همشهری آنلاین - گروه سیاسی: دیوید پترائوس، فرمانده پیشین ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، اخیرا در مصاحبهای از طراحی و اجرای یک تمرین نظامی گسترده در دوره خدمتش (اکتبر ۲۰۰۸ تا ژوئن ۲۰۱۰) برای نابودی برنامه هستهای ایران خبر داد که زمان ادعایی آن مربوط به دوره ریاستجمهوری باراک اوباما رئیسجمهور پیشین آمریکاست. او در این مصاحبه میگوید «من زمانی که فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده، سنتکام، بودم، خودم برنامهریزی برای نابودی برنامه هستهای ایران را طراحی کردم. این موضوع کاملا علنی است، همچنین علنی شده است که ما یک بار این عملیات را در داخل خاک آمریکا تمرین کردیم. تمام هواپیماهایی که قرار بود در آن عملیات شرکت کنند، دقیقا مسیرهایی را که باید طی میکردند، پرواز کردند. تانکرهای سوخترسان، سامانههای فرماندهی و کنترل، سیستمهای جنگ الکترونیک و مهمات و بمبهایی که قرار بود استفاده شود، همگی شبیهسازی و اجرا شد. و همه چیز طبق برنامه پیش رفت. ما حتی یکبار آمادگی کامل برای اجرای این عملیات را داشتیم، یعنی تمام موقعیتهایی که قرار بود هواپیماها از آنجا بلند شوند؛ پایگاهها مشخص شده بودند، مهمات در محل آماده بود؛ غذا، سوخت، محل استقرار نیروها، آب و همه ملزومات فراهم شده بودند. ما تصور میکردیم احتمال بالایی برای وقوع این عملیات وجود دارد و همین را هم به کاخ سفید منتقل کردیم؛ گفتیم که باید آمادگیمان را بیشتر کنیم و همین کار را هم کردیم. و باید تاکید کنم هیچ چیز محدود در چنین عملیاتی وجود ندارد، عملیاتی که نهفقط زیرساختهای هستهای ایران را هدف میگیرد بلکه سامانههای پدافند هوایی و موشکی ایران را هم باید از بین ببرد. باید تاکید کنم این عملیات کوچک نخواهد بود، بسیار وسیع خواهد بود و به همین دلیل است که رئیسجمهور دستور آمادگیهایی را صادر کرده است. همانهایی که ما مشاهده کردیم و همانهایی که ممکن است پشت پرده باقی مانده باشند.»
اما ادعای پترائوس مربوط به چه دوره زمانی است و چرا در توضیحاتش به دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ وصل میشود؟ آیا صحبتهای او را باید به معنای برنامه حمله نظامی به ایران چه در دوره دموکراتها و چه در دوره جمهوریخواهها در کاخ سفید دانست و راهبردی در طول خط زمانی و همراستا بوده است؟ پیش از این چه اطلاعاتی درباره این تمرین نظامی منتشر شده بود؟
زمینه و شرایط تمرین نظامی ۲۰۱۰
پترائوس این تمرین را به دوره فرماندهی خود در سنتکام نسبت داد که مصادف با اوایل دولت باراک اوباما بود. در آن زمان، تنشها با ایران به دلیل افشای تاسیسات هستهای فوردو در سال ۲۰۰۹ و شکست مذاکرات اولیه برای محدود کردن برنامه هستهای ایران بالا گرفته بود. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در نوامبر ۲۰۰۹ گزارش داد که ایران غنیسازی اورانیوم را در سطوح بالاتر از نیازهای صلحآمیز آغاز کرده است. این تحولات، نگرانیهای امنیتی را در واشنگتن و تلآویو تشدید کرد و به گفته پترائوس، کاخ سفید را به افزایش آمادگی نظامی ترغیب کرد.
تمرین مذکور، که جزئیات آن در مصاحبهای با سیانان در سال ۲۰۱۰ بهصورت محدود علنی شده بود، شامل شبیهسازی حملات هوایی گسترده با هدف نابودی تاسیسات هستهای، پدافند هوایی و سامانههای موشکی ایران بود. بر اساس گزارش رویترز در آن سال، این مانور در پایگاههای نظامی آمریکا با حضور بمبافکنها و سامانههای فرماندهی و کنترل اجرا شد، اما اطلاعات دقیق مکان و زمان آن به دلایل امنیتی محرمانه باقی ماند. هدف این عملیات، به گفته پترائوس، نهتنها جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، بلکه تضعیف توان دفاعی این کشور در برابر حملات احتمالی بود. این تمرین در دورهای انجام شد که اوباما همزمان دیپلماسی را با پیشنهاد مذاکرات هستهای دنبال میکرد، اما با مقاومت تهران مواجه شده بود.
شباهتهای مانور نظامی ترامپ در گارسیا
دوره ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۰ شاهد تشدید تنشهایی مشابه وضعیت کنونی در بهار امسال است. در آن زمان، ایران پس از اجتماعات خیابانی انتخابات ۱۳۸۸ با فشارهای دیپلماتیک و تحریمهای جدید مواجه بود که کشور را به سمت انزوا سوق میداد. آمریکا و متحدانش، از جمله اسرائیل، نگران پیشرفت سریع برنامه هستهای ایران بودند، اما اوباما ترجیح داد از اقدام نظامی مستقیم اجتناب کند. با این حال، تمرین نظامی سنتکام نشاندهنده آمادگی برای سناریوی شکست دیپلماسی بود. گزارش نیویورکتایمز در ژانویه ۲۰۱۰ حاکی از آن بود که این مانور بخشی از استراتژی «چماق و هویج» اوباما برای فشار بر ایران بود.
اکنون در آوریل ۲۰۲۵، با بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، شباهتهایی با آن دوره دیده میشود. ایران پس از ضعف نسبی محور مقاومت در سال ۲۰۲۴ و افزایش غنیسازی اورانیوم تا سطوح نزدیک به تسلیحاتی، بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته است. ترامپ در مارس ۲۰۲۵ نامهای به رهبر ایران ارسال کرد و خواستار مذاکره شد، اما همزمان تهدید به اقدام نظامی کرد. این دوگانگی یادآور رویکرد اوباما است، با این تفاوت که لحن تهدیدات کنونی تندتر و آرایش نظامی مشهودتر است. گزارش فاکسنیوز در ۴ آوریل از استقرار بمبافکنهای بی۲ در دیگو گارسیا خبر داد و آن را نشانهای از آمادگی برای عملیات گسترده دانست.
آرایش نظامی کنونی در دیگو گارسیا
از اواخر مارس ۲۰۲۵، گزارشهای متعدد از جمله از نیوزویک و رویترز حاکی از تقویت حضور نظامی آمریکا در جزیره دیگو گارسیا در اقیانوس هند است. این پایگاه که در فاصله ۲۴۸۰ مایلی (نزدیک به ۴ هزار کیلومتری) ایران قرار دارد، به دلیل موقعیت استراتژیک خود برای عملیات هوایی در خاورمیانه اهمیت دارد. طبق گزارش رویترز در اول آوریل، دستکم شش بمبافکن بی۲ به همراه تانکرهای کیسی۱۳۵ و هواپیماهای سی۱۷ به این جزیره منتقل شدهاند. این بمبافکنها قادر به حمل بزرگترین بمبهای سنگرشکن آمریکا هستند که برای هدف قرار دادن تاسیسات زیرزمینی ایران طراحی شدهاند.
این آرایش نظامی با استقرار ناو یواساس کارل وینسون در دریای سرخ، که واشنگتنپست در ۲ آوریل گزارش داد، تکمیل شده است. پنتاگون اعلام کرده این اقدامات برای «دفاع از منافع آمریکا در برابر تهدیدات ایران و گروههای نیابتیاش» انجام شده است. این تحرکات همزمان با تهدیدات ایران برای پاسخ به هرگونه حمله صورت گرفته و نشاندهنده حساسیت بالای واشنگتن به تحولات منطقهای است.
حساسیتها و رویکرد آمریکا
ایالات متحده در هر دو دوره ۲۰۱۰ و ۲۰۲۵ با حساسیتهای مشابهی به برنامه هستهای ایران واکنش نشان داده است. در دوره اوباما، نگرانی اصلی پیشرفت مخفیانه برنامه هستهای و احتمال دستیابی ایران به سلاح بود، اما ملاحظات دیپلماتیک و اجتناب از درگیری گسترده، مانع از اقدام عملی شد. گزارش بروکینگز در سال ۲۰۱۰ نشان میداد که آمریکا به دلیل هزینههای بالای جنگ و عدم اجماع بینالمللی، ترجیح داد فشار اقتصادی را تقویت کند. تمرین سنتکام در آن زمان، بیشتر یک پیام بازدارنده بود تا مقدمهای برای حمله واقعی.
در مقابل، رویکرد کنونی آمریکا تحت رهبری ترامپ تهاجمیتر به نظر میرسد. گزارش واشنگتنپست در ۲ آوریل به نقل از مایک والتز، مشاور امنیت ملی، اعلام کرد که هدف «نابودی کامل» برنامه هستهای ایران است. این موضع با اظهارات پترائوس درباره عملیات وسیع همراستاست و نشان میدهد که آمریکا نهتنها به دنبال مهار هستهای، بلکه تضعیف توان نظامی ایران است. استقرار در دیگو گارسیا، که نیوزویک در ۲۶ مارس آن را «هشدار به ایران» خواند، بیانگر آمادگی برای سناریوهای نظامی گستردهتر از دوره اوباماست.
تمرین نظامی ۲۰۱۰ و آرایش کنونی در دیگو گارسیا نشان میدهد که ایالات متحده، ایران را تهدیدی دائمی برای امنیت خود و متحدانش میداند. در دوره اوباما، این تهدید با دیپلماسی و فشار اقتصادی مدیریت شد، اما آمادگی نظامی بهعنوان گزینهای در سایه حفظ شد. اکنون، دولت ترامپ با تکیه بر نمایش قدرت و تهدیدات صریح، رویکردی تهاجمیتر اتخاذ کرده است. این تغییر، که با استقرار بمبافکنها و ناوهای جنگی همراه شده، بیانکننده این باور در دوره جدید کاخ سفید است است که ایران تنها با فشار نظامی قابل مهار است. با این حال، تداوم پیشنهاد مذاکره نشان میدهد که آمریکا همچنان به دنبال راهحلی دیپلماتیک است، اما آماده اقدام نظامی در صورت شکست گفتوگوهاست. این استراتژی ریسک تشدید تنش را بالا میبرد.