بهنظر کارشناسان، بازار سرمایه کماکان با ریسکهایی که در سالگذشته دستوپنجه نرم میکرد، همراه است و این ریسکها مانع پویایی اقتصاد و بازار سرمایه و رشد سرمایهگذاری در سالجاری خواهند شد. البته با وجود تهدیدها و ریسکهای متفاوتی که به بازار سهام تحمیلشده، در این زمان فرصتهای سرمایهگذاری کماکان وجود دارند که میتوانند گزینههای مناسبی برای سرمایهگذاران باشند. یکی از فعالان بازار سرمایه در این گفتوگو به این فرصتها و مهمترین ریسکهای بازار سهام اشاره کردهاست.
ساختارهای اقتصادی با بازار آزاد فاصله گرفتهاند
علی امیرنصیری، فعال بازار سرمایه به ارزیابی شرایط فعلی بازار سرمایه پرداخت و گفت: بازار سهام سال۱۴۰۴ را با فضایی بسیار پرابهام آغاز کردهاست. در سالگذشته، رخدادهای ژئوپلیتیک مانند افزایش تنشهای برونمرزی و انتخاب دونالد ترامپ بهعنوان رئیسجمهور آمریکا، ریسکهای سیستماتیک قابلتوجهی را به بازار سهام تحمیل کردند. بازار ارز نیز بهدلیل ترکیبی از سیاستهای داخلی و تحرکات خارجی دچار نوسان شد و افزایش قابلتوجهی را تجربه کرد. در چنین شرایطی، ریسکهای سیستماتیک ناشی از نوسانات ارزی و عدمقطعیت در روابط بینالمللی، بهویژه با ایالاتمتحده، همچنان پابرجاست. هنوز مشخص نیست که کشور به سمت توافق حرکت خواهد کرد یا وارد یک تنش و تقابلخواهد شد.
از سوی دیگر، اعتماد عمومی به مکانیزم بازار نسبت به گذشته نیز کاهشیافتهاست. برای کنترل آثار تورمی ناشی از کسریبودجه و تحریمها، سیاستگذار به قیمتگذاری دستوری رویآورده که عملا بسیاری از شرکتها را تحتفشار قراردادهاست. وی افزود: ما، سهامداران بازار سرمایه، هر روز بهصورت مستقیم با این شرایط مواجهیم. حتی با راهاندازی بازار ارز یکپارچه، نهتنها مشکلات حل نشدند، بلکه این بازار با ساختار جدید خود، بهنوعی در تقابلبا سازوکارهای آزاد بازار قرارگرفتهاست. با توجه به اینکه در دولت قبل فضای سیاستگذاری اقتصادی از اقتصاد آزاد فاصله گرفته بودند، بهنظر میرسد که در دولت جدید نیز همان رویه مشاهده میشود یا یا تدبیر و توانمندی لازم برای مقابله با نظام سرکوب قیمتها مشاهده نمیشود. همین امر باعث ایجاد شکاف جدی بین نرخ ارز آزاد و نرخ ارز رسمی شدهاست.
امیرنصیری اضافه کرد: در نتیجه، شاخصهای عمده بازار سهام در سالگذشته نتوانستند همپای تورم یا نرخ ارز رشد کنند. شاخصکل و هموزن، هر دو بازدهی پایینتری نسبت به بازارهای موازی (از جمله اوراق درآمد ثابت) داشتند. علاوهبر این، سرمایه اجتماعی بازار سرمایه نیز تضعیف شده که بخشی از این ضعف بهعملکرد نامطلوب نهادهای ناظر بازمیگردد؛ بهویژه در زمینه عرضههای اولیه که گاهی با قیمتگذاریهای عجیب و بدون شفافیت صورت میگیرد و به اعتماد عمومی لطمه وارد میکند. متاسفانه برخی از ذینفعان خاص، از جمله بعضی صندوقهای سرمایهگذاری، از این وضعیت بهرهمند شدهاند؛ اما در مجموع، بدنه اصلی بازار و سهامداران خرد از آن آسیبدیدهاند.
فعال بازار سرمایه در ادامه گفت: در سطح بینالمللی نیز سیاستهای ترامپ در زمینه نظام تعرفهگذاری، اقتصاد جهانی را با چالش مواجهکرده و برخی کارشناسان معتقدند اقتصادها خود را با شرایط جدید تطبیق میدهند، اما این مسیر بدون دردسر نخواهد بود. در این میان، فدرالرزرو آمریکا با تمرکز بر مهار تورم، نرخ بهره را کاهش نداده و این موضوع باعث افزایش ریسکگریزی در بازارها شده که برای سرمایهگذاران ایرانی، با توجه به شرایط خاص کشور، اثر مضاعفی دارد. بهعنوان مثال قیمت جهانی طلا در حال کاهش است اما در بازار داخلی شاهد این کاهش قیمت نیستیم؛ چراکه نسبت به ارزشریال اعتمادی وجود ندارد و انتظارات تورمی بالایی وجود دارد، همانطور که در گذشته، قیمت طلای داخلی نسبت به طلای جهانی (به دلیل رشد قیمت ارز و گرفتن حباب) از رشد بیشتری برخوردار بود.
امیرنصیری اضافه کرد: شرکتها نیز علاوهبر فشارهای داخلی، با کاهش حجم تقاضا، دشواری در تامین ارز و ناترازی منابع مواجه هستند. قیمتگذاری دستوری، چه از سوی بازار ارز یکپارچه و چه از سوی نهادهایی مانند سازمان حمایت، مشکلات بیشتری را برای بنگاهها رقمزده است.
در این فضا، نرخ بهره یا سود بدونریسک، مهمترین رقیب بازار سهام است. هرچند ممکن است در سال۱۴۰۴ نرخ بهره حقیقی منفی شود و اوراق درآمد ثابت بازدهی کمتری از تورم ارائه دهند، اما سطح اسمی این نرخها (حدود ۳۵درصد) همچنان برای سرمایهگذاران جذاب است. این موضوع نسبت قیمت به سود(P/E) شرکتها و حتی شرکتهایی که مشمول قیمتگذاری نیستند یا در حوزههای غیردستوری فعالیت میکنند را در سطوح حداقلی نگه داشتهاست.
وی افزود: در بازارهای موازی بهویژه طلا، شاهد تبلیغات گستردهای هستیم و این موضوع نگرانیهایی درخصوص جهتگیری جریان پول ایجادکردهاست. درست است که کنترل رشد پایهپولی تا حدی موفق بوده، اما این موضوع نباید مانعی برای سرمایهگذاری و تامین کالا و خدمات در اقتصاد کشور شود. اگر منابع مالی به بازار سرمایه جریان نیابد، این بازار نخواهد توانست نقش موردانتظار خود را در حمایت از اقتصاد ایفا کند.
امیرنصیری در پایان به سرمایهگذاران توصیه کرد؛ در حالحاضر فضای اقتصادی کشور با ابهامهایی همراه است و به همیندلیل متنوعسازی پرتفوی سرمایهگذاری(Diversification) اهمیت ویژهای دارد. استفاده از ابزارهای درآمد ثابت در کنار صندوقهای کالایی مانند صندوقهای طلا میتواند راهبردی جذاب و کارآمد باشد، با اینحال نباید فراموش کنیم که در بازار سهام نیز شرکتهای زیادی حضور دارند که از نوسانات سیستم قیمتگذاری و وابستگی به کالاهای جهانی تاثیر کمتری میپذیرند. حتی از منظر وابستگی به انرژی بهعنوان مادهاولیه، برخی از این شرکتها در سطح پایینتری قرار دارند.
وی افزود: هرچند ممکن است آثار این شرکتها بهوضوح در شاخصکل یا شاخص هموزن دیده نشود، اما این شرکتها بخشی از بازارند و نباید نسبت به آنها بیتوجه بود. فعال بازار سرمایه اضافه کرد: یادآوری تجربههای گذشته میتواند در تحلیلهای امروز موثر باشد. در نیمه دوم دهه۱۳۸۰، بهویژه از سال۱۳۸۴ به بعد، بازار سهام با چالشهای متعددی مواجه شد و بسیاری از سهامداران، شرایط دشواری را تجربه کردند، اما آن دوره نیز گذشت و بازارها مسیر خود را ادامه دادند. واقعیت این است که حرکت بازارها، هرچند گاهی با تأخیر، امری گریزناپذیر و محتوم است.
در نهایت، لازم است تاکید شود که بازار سرمایه امروز، دیگر با بازار دهههای گذشته قابلمقایسه نیست. حتی در بدترین سناریوهای ممکن برای کشور، بسیار بعید است که دسترسی مردم به داراییهای خود در بازار سرمایه محدود شود یا از بین برود. بازار سرمایه اکنون به یکی از ارکان مهم اقتصاد کشور تبدیلشده، حتی اگر باور به سازوکار بازار در جامعه ما هنوز به اندازه کافی نهادینه نشده باشد.