معادله «دیگو گارسیا» با ساده‌سازی حل نمی‌شود

عصر ایران شنبه 16 فروردین 1404 - 12:56
در جهان واقعی، دیپلماسی بسیار پیچیده‌تر از «فشار دادن یک دکمه» برای حل مشکلات و مسائل است. آن چیزی که در شرایط کنونی می‌تواند راهگشا باشد و معادله‌ «دیه‌گو گارسیا» را به نفع ایران حل کند، بازی هوشمندانه و مشترک میدان و دیپلماسی در عرصه‌ بین‌المللی برای «افزایش هزینه‌ جنگ با ایران» بدون ارائه‌ چهره‌ «نیروی مخرب منطقه‌ای» از تهران است.

مهدی خانعلی‌زاده
 استاد روابط بین‌الملل
روزنامه فرهیختگان

از ابتدای روی کار آمدن رئیس‌جمهور جدید ایالات متحده در کاخ سفید و به دلیل مواضع غیرمعمول «دونالد ترامپ» در عرصه‌ سیاست خارجی - که با نمایش درگیری او و رئیس‌جمهور اوکراین به اوج رسید - گزاره‌ استفاده از اهرم نظامی‌گری علیه ایران، به یکی از خط‌های رسانه‌ای مطلوب برخی جریانات رسانه‌ای خارجی تبدیل شد؛ گزاره‌ای که به طور جدی بعد از سقوط حکومت بشار اسد در سوریه و تسلط تروریست‌های «تحریرالشام» و در بستر این ادعا که ایران و شبکه مقاومت دچار ضعف شده‌اند، پررنگ شد.

در چنین فضایی، حضور پرحجم تجهیزات و ادوات نظامی ایالات متحده در پایگاه موسوم به «دیه‌گو گارسیا»، بر حجم این گمانه‌زنی‌ها افزود و نگرانی کشور‌های منطقه و به طور ویژه، کشور‌های حاشیه خلیج فارس از هرگونه افزایش تنش در این منطقه را افزایش داد. 

دیه‌گو گارسیا بزرگ‌ترین جزیره در مجمع‌الجزایر چاگوس است که بخشی از قلمرو اقیانوس هند محسوب می‌شود. دولت انگلیس مردم چاگوس را مجبور به ترک این منطقه کرد و از دهه ۱۹۷۰ میلادی، این جزیره به‌عنوان پایگاه مشترک نظامی انگلیس و ایالات متحده مورد استفاده قرار گرفته است. در هفته‌های اخیر و با بالا گرفتن درگیری میان مقاومت یمن و نیرو‌های نظامی آمریکا، تعداد بمب‌افکن‌ها و جنگنده‌های متعلق به واشنگتن در این پایگاه نظامی افزایش یافته است.

این مسئله در داخل ایران اما با دو مسیر متفاوت روبه‌رو شد. گروه اول، افرادی هستند که فضای رسانه‌‌ای ضدایرانی را بستری مناسب برای اعطای امتیاز به طرف آمریکایی ارزیابی می‌کنند و خواهان شکل‌گیری یک مذاکره‌ دوجانبه و مستقیم بین ایران و ایالات متحده به منظور برطرف کردن خطر جنگ هستند. 

این افراد -که سیاستمداران نزدیک به دولت هم در میان آنان حضور دارند - بدون توجه به اصول حاکم بر نظام بین‌الملل و همچنین بدون درنظر گرفتن تجربه‌ تاریخی نحوه‌ تعامل قدرت‌های بزرگ در جهان - نظیر ماجرای مماشات (Appeasement) که منجر به شکل‌گیری جنگ جهانی دوم شد - همچنان بر طبلِ «کرنش در برابر زورگو» می‌کوبند و این مسیر را به عنوان یگانه راه تأمین منافع ملی ایران معرفی می‌کنند.

در طرف مقابل، گروه دوم را افرادی تشکیل می‌دهند که راه جلوگیری از هرگونه تهاجم نظامی به کشورمان را ساخت و تولید سلاح اتمی معرفی می‌کنند. این افراد بدون توجه به فضای شکل گرفته در منطقه‌ غرب آسیا بعد از عملیات طوفان‌الاقصی و درگیری مستقیم ایران با اسرائیل که حتی با همراهی شورای امنیت سازمان ملل همراه شد، معتقدند نظریه‌ بازدارندگی اتمی می‌تواند با کنار زدن تهدید نظامی، بستر مناسب برای شکل‌گیری یک مذاکره‌ منطقی میان تهران و واشنگتن را فراهم کند.

این دو مسیر در نگاه اول به طور کامل در تضاد با یکدیگر به نظر می‌رسند؛ اما در یک محور بنیادین، مشترکند؛ ساده‌سازی مسئله و تلاش برای عبور از احتمال تحقق درگیری نظامی بین تهران و واشنگتن با فشار دادن یک دکمه! گروه اول گمان می‌کنند ایالات متحده به رهبری ترامپ به صورت همه‌جانبه آن سوی میز نشسته و فقط منتظر حضور نمایندگانی از ایران برای شروع مذاکره است؛ آن هم رئیس‌جمهوری که سابقه‌ پاره کردن یک توافق قطعی و در حال اجرا میان دو کشور را در همین چند سال گذشته دارد.

گروه دوم هم در این رؤیا به سر می‌برند که توانایی تسلیحاتی اتمی می‌تواند کشور را «رویین‌تن» کند و دیگر امکان هرگونه آسیب نظامی به ایران وجود نخواهد داشت؛ آن هم در شرایطی که دو عملیات وعده‌ صادق از سوی ایران علیه یک واحد سیاسی دارای تسلیحات اتمی - یعنی اسرائیل - صورت گرفته و حتی با واکنش متناسبِ متقابل هم از سوی تل‌آویو همراه نشده است.

اما واقعیت چیز دیگری است و در جهان واقعی، دیپلماسی بسیار پیچیده‌تر از «فشار دادن یک دکمه» برای حل مشکلات و مسائل است. آن چیزی که در شرایط کنونی می‌تواند راهگشا باشد و معادله‌ «دیه‌گو گارسیا» را به نفع ایران حل کند، بازی هوشمندانه و مشترک میدان و دیپلماسی در عرصه‌ بین‌المللی برای «افزایش هزینه‌ جنگ با ایران» بدون ارائه‌ چهره‌ «نیروی مخرب منطقه‌ای» از تهران است.

درواقع و در چنین شرایطی، راهکاری که باید به قید فوریت در دستورکار مقامات کشورمان قرار بگیرد، برهم زدن هر دو تصویری است که تلاش می‌شود تا بر ایرانِ امروز منطبق شود؛ یعنی هم با انجام برخی اقدامات، گزاره‌ تضعیف قدرت ایران باطل شود و هم از ایجاد فضای اجماع بین‌المللی در مسئله‌ پرونده هسته‌ای کشورمان جلوگیری شود.

به صورت مصداقی، اقداماتی که نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استقرار سامانه‌های تهاجمی در جزایر سه‌گانه‌ ایرانی انجام داد و مصاحبه‌ درخشان سردار تنگسیری با شبکه‌ «المیادین»، اقدامی درست در زمینه‌ بالا بردن هزینه‌ درگیری با ایران در میان افکار سیاستمداران آمریکایی و ایجاد تغییر در بازنمایی (Perception) وضعیت توانمندی‌های نظامی تهران است. 

مصاحبه‌ وزیر امور خارجه‌ قطر با «تاکر کارلسون»، مجری مطرح آمریکایی که روابط بسیار نزدیکی با ترامپ دارد، نشان داد که نگرانی دوحه، ابوظبی، ریاض، منامه و حتی آنکارا و بغداد و بیروت از درگیری احتمالی ایالات متحده با ایران، اگر بیشتر از تهران نباشد، قطعاً کمتر نیست.

در همین راستا، برگزاری جلسات متعدد با مقامات سیاسی این کشور‌ها می‌تواند اقدامی درست و تأثیرگذار در مسیر تأمین منافع ملی ایران به منظور کنار رفتن کامل گزینه‌ نظامی از روی میز طرف آمریکایی باشد. یکی از موقعیت‌های مناسب برای فعالیت دیپلماتیک در این عرصه، سفر احتمالی دونالد ترامپ به عربستان سعودی در اواخر اردیبهشت ماه است؛ سفری که از هم‌اکنون باید طراحی مناسب را برای آن داشت و مقامات سیاسی در ریاض را نسبت به تبعات هرگونه افزایش تنش در منطقه‌ خلیج فارس، توجیه کرد. 

این الگو همان‌طور که در ماجرای جنگ ائتلاف سعودی علیه یمن جواب داد و نهایتاً منجر به کاهش تنش میان تهران و ریاض شد، حالا نیز می‌تواند به عنوان تسهیلگر میان تهران و واشنگتن عمل کند. «محمد بن سلمان» در سال‌های اخیر، تلاش فراوانی با بازسازی جایگاه عربستان در معادلات منطقه‌ای و جهانی داشته و به همین دلیل اصلاً تمایل به تکرار آنچه در ماجرای «آرامکو» رخ داد، نیست.

اینجا دقیقاً همان نقطه‌ تأثیرگذار برای اقدامات دیپلماتیک است که می‌تواند کشور‌های منطقه را به لابی‌گران اصلی مخالفت با درگیری نظامی با ایران در واشنگتن تبدیل کند. علاوه بر این، وارد کردن واحد‌های سیاسی فرامنطقه‌ای به این معادله - نظیر چین - که وابستگی اقتصادی و تجاری به امنیت خلیج فارس دارند نیز می‌تواند یکی دیگر از ابزار‌های مهم در مسیر افزایش هزینه‌ درگیری با ایران باشد.

آنچه مشخص است، اهمیت راهبردی سه ماه آینده در تعاملات بین‌المللی کشورمان است؛ اقداماتی که می‌تواند نظیر سال 2003 تا 2007 میلادی، نظامیان آمریکایی را از حضور در غرب آسیا پشیمان کرده و بازدارندگی منطقه‌ای ایران را احیا و تثبیت کند.

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.