خبرورزشی: استقلال در تبریز باخت، اما شکست در زمین تنها بخش تلخ ماجرا نبود. اظهارات آرش رضاوند قبل و بعد از بازی، زنگ خطری جدیتر از نتیجه روی تابلو بود؛ او نهتنها به انتقاد از همتیمیهایش پرداخت، بلکه مستقیماً آنها را در حد نام استقلال ندانست، آنهم در شرایطی که تیم هنوز برای سهمیه اسیا و جام حذفی میجنگد.
رضاوند پیش از بازی، از یک هافبک همپُستش گلایه کرد و پس از شکست، دیگر بازیکنان را کمتجربه خواند و خواستار استفاده از بازیکنانی با سابقه ملی شد. اگر نگاهی به ترکیب اولیه استقلال مقابل تراکتور بیندازیم، فقط سه بازیکن تازهوارد حضور داشتند: آزادی، احمدی و کوشکی. آیا رضاوند با این جملهها مستقیماً به این سه اشاره داشت؟ آیا سابقه ملی، معیاری برای لیاقت در استقلال است؟ ایا او خودش سابقه ملی دارد که در استقلال بازی میکند؟ این ادعا، بهخصوص وقتی از دهان بازیکنی با دستمزد نجومی بیرون میآید، عجیبتر میشود.
براساس تخمینها، رضاوند بهازای هر بازی، دستمزدی نزدیک به یک میلیارد تومان میگیرد. اما نهتنها عملکردش در زمین چشمگیر نبوده، بلکه بیرون از زمین هم با صحبتهایی چنین بیمحابا، به انسجام تیم ضربه میزند. او پس از بازی با النصر مصدوم شد و مدتهاست دور از ترکیب است، اما چرخ ماشین پرداخت هلدینگ همچنان برایش میچرخد. حالا او از تراکتور تعریف میکند و استقلال را زیر سوال میبرد؛ تیمی که هنوز با آن قرارداد دارد و برای آن حقوق میگیرد.
درحالیکه استقلال برای جام حذفی امید بسته، چنین اظهاراتی نهتنها کمکی به وضعیت تیم نمیکند، بلکه عملاً بذر ناامیدی میکارد. این روند، اگر کنترل نشود، میتواند به شکل هفتگی تکرار شود و در نهایت، تابوت استقلال را قبل از سوت پایان فصل آماده کند.
سؤال اینجاست: در روزهایی که استقلال نیاز به اتحاد دارد، آیا باشگاه صدای فرساینده برخی چهرههای داخلی را میشنود یا قرار است در سکوت، شاهد فروپاشی آرام استقلال باشیم؟