سرویس سیاست مشرق - اسنادی که همزمان با هک ایمیلهای هیلاری کلینتون در سال ۲۰۱۹ فاش شد، پرده از فعالیتهای فردی خاص با نام جیمز پرنس و نهادی با عنوان مرکز دموکراسی کانسیل برداشت.
یکی از این اسناد نشان میداد که میز وزارت خارجه آمریکا در امور ایران، در برخی مقاطع خاص چون فتنه سال ۸۸ نقش و دخالت مستقیم در حوادث داشته و ارتباطات میان دموکراسی کانسیل (با هدایت جیمز پرنس) و عناصر آن فتنه (Green Movement) در دوران آشوبهای ۸۸ بسیار عمیق بوده است.
جالب آنکه پروژههای این نهاد پس از حوادث سال ۸۸ نیز ادامه یافت و تاکنون در راستای حمایت از رسانههای فارسیزبان خارج از ایران و مشروعیتبخشی به معارضان داخلی فعالیت کرده است.
Democracy Council یک سازمان غیرانتفاعی مستقر در آمریکا است که با حمایت مالی دولت این کشور، بهویژه وزارت خارجه، تحت پوشش ترویج دموکراسی و حقوق بشر، در زمینه اقدامات ضدامنیتی فعالیت میکند. بسیاری از کشورهای خاورمیانه، از جمله ایران، از اهداف این سازمان هستند. تنها یکی از پروژههای اخیر این نهاد، Iran Cyber Journalists Project بوده که با هدف تقویت جریان ضداطلاعات و حمایت از روزنامهنگاران و فعالان رسانهای ضدایرانی طراحی و اجرا شده است.
Democracy Council همچنین در ناآرامیهای سیاسی ایران، بهویژه در سال ۱۴۰۱ نیزنقش فعالی داشت و حتی صفحات مجازی متعددی برای پوشش این وقایع راهاندازی کرده بود. در سال ۲۰۱۹، این سازمان سمیناری در واشنگتن با حضور چهرههایی مانند مسیح علینژاد، برایان هوک و برخی دیگر از فعالان ضدایرانی برگزار کرد که بر راهبردهای جدید در قبال ایران متمرکز بود.
نقش پرنس در سوریه ۲۰۱۴
جیمز پرنس، عضو سابق کنگره و مشاور سرمایهگذاری شرکت PricewaterhouseCoopers یا PwC بوده است. PwC یکی از بزرگترین شرکتهای خدمات حرفهای و حسابرسی در جهان است که دفتر مرکزی آن در لندن تأسیس شده است.
نفوذ این شرکت تا حدی گسترده است که در کنار Deloitte، EY و KPMG، بهعنوان یکی از چهار شرکت بزرگ حسابرسی جهان شناخته میشود. PwC در بیش از ۱۵۰ کشور فعالیت دارد و خدمات خود را به شرکتهای چندملیتی، دولتها و سازمانهای مختلف ارائه میدهد.
این شرکت به دلیل نقش گستردهای که در حسابرسی و مشاوره مالی شرکتهای بزرگ و دولتها دارد، یکی از تأثیرگذارترین نهادهای مالی جهان محسوب میشود. ارتباط افراد کلیدی با PwC، بهویژه در سیاست و اقتصاد، نشان از نفوذ این شرکت در تصمیمگیریهای کلان دارد. با این حال، جیمز پرنس، مشاور سرمایهگذاری این شرکت، یک بسته کمک مالی از Middle East Partnership Initiative دریافت کرده و در عین حال، اطمینان داده که این کمک برای پیشبرد پرونده «سوریه» نبوده است.
Middle East Partnership Initiative (MEPI) یا ابتکار مشارکت خاورمیانه، یک پروژه دولتی ایالات متحده است که توسط وزارت خارجه آمریکا تأسیس شده و تحت پوشش تقویت دموکراسی، اصلاحات اقتصادی و حمایت از جامعه مدنی در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، اهداف آمریکا را دنبال میکند.
پرنس برای دلگرمی بیشتر، مدعی شده که با شبکه تلویزیونی Barada TV و گروههای تبعیدی سوری در لندن آشناست. اما باوجود این ادعا، از اظهارنظر بیشتر خودداری کرده و مدعی شده که بدون تأیید هیئتمدیرهاش، نمیتواند جزئیات بیشتری در اینباره ارائه کند.
اما آرشیو اسناد افشاشده از ایمیلهای کلینتون، نقشآفرینی پرنس در پرونده سوریه را افشا کرد. یکی از این ایمیلها، پیام چریل میلز، مسئول دفتر هیلاری کلینتون است که موضوع آن حمایت پنهانی ایالات متحده از گروههای معارض سوری، از طریق دموکراسی کانسیل بود. این ایمیل در تاریخ ۱۶ آوریل ۲۰۱۱ ارسال شد و به مقالهای از واشنگتنپست استناد میکند که جزئیات این حمایتها را بهخوبی نشان میدهد.
نکته جالب توجهتر آن که جیمز پرنس چند سال پیش، اطلاعیهای را در فیسبوک منتشر کرده بود که در آن اعلام میکند افتخار دارد در یک پنل درباره سوریه در کنار فرد هاف، سفیر سوریه در ایالات متحده و ایمن عسفری شرکت کند. این سمینار برای هتل JW Marriott در واشنگتن دیسی در تاریخ ۲۶ تا ۲۷ اکتبر ۲۰۱۷ طراحی شده بود. در بخشی از برنامههای این هتل، جلساتی در زمینه پیشرفت حقوق زنان سوریه، استراتژیهایی برای بازسازی این کشور و آزادی مذهبی و حقوق اقلیتها در سوریه تدوین شده بود!
البته این سمینار، یک دورهمی عادی نبوده و با حمایت مالی و هماهنگی گروههای زیر برگزار شده است:
* Coalition for a Democratic Syria (ائتلاف برای یک سوریه دموکراتیک)
* Americans for a Free Syria (آمریکاییها برای یک سوریه آزاد)
* Syrian American Council (شورای آمریکایی-سوری)
* Syrian Emergency Task Force (کارگروه اضطراری سوریه)
* Syrian Christians for Peace (مسیحیان سوریه برای صلح)
تاسیس شبکه ماهوارهای ضدسوری
حضور افتخاری پرنس در این جلسات و ارائه مشاوره درباره مداخله در امور سوریه، تا حد زیادی به پیشینه و تجربیات او در مسائل مرتبط با این کشور بازمیگردد. پرنس سال ۲۰۰۶ شبکه ماهواره ای با عنوان «Barada TV» در لندن تاسیس میکند و مالک العبده را به عنوان سردبیر این شبکه منصوب میکند. عبده یکی از بنیانگذاران جنبش عدالت و توسعه سوریه، گروه تبعیدی مخالف حکومت بشار اسد بود که به اروپا متواری شده بودند.
این شبکه از سال ۲۰۰۶ پخش خود را با هدف تضعیف حاکمیت سوریه آغاز کرد و در سال ۲۰۱۱، همزمان با شروع اعتراضات و بحران داعش در سوریه، با انتشار ویدیوهای اختصاصی و ارسالی مخاطبان در یوتیوب، به اوج خود رسید.
شبکه ماهوارهای Barada
مالک عبده، موسس شبکه (سمت چپ)
سوابق پرنس نشان میدهد که او به شدت پیگیر پرونده سوریه بوده و از هیچ اقدامی برای هدایت آشوبهای سوریه دریغ نکرده است. در میانه بحران سوریه در سال ۲۰۱۱، پرنس مقالهای از دانشگاه پپرداین را در حساب کاربری دموکراسی کانسیل منتشر میکند که به یک نظرسنجی مخفی درباره سوریه مربوط میشود.
طبق این نظرسنجی، ۸۰ درصد از سوریهای شرکتکننده خواهان تغییر حکومت اسد بوده و اصلاحات محدود را کافی نمیدانستند. این تحلیل توسط آنجیلا هاوکن، استاد اقتصاد آمریکایی انجام شده و دادههای آن به صورت مخفیانه و غیررسمی جمع آوری شده بود.
این روند آمریکاییها برای تنفس مصنوعی به بحرانهای خاورمیانه، مسبوق به سابقه است و حتی در حوادث ۱۴۰۱ ایران نیز اجرا شد. پس از آشوبهای پائیزی چند موسسه گمنام پژوهشی که در خارج از کشور تاسیس شدند، اقدام به انتشار نظرسنجیهای مندرآوردی درباره مردم ایران و روند اغتشاشات کردند و در رسانههای ضدانقلاب بازتاب یافت.
نظرسنجی آنجیلا هاوکن درباره حوادث ۲۰۱۱ سوریه
نظرسنجیهای دروغین در ارتباط با حوادث ۱۴۰۱ ایران
علاوه بر موارد پیشگفته، دموکراسی کانسیل در همان دوره بحران سوریه، بار دیگر اظهارات جیمز پرنس را بازنشر کرد. این اظهارات که برگرفته از مقالهای در وبسایت The Daily Beast بود، بر لزوم حمایت مستمر از مخالفان سوری تأکید داشت.
پرنس در این نقلقول بیان میکند:
ما باید از تجربیات مشابه در عراق، افغانستان و مصر درس بگیریم و نگذاریم که آنها در مسیر آزادی، بیحمایت رها شوند، در آن مقاله مصطفی الشیخ، رهبر شورشی سوری، گفته بود پیروزی علیه اسد در چشمانداز نیست. ژنرال مصطفی الشیخ، که رهبری ارتش آزاد سوریه را بر عهده داشت، اعلام کرده بود که نیروهایش به شدت دچار تفرقه و کمبود بودجه هستند، القاعده در حال نفوذ در این درگیری است و پیروزی بزرگی که بتواند بشار اسد را سرنگون کند، در حال حاضر قابل پیشبینی نیست.
البته در مقاطعی جیمز پرنس حتی مستقیما نقشآفرینی کرده و مطالبی برای تضعیف حاکمیت سوریه منتشر کرده است. نوامبر ۲۰۱۱، دموکراسی کانسیل در یک پست فیسبوکی، مقالهای جیمز پرنس که در رسانه یهودی Jewish Journal منتشر شده بود را بازنشر کرده که در آن، به لزوم براندازی در سوریه و اقدام علیه حاکمیت اسد پرداخته بود.
مقالهنویسی و مشروعیتبخشی به نویسندگان و فعالان رسانهای مخالف حکومت اسد، تنها یکی از ابعاد فعالیتهای جیمز پرنس بود. بیشترین تمرکز او بر تحریک حوزه زنان، برجستهسازی کشتههای اعتراضات در سوریه و پرداخت فاند به معترضین داخل و خارج این کشور بود.
البته، حوزه زنان یکی از سیاستهای مشترک دولت کلینتون در قبال کشورهای درگیر با بهار عربی بوده است، تا جایی که نویسندگان آمریکایی برای مشروعیتبخشی به زنان معترض، آنان را «سلاح مخفی انقلاب لیبی» توصیف کرده بودند.
افشای آن ایمیلها توسط گروه هکری ویکیلیکس، اطلاعات گستردهای درباره نقش جیمز پرنس در تحولات سوریه در اختیار رسانهها قرار داد. این افشاگریها تا حدی پیش رفت که نهتنها کمکهای مالی دریافتی از دولت آمریکا برای سرنگونی حکومت سوریه را برملا کرد، بلکه منجر به شکایت برخی وکلای آمریکایی نیز شد.
تنها در یکی از این موارد، شخصی به نام دیوید آنجلو در توئیتی اعلام کرد که مشغول بررسی یک پرونده قضایی مربوط به مرکز تعامل جهانی وزارت امور خارجه آمریکا است و تاکنون اسناد و شواهدی از همکاریهای مالی این نهاد دولتی با Democracy Council و مؤسس آن، جیمز پرنس به دست آورده است.
طبق این اسناد، مشخص شده است که دموکراسی کانسیل برای پیشبرد پروژههای وزارت خارجه آمریکا، مبلغ ۵.۸ میلیون دلار بودجه دریافت کرده است! همچنین، اسناد دیگر نشان میدهند که این سازمان میلیونها دلار را به گروههایی در داخل آمریکا اختصاص داده که از روزنامهنگاران و فعالان حقوق بشری در خاورمیانه حمایت میکنند.
نقش پرنس در آشوبهای ایران
سوابق دموکراسی کانسیل و نقشآفرینی جیمز پرنس سبب شد که برای اقدامات ضدامنیتی علیه ایران، واحدی به نام «ایرانیان دموکراسی کانسل» نیز اضافه شود. در اسنادی که از سازمان Democracy Council وجود دارد، یک شبکه ارتباطاتی به نام Taash Communications Network یا TCN معرفی شده که هدف آن، ایجاد یک پناهگاه مجازی برای فعالان بهاصطلاح مدنی ایران است. این شبکه به فعالان، سازمانها و افراد ضدامنیتی در ایران کمک میکند تا بهصورت امن با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، اطلاعات را به اشتراک بگذارند، شبکهسازی کنند، سازماندهی شوند و از حقوق خود دفاع کنند.
در توضیحات این اسناد آمده است که تجربه انقلابهای مصر و تونس (در جریان بهار عربی) نشان داده است که دسترسی به اطلاعات مستقل و شبکهسازی از طریق پلتفرمهای مختلف (مانند موبایل، اینترنت، وب و پخش ماهوارهای) برای موفقیت جنبشهای اجتماعی و سیاسی بسیار مهم است. با این حال، در ایران، فناوریهای موجود برای ارتباطات (ICT) بهصورت جداگانه و بدون همافزایی عمل میکنند و فاقد قابلیت تعامل و همگرایی هستند. این موضوع باعث شده است که نسل جوان حامی براندازی، نتواند بهطور مستقل یا بهراحتی به یکدیگر دسترسی پیدا کند.
یکی از معضلات این نوع فعالیتها این است که اکثر پلتفرمهای ضدامنیتی موجود یا توسط دولتهای خارجی حمایت میشوند (مانند صدای آمریکا (VOA) و بیبیسی) یا توسط گروههای اپوزیسیون سنتی در خارج از ایران (مثلاً در لسآنجلس) اداره میشوند.
این گروهها معمولاً دارای برنامههای سیاسی خاصی هستند که نسبت به دیدگاههای متفاوت، تحمل و همکاری کمتری از خود نشان میدهند. همچنین، این پلتفرمهای موجود از نظر زبان، فرهنگ، روندها و وضعیت اجتماعی-سیاسی کنونی ایران، آنگونه که باید، هماهنگ نیستند.
از سوی دیگر، گروههای اپوزیسیون قدیمی که در خارج از ایران فعالیت میکنند، فاقد مشروعیت، توانایی فنی و همافزایی سیاسی لازم برای همکاری با نسل جدید در داخل ایران هستند.
تمام این مسائل، بخشی از اهداف عملیاتی و برنامههای طراحیشده این شبکه برای ایران بود که در ادامه به شرح برخی از آنها میپردازیم:
جنبش سبز (فتنه ۸۸)
این برنامه با هدف اطلاعرسانی و برجستهسازی فعالیتهای فتنه سبز طراحی شده بود. در سند تأکید شده که نسل جوان و فعالان فتنه به اطلاعات مستقل دسترسی ندارند و پلتفرمهای موجود مانند VOA یا اپوزیسیون سنتی با نیازهای آنها هماهنگ نیستند. این برنامه با ارائه محتوای بهروز در فرمتهای مختلف (موبایل، وب، ماهواره) به دنبال پر کردن این شکاف است و به فعالان کمک میکند تا با یکدیگر و جامعه جهانی ارتباط برقرار کنند.
افشای جهتدار مفاسد
این برنامه با افشای دروغین فساد در ایران، به یکی از اهداف TCN، یعنی اطلاعرسانی و آگاهیبخشی در جامعه ایران، کمک میکند. در سند اشاره شده که فعالان و سازمانهای جامعه مدنی به پلتفرمی نیاز دارند که بتواند نسل جوان و جامعه مدنی را از محتوای مرتبط با مفاسد مطلع کند تا مشکلات ساختاری را شناسایی کرده و برای براندازی، فشار وارد کنند.
اقلیتها در ایران
این بخش به مشکلات اقلیتها در ایران میپردازد و صدای آنها را منعکس میکند. در سند اشاره شده که نبود پلتفرمهای مناسب برای تعامل و شبکهسازی، این روند را مختل کرده است. این برنامه با ایجاد فضایی برای اقلیتها، به آنها اجازه میدهد تا نگرانیها و خواستههای خود را مطرح کنند و با دیگر بخشهای جامعه مدنی ایران همدل شده و همکاری کنند. این موضوع با هدف TCN برای ایجاد یک پناهگاه مجازی همخوانی دارد.
برنامه دانشجویان دانشگاه
این برنامه برای جوانان ۱۸ تا ۲۵ ساله طراحی شده و به آنها فضایی امن برای بحث درباره ایدههای پیشرو ارائه میدهد. سند جدید تأکید میکند که نسل جوان حامی براندازی، به پلتفرمهای امن و تعاملی نیاز دارد. این برنامه با ارائه اتاقهای گفتوگوی امن و برنامههای موبایلی ویژه، دقیقاً به این نیاز پاسخ میدهد و به دانشجویان کمک میکند تا با یکدیگر شبکهسازی کنند و ایدههای خود را به اشتراک بگذارند.
محسن سازگارا
در بخشی از این سند به محسن سازگارا، بهعنوان یکی از رهبران فتنه سبز اشاره شده و اقدامات او تشریح شده است. گفته شده سازگارا از طریق برنامه یوتیوب خود، حوادث را بهروزرسانی میکند و اعتراضات مدنی را تشویق میکند. در این بخش به همکاری با فعالان برجسته فتنه ۸۸ اشاره شده است. این برنامه نمونهای از ادغام محتوای موجود مانند برنامه یوتیوب سازگارا در اهداف TCN است تا دسترسی به آن گستردهتر شود و به هدف شبکهسازی و اطلاعرسانی کمک کند.
رأی من کجاست؟ (Where is My Vote)
ارتباط با سند: این بخش به فعالیت سازمانهای حامی جنبش سبز در شهرهای مختلف جهان اشاره دارد. سند جدید بر لزوم همکاری بین سازمانهای جامعه مدنی در داخل و خارج ایران تأکید میکند. این برنامه با متمرکز کردن فعالیتهای این سازمانها تحت یک نام مشترک، به شبکهسازی و هماهنگی بین گروههای حامی جنبش سبز کمک میکند که این موضوع با هدف TCN برای ایجاد یک پلتفرم مشترک همخوانی دارد.
فعالان حقوق بشر در ایران (Human Rights Activists in Iran)
این بخش به فعالیت فعالان حقوق بشر در ایران اشاره دارد، اما جزئیات بیشتری درباره آن ارائه نشده است.
جامعه مدنی آنلاین ایران و وبسایت توانا
در این بخش از وبسایت توانا (Tavaana.org) به عنوان یکی از پروژههای دیگر یاد شده که به ترویج دموکراسی و آزادی برای مردم ایران اختصاص دارد و توسط مریم معمارصادقی در واشنگتن دیسی رهبری میشود. گفته شده این وبسایت در پی تولید یک نسخه تلویزیونی هم برای پیشبرد اهداف بوده است.
درباره مریم معمار صادقی بیشتر بخوانید:
احیای ابزار عملیات ترکیبی علیه ایران در وزارت خارجه آمریکا
رئالیتیشو زیرزمین
Zirsamin.se بزرگترین مرکز موسیقی زیرزمینی همجمسگرا بود که اکنون که در سوئد مستقر است. بسیاری از هنرمندان ایرانی برای گزیر از سانسور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آثار اعتراضی و زیرزمینی خود را به این وبسایت ارسال میکنند تا شنیده شوند. برنامه زیرزمین نهتنها این هنرمندان ناشناس ایرانی را تبلیغ میکند، بلکه آثار موسیقیدانان برجسته ایرانی را نیز نمایش میدهد.
برنامه علم و فناوری (Science and Tech Show)
این برنامه یک نمایش سریع و جذاب بصری درباره فناوری است که شامل بخشهای مختلفی میشود و جدیدترین اخبار و پیشرفتهای فناوری را به مخاطبان ایرانی ارائه میدهد. این برنامه بهگونهای طراحی شده که اطلاعات بهروز و مفیدی درباره فناوری به مخاطبان ایرانی ارائه دهد، که به دلیل محدودیتهای اینترنتی، معمولاً به این اطلاعات دسترسی ندارند.
برنامه سروش
در این بخش از سند گفته شده که عبدالکریم سروش یکی از "معروفترین فیلسوفان معاصر ایران است که بهطور خستگیناپذیر از جدایی دین از دولت دفاع میکند". او به دلیل سخنرانیهایش در دانشگاه تهران و نوشتههایش درباره دولت سکولار مجبور به ترک ایران شده و نیاز به حمایت و همافزایی دارد.
عبدالکریم سروش
برنامه اکبر گنجی
در این بخش از سند به اکبر گنجی نیز به عنوان یکی از معروفترین چهرههای اپوزیسیون سنتی ایرانی که سالها در زندان اوین محبوس بوده اشاره شده است. او نیز مانند سروش، از جدایی دین از حاکمیت حمایت میکند و بهعنوان پیشگام در نافرمانی مدنی، جنبشهای سیاسی غیرخشونتآمیز را ترویج میدهد. او نیز مطابق این اسناد باید مورد حمایت قرار بیگرد.
جایزه سالانه حقوق بشری انستیتوی «میلتون فریدمن» به ارزش ۵۰۰ هزار دلار آمریکا برای اکبر گنجی
ساناز متال
موسیقی هارد راک یکی از ژانرهای محبوب در ایران است. ساناز متال یک پلتفرم مروج شناختهشده هارد راک در آمریکا است که برنامههای تلویزیونی متعددی را میزبانی میکند. این برنامه به موسیقی هارد راک اختصاص دارد و شامل معرفی گروههای موسیقی ایرانی و بینالمللی، مصاحبه با هنرمندان، و پخش موسیقی آنها میباشد.
در بخش دیگری از اسناد سازمان Iran Democracy Council که اولویتهای آن را تشریح کرده که شامل جلوگیری از بازگشت به توافق هستهای (برجام)، مسدود کردن دسترسی جمهوری اسلامی ایران به بودجههای بینالمللی و تدوین یک لایحه جامع برای حمایت از فتنه "زن، زندگی، آزادی" و مقابله با فعالیتهای اقتصادی غیررسمی ایران (غیرقانونی از دید آمریکاییها) است. این اقدامات با هدف کلی سازمان برای تضعیف رژیم ایران و حمایت از براندازان داخلی همخوانی دارد و مکمل برنامههای رسانهای TCN است که پیشتر توضیح داده شد.
درخصوص موسسان Iran Democracy Council هم از نامهای سارا سید، شای سروش، آزاده مشکاتی، الیکا اطکاری و پرل سروت یاد شده است.
سارا سید یک فعال حقوق بشر، وکیل بینالمللی، بازیگر، نویسنده و تهیهکننده است که در زمینه حقوق بشر، نظریه حقوقی فمینیستی و حقوق کودکان تخصص دارد. سید در لندن فعالیت حرفهای خود را آغاز کرد و با سازمانهایی مانند عفو بینالملل و انجمن بینالمللی وکلا در زمینههایی مانند خشونت جنسی، قاچاق انسان و پروندههای اعدام در ایران همکاری داشته است. او همچنین سفیر سازمان ملل متحد است و از ابتکار "Together Band" حمایت میکند که بر اهداف شماره ۳ (کاهش نابرابری) و شماره ۵ (برابری جنسیتی) تمرکز دارد.
لیست بنیانگزاران ایرانیان دموکراسی کانسیل
سارا سید در سال ۲۰۱۸ از دانشگاه هاروارد فارغالتحصیل شد و در تئاتر هنر مسکو و رپرتوار آمریکایی اقامت داشته است. او در حال حاضر روی یک سخنرانی TED درباره تأثیرات عمیق آشوب "زن، زندگی، آزادی" و یک مستند درباره آینده این این فتنه کار میکند. سارا سید از طریق فعالیتهایش در Iran Democracy Council، بهویژه پس از آغاز فتنه "زن، زندگی، آزادی" نقش مهمی در انعکاس روایات دروغین و تبلیغات ضدایرانی ایفا کرده است. Iran Democracy Council توسط سارا سید و دیگر فعالان تأسیس شد تا ائتلافی گسترده از ایرانیان و غیرایرانیان ایجاد کند و سیاستها و قوانینی را تدوین و ترویج دهد که منجر به حرکت مردم در مسیر براندازی شود.
مارس ۲۰۱۹ شورای دموکراسی یا همان Democracy Council، سمیناری را برای بررسی مسائل ایران، در واشنگتن دی برگزار کرد. فهرست سخنرانان این سمینار، مسیح علینژاد، حامد بهروان، سعید گلکار، مرجان گرینبلات، برایان هوک، نماینده ویژه ایالات متحده و مدیر برنامهریزی سیاسی و مشاور سیاستگذاری مایک پومپئو در دوران ترامپ بودند که نشان از نقش آمریکاییها در پیشبرد و طراحی مدلهای جنگ خیابانی دارد.