چین ساعاتی پس از این ماجراجویی تجاری، با وضع تعرفه ۳۴درصدی به اقدامات ترامپ پاسخ داد. در همین راستا مقامات اتحادیه اروپا نیز اعلام کردند؛ به سیاست جدید ترامپ واکنش قاطع نشان خواهند داد. اینکه این زد و خورد تعرفهای به بازتنظیم نظم بینالملل منجر شود یا یک هرج و مرج میانمدت باشد هنوز مشخص نیست، اما مشخص است که این اقدامات مبنا و منطق اقتصادی ندارند.
از زمان تشکیل کشور آمریکا، سیاستگذاران اقتصادی در این کشور جزو نوابغ در این حوزه محسوب میشدند. در این سالها دستگاه سیاستگذاری آمریکا از مشورت اقتصاددانانی بهره مند بوده که در بهترین دانشگاههای جهان صاحب کرسی بودند. علاوهبر این، پدران بنیانگذار آمریکا، فلسفه سیاسی و اقتصادی این کشور را حول محور آزادی تدوین کردند و آزادی انتخاب همواره بهعنوان رکن اصلی سیستم سیاسی ایالاتمتحده شناخته میشدهاست؛ در واقع رجوع به آرای آدام اسمیت، جان لاک، میلتون فریدمن و دهها متفکر لیبرال دیگر است که بستر رشد و توسعه آمریکا را فراهم کردهاست. حالا اما رئیسجمهور آمریکا تصمیم گرفتهاست شیوه دیگری را در پیش بگیرد؛ مسیری که در تعارض با فلسفه وجودی کشور فرصتهاست.
تنها بررسی شیوه محاسبهدرصد تعرفهها میتواند تصویر روشنی از وضعیت سیاستگذاری اقتصادی در ایالاتمتحده ارائه کند. در بیانیه کاخسفید فرمولی برای محاسبهدرصد تعرفهها ارائه شدهاست، با اینوجود یک محاسبه ساده نشان میدهد؛ برای تعیین میزان تعرفه از یک روش ساده استفاده شدهاست؛ تقسیم میزان کسری تجاری بر دوبرابر کل واردات آمریکا از هر کشور. همین مساله باعثشده تا نرخ تعرفه بر واردات آمریکا از چین معادل ۵۴درصد(۳۴درصد اضافه بر ۲۰درصد قبلی)، اتحادیه اروپا ۲۰درصد، ویتنام ۴۶درصد و سوئیس ۳۱درصد تعیین شود. همانطور که مشخص است در اینجا دونالد ترامپ هیچ تفاوتی بین کشورهای دوست و دشمن اعمال نکردهاست. در این بین هستند کشورهایی که آمریکا در تجارت با آنها دارای مازاد تجاری است، بااینحال این کشورها نیز از شمشیر تعرفه ترامپ مصون نمانده و آمریکا بر تجارت با این کشورها نیز تعرفه ۱۰درصدی را اعمال کردهاست.
گرچه ایالاتمتحده واردات برخی کالاها را از پرداخت تعرفه معاف کردهاست، اما بهنظر میرسد در این سیستم تعرفه حمایت از صنعت خاصی موردنظر نیست و بیشتر هدف اعمال قدرت توسط دونالد ترامپ دنبال میشود؛ در واقع برای تعیین این ارقام تعرفه، احتمالا از یک ماشین حساب و کارمندی با هوش متوسط و وقت آزاد استفادهشده و اقتصاددانان در این فرآیند نقش خاصی ندارند. در نهایت میتوان گفت؛ دو سناریو پیشپای تجارتجهانی است. در سناریوی اول در نتیجه مقاومت ذینفعان، ترامپ از موضع اولیه خود کوتاه خواهد آمد. این مقاومت میتواند از سوی «کشورهای طرف تجارت آمریکا»، «کنگره و سنا» و «فعالان اقتصادی آمریکایی» صورت پذیرد.
تا همین لحظه بهنظر میرسد بسیاری از کشورها قصد ندارند که در نمایش ترامپ مشارکت کنند و قصد دارند حداقل تا یک تفاهم بهتر از خود مقاومت نشان دهند. در یک نمونه دیگر، سنا با رای به پایان وضعیت اضطراری، از ایجاد موانع تجاری با کانادا به بهانه مبارزه با مواد مخدر جلوگیری کرد. همچنین بسیاری از فعالان اقتصادی آمریکایی نسبت به بیثباتی ناشی از این سیاست هشدار دادند، در صورتیکه ترامپ از طرق مذکور تحتفشار قرار گیرد، احتمال دارد که مواضع اولیه خود را کوتاهمدت تعدیل کند. در سناریوی دوم ترامپ با ابزارهایی که در اختیار دارد، سیاست خود را پیش میبرد. این مساله بهمعنای شروع دوره جدیدی در تجارتجهانی است که در آن دیگر بهترین کالاها با ارزانترین قیمت تولید نمیشود و زنجیره ارزش جهانی دیگر استحکام سابق را نخواهد داشت. در این شرایط اقتصادهای ملی تقویتشده، تورم افزایشیافته و احتمالا رکود در سطح جهان تعمیق میشود. طنز تاریخ اینجاست که کشوری مانند آمریکا که زمانی نماد تلاش برای تثبیت تجارت آزاد بود، اکنون در حال تخریب ساختمانی است که خود آن را معماری کردهاست.