به گزارش همشهری آنلاین، ناراحتی حمید فرخنژاد از در به دری در غربت و شکست در اقداماتش علیه وطن بار دیگر توجه بسیاری از کاربران فضای مجازی را به خود جلب کرد.
فرخنژاد در مصاحبهای که اخیرا داشت گفت:در ایران صاحب موقعیت و پول بودم، اما متأسفانه خارج از کشور آنچه که فکر میکردم نشد؛ آخرش من ماندم و موبایلم؛ خیلی سختی کشیدم!
وی در بخشی از صحبت هایش افزود: بسیاری از مردم من را وطن فروش مینامند و این من را آزار میدهد!
آغاز افول هنری: ۸۰ میلیون ایرانی برایم مهم نیست
انگ وطن فروشی فرخ نژاد تنها به مهاجرتش از ایران بر نمیگردد بلکه مدت هاست گریبانش را گرفته است، جملهای که فرخنژاد در یک مصاحبه تلویزیونی بیان کرد، بهمثابه نقطهی افولی در کارنامه هنری او عمل کرد. این اظهارنظر، موجی از انتقادات را در میان مردم و اهالی سینما برانگیخت و بسیاری، آن را سرآغاز افول هنری فرخنژاد تلقی کردند.
یک بام و دو هوا: از تحریم جشنواره فجر تا دریافت سیمرغ
فرخنژاد در مقاطع مختلف، مواضعی متناقض از خود نشان داد. در حالی که در زمستان ۱۳۹۸ همگام با حادثه ناگوار سقوط هواپیمای اوکراینی که جمعی از هنرمندان، اعلام کردند از شرکت در جشنواره فجر انصراف میدهند، فرخنژاد با وجود آنکه هیچ فیلمی در جشنواره آن سال نداشت اعلام کرد او نیز از جشنواره انصراف داده و جشنواره فیلم فجر را تحریم کرده است، اما نکته قابل توجه و حتی خنده دار ماجرا آن جایی که طبیعتا در آن ایام به خاطر این که هیچ فیلمی برای حضور در جشنواره نداشت در هیچ سینمای جشنواره حاضر نمیشد حالا چطور به سخاوتمندی جشنواره را تحریم کرد؟!
در سال ۱۴۰۰، فیلم خود را به جشنواره جهانی فجر ارائه داد و ماجرا از این قرار بود که، در آن زمان برخی از هنرمندان همچنان آثار خود را در جشنواره فیلم فجر حاضر نکردند، اما فرخ نژاد به دلیل آنکه فیلم میجر را در مقام تهیهکننده داشت، بدون هیچ اعتراضی، فیلم خود را که فجر ملی آن را نپذیرفته بود، به فجر جهانی داد و چند بار هم در پردیس چارسو حاضر شد و حتی برای مخاطبان فیلمش هم صحبت کرد و در خاتمه، سیمرغ نقرهای بهترین بازیگر مرد را برای بازی در میجر که خود تهیه کرده بود با افتخار در اختتامیه دریافت کرد و تصاویر خندان او به ثبت رسید. همان کسی که در سال ۹۸ به دلیل نداشتن کار جشنواره فیلم فجر را تحریم کرده بود!
خروج از کشور و اظهارات جنجالی
فرخنژاد به واسطه انتشار استوریهایی، اجازه خروج از کشور را نداشت. به همین دلیل، از طریق صنف خود وارد عمل شده و دستگاه قضا را مجاب کرد که به دلیل سال جدید میلادی و اینکه میخواهد با پسرش ملاقات کند، اجازه خروج از کشور را گرفت. دستگاه قضا هم رافت به خرج داده و با گرفتن تعهد از آقای بازیگر، اجازه خروج وی را صادر میکند، اما این رفتن دیگر برگشتنی نداشت!
«او چند روز قبل سر صحنه خداحافظی کرد ولی به کسی نگفته بود قصد خروج از کشور دارد. تمام اموالش را فروخته و حتی خط موبایلش را هم فروخته و به آمریکا رفته تا اقامت دائم امریکا را بگیرد.» این روایت یکی از سینماگرانی است که با او در پروژه اخیر همکار بوده است. به نظر میرسد که وی از قبل برنامه این کار را ریخته بوده «فرخنژاد فهمید که باید عازم آمریکا شود، بهناگهان از بارگذاری استوری و یادداشت مرتبط با خشونتهای اجتماعی اخیر منصرف شد و برخلاف روزهای نخست ناآرامیها، طی هفتههای اخیر، هیچ واکنشی نسبت به این موضوع نشان نداد. یعنی برای مطامع و منافع شخصی خود، هیچ نگفت و آن موقع دیگر نگران جوانان کشورش نبود.» البته این رفتار از وی عجیب نبوده. او قبلاً هم گفته بود حاضر است ۸۰ میلیون ایرانی را هم فدای فرزند و خانوادهاش کند و با این اقدام نشان داد که علاوه بر هموطنانش او حتی وطن را هم فدای خودخواهیهایش کرده است.
و، اما ماجرای سقوط
فرخ نژاد، پس از پایان سریال امنیتی به نام «سقوط» چند میلیارد تومان پول به جیب زد و به امریکا رفت و پس از خروجش از ایران هم آنقدر حرفهای جنجالی و حاشیه ساز زد که سرنوشت این سریال را نیز تهدید کرد! فرخنژاد در تمامی این سالها چه در قامت بازیگر و چه در مقام تهیهکننده و کارگردان، بهخوبی مطلع بود که اظهارنظرهای شخصی از این دست، تا چه اندازه میتواند سرنوشت پروژهها را به خطر بیاندازد. البته او که دستمزدش را گرفته بود و اهمیتی نداشت این همه هزینه و تلاش تهیه کننده، کارگردان و عوامل پایمال شود!
در نهایت که سریال سقوط به دلیل آن که اشکال محتوایی در کار نداشت بنا بر عملکرد یک بازیگر متوقف نشد و به دست پخش رسید!
التماس حمید فرخ نژاد برای کار کردن / سرانجام پشت پا زدن به وطن...!
حمید فرخ نژاد در مهر ماه ۱۴۰۳ در یک همایش ایرانی با اظهار درماندگی و بیهودگی میگوید: مرا به کار بگیرید و سرمایهگذاری کنید؛ از اینکه از کشور بیرون آمدهام و مرا به کار نمیگیرید، ناراحتم!
درست همان جایی که فکر میکرد قرار است در محبوبیت و پول در آمریکا غلت بزند متوجه شد که تا کنون راه را اشتباه رفته است، اگر در ایران میماند و به آثار سینمایی اش میچسبید الان مجبور نبود در هر تریبونی که میبینید اظهار پشیمانی کند و یا برای این که به او کار بدهند به التماس بیفتد! آن چیزی که در مصاحبه اخیرش به آن اشاره کرد این بود که من شرایط مطلوب کاری، سینما و دستمزدهای چشمگیر را رها کردم و الان من ماندهام با یک گوشی که رسانه من است!
مبنع: خبرگزاری دانشجو