در خاورمیانه برای ما مذاکره میکند؟ همهجا بمب میبارد، جو بایدن خوابآلود در ساحل کالیفرنیاست.» اما حالا این بمبهای ترامپ هستند که «از همهجا میبارند»، و حملات آمریکا در واقع نسبت به اقدامات جو بایدن، رئیسجمهور پیشین، ترسناکتر بودهاند. با این حال، این حملات هنوز نتوانستهاند آتش حملات موشکی یمنیها را خاموش کنند.
این رسانه در ادامه ادعا میکند: در مورد تهدیدهای ترامپ علیه ایران چه میتوان گفت؟ طبق گزارش «باراک راوید» در پایگاه «آکسیوس»، هفته گذشته شمارش معکوس ۶۰ روزهای آغاز شد که ترامپ به ایران فرصت داده تا به توافق جدید هستهای برسد. اما مشخص نیست که آیا نامهای که ترامپ از طریق امارات برای ایران فرستاده، شامل تهدید هم بوده یا نه، تهدیدی مبنی بر اینکه اگر تهران دعوت به مذاکره را نپذیرد، با اقداماتی مواجه خواهد شد.
ایران البته به تهدیدهای ترامپ عادت دارد و همزمان پیش بینی گام بعدی ترامپ همواره سخت است.
در حال حاضر، به نظر میرسد که جز همان دعوت به مذاکره، ترامپ هیچ برنامه عملی مشخصی نه دیپلماتیک و نه نظامی برای مواجهه با ایران ندارد. او همچنین در سال ۲۰۱۸ از توافق اولیه هستهای خارج شد، بدون آنکه برنامهای برای روز بعد داشته باشد. در آن زمان، نه طرح جایگزینی ارائه کرد و نه چارچوبی روشن برای پیگیری مسائل. سیاست «فشار حداکثری» که پس از خروج از برجام در پیش گرفت، عملاً به شکوفایی برنامه هستهای ایران منجر شد. ایران میزان ذخایر اورانیوم غنیشدهاش را بهشدت افزایش داده و سطح غنیسازی را از سقف ۳/۶۷ درصدی به سطح ۶۰ درصد رسانده است.
در این میان، تنها پرونده ایران نیست که از سوی رئیس جمهور آمریکا با بلاتکلیفی روبه رو شده است. بیش از دو میلیون ساکن نوار غزه نمیدانند که باید وسایل باقیماندهشان را جمع کنند و آماده کوچ شوند که بازگشت از آن غیر ممکن است یا به دنبال چادر یا ساختمانی بگردند که هنوز کاملاً ویران نشده، تا در جریان جنگی که دوباره از سر گرفته شده و مدت آن نامشخص است، سرپناهی داشته باشند.
ترامپ پیشتر از طرح رؤیایی خود برای «تسلط کامل بر غزه» عقبنشینی کرده و اعلام کرده که مهاجرت اجباری در کار نخواهد بود. اما مصر، اردن و عربستان هنوز نمیدانند منظور از «مهاجرت غیر اجباری» دقیقاً چیست. ازسرگیری جنگ و آغاز عملیات زمینی اسرائیل پس از بمبارانی که گفته میشود صدها نفر را کشته، مصر را به شدت نگران کرده که هدف اصلی از این درگیری، سوق دادن فلسطینیان به عبور از مرز به سوی صحرای سیناست. تنها چیزی که میتواند جلوی این موج را بگیرد، ارتش مصر است که در امتداد مرز مستقر شده تا در برابر ورود احتمالی صدها هزار نفر مقاومت کند، سناریویی کابوسوار برای قاهره.
در این میان، مصر همچنان تلاش میکند واشنگتن را متقاعد کند که طرحش برای مدیریت غیرنظامی غزه پس از جنگ را بپذیرد، طرحی که دولت تکنوکرات وابسته به تشکیلات خودگردان فلسطین را مسئول امور غزه خواهد کرد.
وزرای خارجه مصر، عربستان، اردن، امارات و قطر به همراه «حسین الشیخ» دبیرکل کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین در دوحه با «استیو ویتکوف»، نماینده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه، دیدار کردند. آنها درباره طرح مصر گفتوگو کردند و ظاهراً توافق شد که رایزنیها برای پیشبرد این طرح ادامه پیدا کند. ترامپ طرح مصر را رد کرده و گفته که این طرح واقعیتهای میدانی در غزه را نادیده گرفته است. با این حال، وزیران حاضر در جلسه با این احساس جلسه را ترک کردند که ویتکوف تمایل دارد طرح را بررسی کند و آن را مبنایی بالقوه برای ترتیبات پس از جنگ در غزه میداند.
آغاز دوباره جنگ در غزه، تقدیر یا سرنوشتی اجتنابناپذیر نبود، بلکه نتیجه مستقیم نقض یکجانبه آتشبس توسط اسرائیل بود، توافقی که ویتکوف برای دستیابی به آن روزها وقت صرف کرده بود. طبق توافق، قرار بود در سوم فوریه، مذاکرات درباره مرحله دوم آغاز شود؛ خروج کامل اسرائیل از غزه به جز منطقه مرزی، برقراری آتشبس دائم یعنی پایان جنگ و آزادی تمامی اسرا. اما اسرائیل حتی مذاکرهکنندهای نفرستاد. سپس بهطور یکجانبه ورود کمکهای بشردوستانه به غزه را متوقف کرد و تأمین اندک برق باقیمانده را نیز قطع کرد.
ترامپ به این نقضها واکنش مستقیمی نشان نداد. اما «دوروتی شیا» نماینده موقت آمریکا در سازمان ملل گفت: «تمام مسئولیت درگیریهای جدید بر عهده حماس است» و افزود: «ما از اقدامات بعدی اسرائیل حمایت میکنیم.»
دو هفته پیش، برخی اسرای آزادشده به ترامپ گفتند که او به آنها امید داده و «از سوی خدا فرستاده شده است». اما بهنظر میرسد این امید در حال از بین رفتن است و مأموریت الهی ترامپ هم احتمالاً با همان اسرایی که آزاد کرده، به پایان خواهد رسید.
ترامپ که هیچ برنامه یا استراتژی جایگزینی برای آینده غزه ندارد، ممکن است پرونده غزه را رها کند و وقتش را صرف موضوعات جذابتری مثل منحل کردن وزارت آموزش آمریکا یا نزدیکتر شدن به ولادیمیر پوتین کند. فاجعه انسانی در غزه برای او اهمیتی ندارد. کنگرهای هم در کار نیست که مانند دوره اول ریاستجمهوریاش فروش سلاح به عربستان را متوقف کند تا به جنگ یمن پایان دهد.
چندین موضوع دیگر هم که نیاز به سیاستگذاری هدفمند آمریکا دارند، در مسیر میان یمن، غزه و ایران رها شدهاند: اشغال سرزمینهای لبنانی توسط اسرائیل و تعیین مرز زمینی میان دو کشور؛ تسلط اسرائیل بر بخشهایی از سوریه؛ سیاست آمریکا در قبال رژیم جدید سوریه؛ خروج نیروهای آمریکایی از سوریه؛ تعهد آمریکا به حمایت از کردهای سوریه؛ و جنگ داخلی خونین در سودان. همچنین هنوز نمیدانیم که ترامپ چگونه میخواهد روند عادیسازی روابط میان اسرائیل و عربستان را پیش ببرد یا اینکه آیا حاضر است بدون عادیسازی، پیمان دفاعی با ریاض امضا کند یا نه.
درست است که تنها سه ماه از آغاز ریاستجمهوری ترامپ گذشته و معمولاً ارزیابی عملکرد بعد از صد روز انجام میشود، اما با توجه به تعداد تهدیدها و وعدههایی که داده و بسیاری از آنها را پس گرفته، و رؤیاها و توهماتی که ایجاد کرده، بهنظر میرسد که او سهم عملکرد چهارسالهاش را همین حالا به اتمام رسانده است.