بر اساس اظهارات تحلیلگران اقتصادی، تب دلار در هفته نخست فروردین و اظهارات گوناگون پیرامون وضعیت سیاست خارجی کشور مهمترین متغیرهای اثرگذار بر روند بازارها محسوب میشوند. رفتار ضد و نقیض سه بازار سهام، ارز و طلا در روزهای آخر اسفند نیز متاثر از همین دو عامل شکل گرفت. هر سه بازار فراتر از انتظارات ظاهر شدند.
بورس ریخت و پرواز دلار و طلا ادامه یافت به طوری که تردید معاملاتی تا آخرین روز اسفند «احتیاط حداکثری» سرمایهگذاران را به دنبال داشت. با این حال کمتر کسی تصور میکرد؛ اسکناس آمریکایی سطوح بالای ۱۰۰هزار تومان را لمس کند.
ملاقات اهالی بازارسرمایه با دلار ۱۰۳هزار تومانی سبب شد تنها گروههای بزرگ بتوانند نمایشی قابل قبول ارائه دهند. از این رو همانطور که مشاهده کردیم نقش شاخصسازان همچنان در داد و ستدهای بورس تهران پررنگتر از قبل است. با انتشار خبر نرخ تسعیر ارز بانکیها که عدد این نرخ۶۸هزار تومان اعلام شده است، استقبال خوبی از این گروه شد اما چرا رشد مذکور نتوانست به کل بازار سرایت کند؟ با توجه به این موضوع که رفتار معاملهگران متاثر از متغیرهای کلان بهویژه شرایط حساس سیاسی و بیثباتی نرخ دلار شکل گرفته است؛ این عوامل نقش مهمی در افزایش تردیدهای سرمایهگذاران ایفا میکنند.
البته کارشناسان بازار سرمایه معتقدند با وجود این دو ریسک اگر نرخ اوراق در مسیر کاهشی حرکت کند؛ این موضوع به تنهایی میتواند به عنوان یکی از محرکهای قوی بازار سهام عمل کند. آنچه حائز اهمیت است اینکه عملکرد مثبت بورس به طور مشخص وابسته به بهبود فضای سیاسی و ارتباطات بینالمللی کشور است. بهویژه اینکه به نظر میرسد؛ تا تعیینتکلیف سکاندار جدید وزارت اقتصاد احتمال کاهش اختلاف قیمتی دلار توافقی با دلار بازار آزاد سناریویی محتمل نباشد.
از سویی قرار گرفتن ارزش معاملات خرد در سطوح پایین کنونی (۷هزار میلیارد تومان) با توجه به نرخ دلار آزاد حاکی از آن است که احتمال پایداری روند افزایشی و ورود پولهای جدید به بازار سهام متزلزل باشد. ریسکهای سیاسی سبب شد تا در ۱۴۰۳ بازدهی ۲۳درصدی برای شاخص کل و رشد مایوسکننده ۷درصدی نصیب نماگر هموزن شود. علاوه بر آن ارزش دلاری کل بازار به کف ۱۰۰میلیارد دلار نزدیک شده است که آخرین بار در تابستان۹۸در این محدوده قرار داشت.
دلیل اصلی این افت قابلتوجه، ریسکهای سیاسی و رویکرد دولتها نسبت به سودآوری شرکتها بوده است. شاید بتوان گفت به موازات بالاگرفتن مجدد تنشها در منطقه و تداوم ابهامات پیرامون مباحث مرتبط با مذاکره میان ایران و آمریکا، بازارهای دارایی مجددا با بیشواکنشی همراه شوند. امری که وضعیت بورس را وارد فاز پیچیدهای خواهد کرد.
اما از طرفی ادامه تلاشها برای دستیابی به یک راهحل دیپلماتیک در حل مساله هستهای ایران به نمایش متفاوتی از بازارها نسبت به سال قبل منجر خواهد شد. رخدادهای سیاسی از ابتدای سال ۱۴۰۳و سرعت بالای آنها در مدت زمانی کم شرایط بازارها را دستخوش تغییرات شگرفی کرد به این ترتیب باید دید ابرنوسانهای بازارها با توجه به آنچه در صحنه بینالمللی رخ خواهد داد تا کجا ادامه خواهد یافت.
بر اساس آنچه در سال گذشته رخ داد؛ ریسکهای پیرامونی سبب شد تا از هر جهت بازارهای طلا و دلار در اوج تقاضا باشند و در عین حال بر فراز قله تاریخی خود حرکت کنند. علاوه بر این وضعیت، بورسبازان با یک ریسک مهم دیگر نیز دست به گریبان هستند. نرخ بهره یکی از مهمترین متغیرهای اقتصادی است که بر رشد اقتصادی، تورم و سرمایهگذاری تاثیر مستقیم دارد. در سال ۱۴۰۲ بانک مرکزی با در پیش گرفتن سیاست کنترل ترازنامهای و کاهش تورم، عرضه پول را کاهش داد و باعث شد تا هزینه دسترسی به پول افزایش یابد، همین موضوع نرخبهره بدون ریسک را با افزایش همراه کرد. از جهت سرمایهگذاری، افزایش نرخ بهره بدون ریسک باعث افزایش نرخ تنزیل و هزینه تامین مالی شرکتها خواهد شد.